آھ ای رزمنده!
قایقت جا دارد؟
ڪه نجاتم دهے از، این گرداب💔🥀؟
#شهیدانه 🕊 🌷
#یـــازیـــنــب_کـــبری
❣یـــازهــرا سـلام الله عـلـیها❣
#مـــامــلت_شـــهادتــیـم🕊🥀
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگے_مجازے_هادے_دلہـا
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#شهید_ابراهیم_هادی
╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے.
@rafiq_shahidam
@rafiq_shahidam
🕊️🕊️🕊️
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
5.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استور؎
🌱روایت بسیار زیبا و شنیدنی از شهیدانی که آرزو داشتند مانند حضرت زهرا سلام الله علیها گمنام بمانند...❗️
#شهیدانه🕊
#یـــازیـــنــب_کـــبری
❣یـــازهــرا سـلام الله عـلـیها❣
#مـــامــلت_شـــهادتــیـم🕊🥀
#مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگے_مجازے_هادے_دلہـا
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#شهید_ابراهیم_هادی
╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے.
@rafiq_shahidam
@rafiq_shahidam
🕊️🕊️🕊️
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
*شهدای گمنام🎥*
*حسین یکتا*
*👈اینجا قرار عاشقی با شهیدان است👉*
*#اللهم_ارزقنا_شهادت🕊»*
##مجموعه_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#فرهنگے_مجازے_هادے_دلہـا
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#شهید_ابراهیم_هادی
╔━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╗
ڪاناݪ شہید ابـراهیم هـادے.
@rafiq_shahidam
@rafiq_shahidam
🕊️🕊️🕊️
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
╚━━━━๑ღ🖤ღ๑━━━━╝
خاطرات بسیارشیرین
،زیبا وجذاب برادر علی عاشوری از رزمندگان دوران دفاع مقدس از استان قم واز همرزمان شهید دکتر چمران تحت عنوان خاکیان افلاکی
هر روز یک قسمت از خاطرات
قسمت : ( دهم)
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
خاطرات برادر علی عاشوری از رزمندگان دوران دفاع مقدس و از همرزمان شهید دکتر چمران
🍃 :قسمت دهم: روز پنجم دوره آموزشی
روز پنجم تا ظهر استراحت کردیم. اذان ظهر از بلندگو در حال پخش بود. نیروها کم کم از خواب بیدار می¬شدند تا آماده بشوند برای نماز ظهر و عصر، هوا خیلی گرم بود. تکلیف صبحانه و ناهار و شام هم با "جیره جنگی ۷۲ ساعته" از قبل مشخص شده بود که چیزی در کار نیست! بلندگو اعلام کرد برادران! حی الصلاه، حی الصلاه، همه رفتیم برای نماز، طبق معمول پیش نماز دکتر مصطفی چمران بود. اگر کسی دنبال نماز عرفانی بود، باید پشت سر دکتر چمران نماز می¬خواند، نمازی که در آن اشک و آه و عبادت بود. دکتر چمران بین دو نماز بلند شد، رو به مأمومین ایستاد و ضمن عرض سلام و خسته نباشید به نیروها، گفت: برادران و عزیزان من، با توجه به این¬که جبهه ها به نیروهای تازه نفس نیاز دارد، ما نمی توانیم بیشتر از ده روز در پادگان بمانیم. بعد از اطلاع رسانی این خبر ادامه داد: ما در حال سپری کردن روز پنجم آموزش هستیم. لذا از این به بعد آموزش¬ها فشرده¬تر خواهد بود. لذا وقت را باید غنیمت بشماریم و از دست ندهیم. همه گروهان¬ها بعد از نماز آماده بشوند تا برویم برای کلاس "عبور از میدان مین" کلیات کلاس را هم برایمان توضیح دادند.
بعد از نماز، همه نیروها تجهیزاتشان را برداشتند و در میدان صبح¬گاه به خط شدند. هنوز خستگی راه¬پیمایی در چهره¬هایمان موج می¬زد. تکاوران ما را به جایی که میدان مین درست کرده بودند، بردند. اسمش میدان مین بود، ولی پوشیده از موانع مصنوعی مثل: سیم خاردار در حوضچه¬های آب، کانال و انواع مین بود. دکتر شروع کرد به توضیح دادن "میدان مین با موانع"، گفت: چرا دشمن میدان مین احداث می¬کند؟ و هدفش از ایجاد موانع چیست؟ ایشان نحوه عبور از میدان مین را کامل تشریح کرد. مرحله به مرحله عبور از میدان موانع را به نیروها درس داد.
در میدان مین، انواع مین مسلح و هم غیر مسلح و تله شده، کاشته شده بود. گاهاً مینی را منفجر می¬کردند. این کار توسط یکی از تکاوران همراه دکتر، با کشیدن سیم تله که به هر مین وصل شده بود، انجام و باعث انفجار مین می¬شد. معمولا یک لاستیک اسقاطی از یک ماشین را روی آن می¬گذاشتند تا موقع انفجار، نیروهای آموزشی قدرت موج انفجار را ببینند. وقتی مینی منفجر می¬شد، قدرت انفجار به حدی بود که لاستیک روی مین را تا ارتفاع پنجاه - شصت متر به سوی آسمان پرتاب می-کرد.. بچه¬ها بالای سر میدان مین ایستاده بودند، با خود می گفتند: مگر می¬شود از این میدان مین و موانع عبور کرد؟ دکتر مصطفی چمران توضیح می¬داد: بله می¬شود. رزمندگان اسلام باید از این موانع عبور کنند. بعد از تدریس دکتر چمران، حالا نوبت نیروها بود که باید معبر باز می¬کردند، تا از "میدان مین با موانع" عبور کنند. چند نفری کار را شروع کردند، تا قسمتی از میدان مین را باز کنند و بالاخره معبر باز شد و همه از آن عبور کردیم.
رسیدم به کانال آب، نحوه عبور از کانال آب را آقای دکتر توضیح داد و خودش از کانال آب عبور کرد. تصور کنید کانال آبی که برای عبور از آن، تا سر و گردن باید در داخل آب فرو می¬رفتی، آن¬هم نه آب تمیز، بلکه آبی که با خاک قاطی شده بود و به حالت لایه¬ای از آب و گل در آمده بود. وقتی کسی از آن آب خارج می¬شد از سر تا پا کاملا یک آدم گل¬آلود دیده می¬شد. عبور از کانال آب خیلی سخت بود. به هر جهت نیروها از کانال آب هم عبور کردند.
رسیدیم به "عبور از سیم خاردار" سیم های خاردار رشته¬ای، حلقوی و فرشی با ارتفاع بلند و کوتاه، نحوه عبور و روش¬های عبور از سیم خاردار را دکتر مصطفی چمران به نیروها کاملا توضیح دادند. وقتی نوبت نیروها می¬شد که از سیم خاردارها عبور کنند به سیم خاردارها گیر کرده، لباس¬هایشان پاره شده و دست و پا بود که زخمی می¬شد. بعد از عبور از سیم خاردار، رسیدیم به خاکریز، دکتر چمران خاکریز را تعریف کرد و انواع آن را بیان کرد. همچنین روش¬های عبور و استفاده از خاکریز را نیز کاملا توضیح داد و ما هم آن را انجام دادیم. سپس دستور داد تا پشت خاکریز، سنگرهای انفرادی و اجتماعی و سنگر تیربار و نگهبانی احداث کنیم. نیروها مشغول درست کردن سنگرها شدند و این کلاس تا نماز مغرب و عشاء طول کشید و سنگرها آماده برای عملیات شد.
هر کدام از کلاس¬های دکتر مصطفی چمران برای ما یک آموزش کامل بود. چقدر این مرد، دلاور و شجاع و خستگی ناپذیر بود!!!
🌺🍃🌺🍃🌺
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9
ادامه دارد
هدایت شده از ❤️کانال شهید مصطفی صدرزاده❤️
هر کدام از ما
وقتی اولین بار یاد گرفتیم
بنویسیم✏️📒
(قهرمان)
شاید در ذهن، کسی را مجسم کردیم.
پدر،مادر،برادر و... .
اما قطعا
وقتی فاطمه اولین بار نوشت:
(قهرمان)
اسم و صورت زیبای
بابا مصطفی♥️
در چشم های به اشک نشسته و
گلوی بغضآلود اش بود.
پن:
بصیرت به سن و سال
و قد و هیکل نیست
به
*معرفت*، *درک* و *شعور*
دینی است.
@shahid__mostafa_sadrzadeh1
@shahid__mostafa_sadrzadeh2
1400/11/6
https://www.instagram.com/shahid__mostafa_sadrzadeh1/p/CZMH9_2hnS0/?utm_medium=share_sheet
هدایت شده از ❤️اباالفضلیامافتخارمه❤️
امام زین العابدین (ع) که از موسسان تقوا و فضیلت در اسلام است، مداوم برای عمویش عباس طلب رحمت می کرد و عظمت و عزّت جان فشانی های استثنایی او را برای برادرش حسین (ع) یادآور می شد و از جمله می فرمودند که: «خدا عمویم عباس را رحمت کند، او احترام گذاشت و خوب از عهده ی امتحان بر آمد تا جایی برای برادرش جان فشانی کرد که دستهایش قطع شد. خدا به او دو بال عطا کرد که با ملائکه در بهشت پرواز می کند، آن گونه که برای جعفر بن ابی طالب بود و برای عباس نزد خدای تبارک و تعالی منزلتی است که همه ی شهدای روز قیامت به او غبطه می خورند.» *** این کتاب هدیه ای است به:
قهرمان عقیده و جهاد و پرچم دار حسین (ع) در کنار فرات.
به خون سرخ تو که همواره و در هر زمان و مکان، تاج و تخت ستمگران را می لرزاند.
به تو، ای کسی که خون پاکت با آب گوارای فرات در هم آمیخت تا با حروفی از نور، داستان غم انگیز قهرمانی حسین را بنگاری.
به تو، ای کسی که برای مبارزه و شجاعت و عظمت سر فصلی تازه در کتاب عقیده و جهاد گشودی. به تو ای مدرسه ی انقلاب محمد که چون شیر، غرش کنان به اسلام حیات تازه دادی. ... هدیه به تو ای کسی که سر مبارکت را قربانی نمودی تا سر دین بریده نشود. تقدیم به تو ای عباسی که دست هایت را فدا نمودی تا عدالت قدرت یابد.
بخشی از سخنان مؤلف در ابتدای کتاب. *** «ماه ترین» داستان زندگی سقای تشنه ی کربلا، مرد ادب و عشق، ابوالفضل العباس (ع) است. «باقر شریف قریشی» این کتاب را در چند بخش نگاشته است:
بخش اول به زندگی نامه ی حضرت، مادر ایشان و نسب شریف ایشان پرداخته است. بخش دوم، به معرفی سرزمین کربلا، بخشی از واقعه ی عاشورای سال 61 هجری قمری و بخش سوم به شهادت ایشان اختصاص یافته است.
جالب اینجاست که شریف قریشی، نویسنده ی زندگینامه ی اهل بیت (ع)، با پایان یافتن ماجرای شهادت حضرت عباس (ع)، داستان زندگی او را به پایان نرسانده است بلکه در بخش چهارم و پنجم این کتاب به کرامات و فضایل ایشان پرداخته که پس از شهادت ایشان کشف و ضبط شده است.
در بخش آخر کتاب، نویسنده، دست به جمع آوری ختمها و نذوراتی زده است که مردم به نام حضرت عباس (ع) و حضرت ام البنین (س)، برقرار می کنند و در نهایت کتابی جامع و کاربردی پدید آورده است.
@abalfazleeaam
1400/11/6
#قمر_منیر_بنی_هاشم
#قم_بنی_هاشم
#حضرت_عباس
#امام_حسین
#سیدالشهدا
#یار_باوفا
#اباالفضل
#کرامات_حضرت_عباس
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
https://www.instagram.com/abalfazleeaam/p/CZMXmvlpMej/?utm_medium=share_sheet
#شهیدانه
▪️نقل از #مادر_شهید مدافع حرم #داوود_نریمیسا
💢پسرم داوود زمانی که شروع به قرائت #زیارت_عاشورا میکرد در حین خواندن به تمام پهنای صورتش اشک میریخت، به طوری که بعضی دوستان یا اقوام که پای #مداحی داوود مینشستند گاهی میآمدند و به من میگفتند چرا پسرت زمانی که زیارت عاشورا را میخواند انقدر #گریه میکند! من جواب میدادم علت این گریه ها عشق به ابا عبدالله علیه السلام است.
بعد خودم از داوود علت گریه هایش را میپرسیدم میگفت مادر انسان زمانی که زیارت #عاشورا را قرائت میکند روحش به پرواز در میآید و این احساس برای همه قابل درک نیست!
مادر شهید میگوید دوست داشتم پسرم زندگی اش را وقف #اهل_بیت کند و در مسیر این خاندان قدم بردارد و به لطف خدا این اتفاق افتاد . . .
https://eitaa.com/joinchat/3309109376Cec5ab8b2a9