#خاطره_شهید
توی تدارکات لشکر یکی دو شب میدیدم
ظرفهای شام را یکی شسته.
نمیدانستیم کار کیه!🧐
یک شب مچش را گرفتیم، آقا مهدی بود.😳
گفت:
من روزها نمیرسم کمکتون کنم،
ولی ظرفهای شب با من..:)🙂
#شهید_مهدی_زینالدین
http://eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c