خط رهبری
🔰 #گزارش | پشت پرده شبی که تلآویو لرزید - ۲
* وقتی دستانمان تهی بود
🔸 آغاز برنامه موشکی در ایران بازمیگردد به دههی ۴۰ و ۵۰ شمسی. همان ایامی که محمدرضا #پهلوی با حمایت آمریکا، قراردادهای میلیارد دلاری برای خرید تجهیزات نظامی امضا کرد. اما آمریکا از فروش موشکها خودداری نمود.
🔹 پس از ناکامی در خرید، ایران با رژیم صهیونیستی وارد همکاری در پروژه شکوفه شد تا #موشکهای_دوربرد تولید کند. این پروژه به نتیجه نرسید و تکنولوژی آن، از رده خارج بود. بعدها نیز معلوم شد این پروژه یک کلاهبرداری بزرگ مالی از ایران بوده است. این یعنی قرار نبود ایران به سلاحی مجهز شود.
🔸 در سپیدهدم شهریور ۱۳۵۹، هنگامی که جنگ تحمیلی آغاز شد، دستان ایران در حوزه موشکی تهی بود: «همین شهر تهران در زیر آتش موشکهای شبانهروزیِ دشمن میسوخت! خانهها خراب میشد، انسانها کشته میشدند؛ در شهر تهران! شهرهای جبهه -مثل دزفول، مثل اهواز، مثل شوش و بقیّهی شهرها- که جای خود دارد؛ حتّی تا شهرهای دوردست، موشکهای دشمن میرسید! ما موشک نداشتیم، وسیلهی #دفاع نداشتیم، مجبور بودیم دستمان را روی هم بگذاریم، تماشا کنیم!» ۱۳۹۷/۰۳/۱۴
🔹 این در حالی بود که «آمریکا برای همین موشکها و برای ابزارهای دفاعی و حتّی برای نقشهی میدان جنگ به #صدام کمک میکرد؛ ماهوارههایش و دیگران کمک میکردند. فرانسه کمک میکرد؛ فرانسه، هم موشک میداد.»۱۳۹۶/۰۷/۲۶
🔸 دانش موشکی نیز، آن زمان همچون امروز، گرانبهاترین گنج در زرادخانه دفاعی هر کشور و از اسرارِ مگو به شمار میرفت. همین موضوع، دستیابی به دانش و تجربه دیگران را در این عرصه، به رؤیایی دستنیافتنی بدل کرده بود. جنگ، جنگ نابرابری بود. تنها بیست روز از آغاز جنگ نگذشته بود که عراق یک موشک "فراگ-۷" بر پیکر شهر دزفول نشاند و هفتاد تن از هموطنان را به شهادت رساند.
🔹 این، تازه آغاز راه بود. در سه سال پس از آن، آسمان ایران بیش از ۱۷۰۰ بار با عبور مرگبار موشکهای دشمن شکافته شد. ایران در آن سالها هیچ سیستم #پدافند_هوایی برای رهگیری موشکهای بالستیک و هیچ موشک بالستیک دوربرد برای مقابلهبهمثل نداشت. لذا به فکر افتادند تا از صفر شروع کنند.
@rahbari_plus
🔰 #بازخوانی | رهبر معظم انقلاب:
🔸 «امروز مسئلهی اوّل کشور، مسئلهی اقتصاد و مسائل اقتصادی و مشکلات و گرههای اقتصادی است که اینها بایستی حل بشود.» ۱۳۹۵/۶/۳
@rahbari_plus
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #نماهنگ | دستاورد بزرگ نیروهای مومن
🔸 رهبر انقلاب: «ما احتیاج به موشک داشتیم، موشک هم به ما داده نمیشد، دشمن هم #موشک داشت، با موشک میزد، این ما را -یعنی نیروهای مستعدّ ما را- به فکر انداخت که یک کاری بکنند؛ و [این کار را] کردند و خوبش را هم کردند.» ۱۳۹۹/۰۶/۳۱
@rahbari_plus
📚 #کتاب_خوب | روزگاری که غذایی برای خوردن نبود
🔸 کتاب «روحالله» روایت مستند زندگی امام خمینی (ره) است. رهبر انقلاب در تقریظ خود بر این اثر اینچنین آن را مورد تحسین قرار دادند: «این کتاب توانسته است چهرهئی نزدیک به واقع از امام خمینی ترسیم کند... امام خمینی در این کتاب ــ بحقّ ــ رهبری بزرگ و بینظیر است که باور او به مردمش، نیمی از محصول کار او را تشکیل میدهد.»
🔰 نکات مهم و بخشهای جذاب کتاب «روحالله» را در سلسله سخننگاشتهای «خط رهبری» بخوانید.
@rahbari_plus
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #فیلم | خاطرۀ شنیدنی رهبر انقلاب از مجلسی که علامه طباطبایی، امام خمینی(ره) را استاد خود خطاب کرد
➕ به مناسبت ۲۴ آبان؛ سالروز درگذشت علامه طباطبایی
@rahbari_plus
🔰#خبر | حجتالاسلام مروی: رهبر انقلاب؛ احیاکننده سنت «تقریظ» در ادبیات معاصر
تولیت آستان قدس رضوی در دیدار نویسندگان آثار دارای تقریظ رهبر معظم انقلاب:
🔸 امروز آمار کتابخوانی در ایران وضعیت مطلوبی ندارد و باید اقدامی جدی و میدانی انجام شود تا کتابخوانی بخشی از زندگی عموم مردم شود.
🔹 نویسندگان در کتابهایشان به جلوههای مختلف زندگی امام رضا(ع) بپردازند؛ امروز عشق به امام رضا (ع) مقولهای صرفاً مذهبی نیست، بلکه ملی، بینالمللی و بین ادیانی است و در میان مردم مسلمان و حتی غیرمسلمان موج میزند.
🔸 در گذشته رسم بود که بزرگان در آغاز یا پایان کتابها متنی کوتاه با عنوان تقریظ مینوشتند؛ همین امر برای خواننده نشانهای از اعتماد به صحت و ارزش محتوای آن اثر بود. اما متأسفانه این سنت کمکم به فراموشی سپرده شد. رهبر معظم انقلاب احیاکننده سنت تقریظ هستند.
🔹 قرآن کریم سرشار از داستانها و نمونههای واقعی است؛ سورههایی مانند یوسف و قصص شاهدی بر اهمیت روایت در هدایت انسانهاست. خداوند متعال از قصه برای هدایت انسان ها و انتقال مفاهیم توحیدی و اخلاقی استفاده کرده است. بنابراین روایت، ابزار مهمی در تربیت فکری جامعه است.
@rahbari_plus
خط رهبری
🔰 #روایت | ماجرای جالب پژو ۴۰۴ آیتالله خامنهای!
📝 در سال ۱۳۵۶، پس از آنکه ساواک خراسان آیتالله سیدعلی خامنهای را به #ایرانشهر تبعید کرد، جمعی از یاران نزدیک و مبارزان مذهبی در تهران تصمیم گرفتند در غربت، یار تبعیدی خود را تنها نگذارند. احمد قدیریان، با کمک شهید محمدصادق اسلامی توانست یک دستگاه پژو ۴۰۴ را به نام آیتالله خامنهای ثبت و مخفیانه به ایرانشهر بفرستد. این خودرو در روزهای حضور آیتالله خامنهای در تبعید، وسیلهای برای رفتوآمد و تبلیغ پیام انقلاب در شهرها و روستاهای اطراف شد و اندکی پس از رهبری، در آبان ۱۳۶۸ به رهبر معظم انقلاب بازگشت.
🔸 در سال ۱۳۶۸به هنگام رهبری آقا، در آبانماه، فردی ملبس به لباس روحانی به خیابان آذربایجان، کوچه شهید #کشوردوست مراجعه و تقاضای دیدار با آقا را مینماید. از وی سؤال میشود کار شما چیست؟ میگوید: این وسیله نقلیه، پژوی ۴۰۴ به شماره ۵۳۲۸۷ طبق سؤال از راهنمایی و رانندگی به نام حضرت آیتالله خامنهای میباشد و من این وسیله نقلیه را در خیابان بوذرجمهری به یک بنگاه معاملاتی به مبلغ یکصد و هفتاد و پنج هزار تومان فروختهام و قرار است به محضر بروم، ولی سند ندارم؛ لطفا به ایشان اطلاع دهید تا در این مورد اقدام فرمایند.
🔹 آقا فرمودند: به آقای قدیریان اطلاع دهید برود مسئله را بررسی کند. جریان به بنده اطلاع داده شد؛ پس از پیگیری قضایا متوجه شدم این ماشین پژوی سفیدرنگ همان پژوی خریداری شده سال ۱۳۵۶ مربوط به زمانی است که آقا به ایرانشهر تبعید شده بودند. چون صاحب ماشین در خیابان کشور دوست معطل بود، بالاخره رسیدی از ایشان گرفته، و مبلغ مورد درخواست به وی داده شد و ماشین به داخل محوطه #بیت آورده شد.
🔸 به رهبر معظم انقلاب اطلاع داده شد که وسیله نقلیه حضرتعالی به هنگام #تبعید، به داخل محوطه آورده شده است. ایشان قدری به ماشین نگاه کردند و به یاد ۱۲ سال قبل خود و تبعید در ایرانشهر افتادند و سوار ماشین شدند و چند دقیقه #رانندگی کردند که برای همه ما جای خوشحالی بود.
🔹 [ایشان] فرمودند: «مدتی از انتقال ماشین به مشهد گذشته بود. من متوجه شده بودم که این ماشین مربوط به من است. قرار شد این ماشین را به مبلغی بفروشم. بالاخره به شخصی فروختم. مبلغ ۵۰.۰۰۰ ریال (پنجاههزار ریال) نقد و بقیه را ماهیانه بدهند که فقط همان مبلغ اولیه به من رسید و از مابقی هیچ خبری نشد تا آن روز که وسیله را آوردند.»
📷 شرح عکس: تصاویر خودروی #پژو ۴۰۴ رهبر انقلاب که توسط حاج احمد قدیریان خریداری شده بود
➕ منبع: کتاب «خاطرات حاج احمد قدیریان»
@rahbari_plus
🖼 #اطلاع_نگاشت | علامهی زمان
🔸 مرور برخی خصوصیات علامه طباطبائی توسط رهبر معظم انقلاب
➕ به مناسبت ۲۴ آبان؛ سالروز درگذشت علامه طباطبایی
@rahbari_plus
خط رهبری
🔰 #روایت | کودک، کتاب و رسالت مادری!
✍️ فاطمه دولتی
🔸 رهبر معظم انقلاب: «مسئلهی مطالعه و کتابخوانی مهم است. در جامعهی ما بیاعتنائی به کتاب وجود دارد. گاهی آدم میبیند در تلویزیون از این و آن سؤال میکنند: آقا شما چند ساعت در شبانهروز مطالعه میکنید، یا چقدر وقت کتابخوانی دارید؟ یکی میگوید پنج دقیقه، یکی میگوید نیم ساعت! انسان تعجب میکند. ما باید جوانان را به کتابخوانی عادت دهیم، کودکان را به #کتابخوانی عادت دهیم؛ که این تا آخر عمر همراهشان خواهد بود. کتابخوانی در سنین بنده - که البته بنده چندین برابر جوانها کتاب میخوانم - غالباً تأثیرش بمراتب کمتر است از کتابخوانی در سنین جوانها و شما عزیزانی که اینجا حضور دارید. آنچه که همیشه برای انسان میماند، کتابخوانی در سنین پائین است. جوانان شما، کودکان شما هرچه میتوانند، کتاب بخوانند؛ در فنون مختلف، در راههای مختلف، مطلبی یاد بگیرند. البته از هرزهگردی در محیط #کتاب هم باید پرهیز کرد، منتها این مسئلهی بعدی است؛ مسئلهی اول این است که یاد بگیرند، عادت کنند به این که اصلاً به کتاب مراجعه کنند، کتاب نگاه کنند.» ۲۰/۷/۱۳۹۱
🔸 همین که نشستیم روی صندلی ماشین زد زیر گریه: «خانم مربیمون چندتا کارتن کتاب آورده گذاشته گوشهی باشگاه. من حواسم پرت میشه. بهش گفتم کتابها رو بده به من. نداده.» اشکهایش چون باران بیوقت بهار صورت کوچکش را خیس کرد. او را در #آغوش گرفتم. دست کشیدم پشتش: «شنبه بهش بگو کتاب رو بهت امانت بده. شاید قبول کنه.» گریهاش بند آمد. آب دهانش را قورت داد و گفت: «باشه.»
🔹 شنبه از راه رسید، من همراه مادرهای دیگر پشت در #باشگاه ایستاده بودم که در باز شد و بچههای قد و نیمقد کوله و قمقمه بهدست از پلهها بالا آمدند. دخترکم بینشان نبود. قلبم تند زد، نامش را صدا زدم. لحظهای سرش را از لای در بیرون آورد و گفت: «دارم حلش میکنم.» مات و مبهوت بودم که چند لحظه بعد با یک کتاب داستان و سری افراشته خودش را در آغوشم انداخت. یکی از مادرها پرسید: «کتاب گرفتی؟» و دیگری: «کتاب میدن مگه؟»
🔸 لبخند روی لبم نشست. دستش را فشردم. صدای #مربی از میان باشگاه بلند شد: «اگر بچههای دیگه هم کتاب میخوان میتونن بیان بگیرن.» بچهها از جا تکان نخوردند. دخترم، دست دوستش را کشید و با اصرار او را با خود برد تا برایش یک کتاب امانت بگیرد. مادر دخترک پرسید: «چطوری انقدر به کتاب علاقه داره؟»
🔹 گونههایم گل انداخت! نمیدانستم چه بگویم؟ چطور میگفتم از ۳ ماهگی تا همین حالا که ۳ ماه فاصله داشت تا ۵ سالگی هر ماه برایش کتاب خریدهام؟ چطور میگفتم ۲ سال از عضویتش در کتابخانهی محلهیمان میگذرد و تا حالا یک سوم کتابهای بخش #کودک را خوانده؟ چطور توضیح میدادم در این مدت هیچ شبی نبوده بدون خواندن یک یا دو کتاب به خواب برود؟ حتی به وقت تب، حتی به وقت مهمانی.
🔸 لبهایم را تر کردم: «کتاب توی خونهی ما همیشه دم دسته. روی اپن، روی میز، کنار تختخواب. توی دست من و پدرش دیده. میخواد شبیه ما باشه.»
🔹 مادرها لبخند نیمبندی به من زدند و رفتند. همیشه همین بود، در همهی اینسالها هر وقت کتاب دست گرفته بودم دیگران به چشم دیگری نگاهم کرده بودند، بارها با این سوال مواجهه شده بودم: «مگه هنوز درس میخونی که کتاب دستته؟» و گاهی هم زخمزبان شنیده بودم: «حالا این همه کتاب خوندی به کجا رسیدی؟»
🔸 دخترک و دوستش از پلهها بالا آمدند. چشمهای دخترکم درخشید، او دو کتاب در دست داشت و میگفت: «خانم مربی بهم گفت تو دختر کتابخون این باشگاهی.»
🔹 تلخی همهی حرفها، نگاهها، انتقادها به یکباره از بین رفت، قند که نه، یک گونی شکر در قلبم آب شد. شاید #رسالت من همین بود؛ تربیت دختری که کتابخوانترین دختر باشگاهی کوچک در شهری کوچک باشد!
@rahbari_plus