❁ـ﷽ـ❁
#کار_فرهنگی_تربیتی
👥 یه شب با ابوالفضل نشسته بودیم ورودی شهر و به گنبد امامزاده خیره شده بودیم.
🧔♂میخواستم #قدرت_تفکر و حل مسئله رو توش تقویت کنم. از طرفی شبهاتی راجع به #دفاع_مقدس براش پیش اومده بود، از جمله این که🔻
❓چرا رزمندهها برای دفاع از کشور حاضر شدن جونشون بِدَن؟
🔸بهش گفتم: ابوالفضل! فکر کن الان بهمون خبر برسه اشرار مسلح از این طرف دارن میان و هدفشون اینه که شهر رو #تخریب کنند و ما فقط نیم ساعت وقت داریم، توی شهر هم کسی خبر نداره، ما هم نفرات و تجهیزاتمون محدوده،
❓چی کار میکنی؟😵
🔹دیدم توی فکر فرو رفت🤔
🧑🦱و با تعجب گفت: فقط نیم ساعت وقت داریم و تجهیزات هم خیلی کم داریم؟
🧔♂گفتم: بله! چی کار میکنی؟
🧑🦱گفت: به سپاه و نیروی_انتظامی خبر میدم.
🧔♂گفتم: خب اونها هم تجهیزاتشون محدوده؛ به علاوه توی نیم ساعت چطور میخوای مثلاً فرمانده سپاه رو پیدا و هماهنگ کنی و به پاسگاه خبر بِدی؟
🧑🦱یه خورده فکر کرد...🤔 دیدم دچار اضطراب شده و فکرش درگیره...😵💫
🧔♂گفتم: خب میتونیم از تعداد محدودمون یه نفر رو بفرستیم بره توی شهر، سپاه و نیروی انتظامی رو خبر کنه،
🔹اما با بقیه افرادمون باید کاری کنیم سرعتشون کم بشه تا کمک برسه،
🔸مثلاً میتونیم جاده رو بپوشونیم تا راه رو گم کنن یا
🔹یه خندق بکنیم جلوی راهشون، تا نتونن پیشروی کنند،
🔸خودمون هم، با هر چی میتونیم وسیله دفاعی آماده کنیم مثل چوب و چماق و ...
🔹حتی سنگ که با سنگ بزنیمشون...
♦️اینقدر که معطل بشن و نیروی کمکی برسه و شر اشرار از سر شهرمون کم بشه...😉
🧑🦱فکرش بازشده بود و #برق_غیرت توی نگاهش میدرخشید...🤓
🧔♂گفتم: ببین دوران دفاع مقدس هم همچین وضعیتی برای کشور به وجود اومد و باید شر #صدام کم میشد.
✅ جوونهای #غیرتی_ایرانی رفتن با دست خالی جلوی صدام و لشکرش #ایستادگی کردن تا نتونه به کشورمون🇮🇷 و خاکش تعرض کنه...👌
✍ادامه دارد...
#انتقال_تجربه
#جهاد_تبیین
ble.ir/dostaneha1401_08