شب جمعه دعای کمیل که میخواند
اشک همه رو درمیاورد،
بلند میشد راه میافتاد توی بیابون،
پای برهنه روی رملها میدوید،
گریه میکرد و امام زمان رو صدا میزد.
بچه ها هم دنبالش زار میزدند
بعد می افتاد بی هوش...
به هوش که میاومد
جون میگرفت دوباره و
شروع به مناجات می کرد.
صبح که میشد ندبه میخوند.
یابنالحسن یابنالحسن میگفت
نالههاش تمومی نداشت
اشک بچه ها هم همینطور...
#شهیدمصطفیردانیپور
|@rahh_noor|