eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
برشی از (45) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 2 ـ ناتواني متنعمان از اَداي حق شكر ▪ توفيق حمد و شكر ذات اقدس الهي از بزرگترين نعمتهاي خداوندي و به بيان امام سجّاد (عليه السلام) «فوز و فلاح» است: «يا من ذِكره شرفٌ للذاكرين ويا من شُكره فوزٌ للشاكرين» [صحيفه‌ي سجّاديه، دعاي 11.] و متنعمانْ از شكر و سپاسِ اين فوز و نعمت عاجزند؛ زيرا هر حمدي حمد ديگر مي طلبد و هر شكري لزوم شكر ديگر را در پي دارد: «... فكيف لى بتحصيل الشكر وشكرى إيّاك يفتقر إلي شكر فكلما قُلتُ لك الحمد وجب علىّ لذلك أن أقول لك الحمد»[ بحار، ج94، ص146؛ مفاتيح الجنان، مناجاة الشاكرين.] . بنابراين، شكر شاكر، خود بهره مندي از نعمت است، نه اداي حقّ. ▪ از اين رو قرآن كريم در تبيين حكمت لقمان حكيم مي فرمايد: شكر خدا نعمتي است كه نصيب شاكر مي شود؛ همان گونه كه زيان كفر كافران، تنها دامنگير خود آنان است: (ولقد آتينا لقمان الحكمة أن اشكر لله ومن يشكر فإنّما يشكر لنفسه ومن كفر فإن الله غنيٌّ حميد)[ سوره‌ي لقمان، آيه‌ي 12]. ▪ جمله‌ي (فإن الله غنيٌّ حميد) در ذيل آيه به منزله‌ي تعليل براي هر دو مدعاست؛ نه شكر شاكران براي خدا سودمند و نه كفر كافران براي او زيانبار است؛ زيرا خدا از هر چيزي بي نياز و محمود بالذات است و محمود بالذات نه نيازمند شكر حامد است و نه كفر كافر به او آسيبي مي رساند و لازم است به اين نكته عنايت كامل شود كه چون خداوند هستي محض و غني صرف است از هر چيزي، حتي از خودش بي نياز است؛ زيرا اگر محتاج به خود باشد و با كوشش خود، نياز خود را برطرف كند، غنيّ بالذات نخواهد بود. از اين رو حضرت سيّدالشهداء (عليه السلام) در دعاي عرفه به خدا عرض مي كند: «الهي... أنت الغنىّ بذاتك أن يصل إليك النفع منك فكيف لاتكون غنيّاً عنّى»[ ـ مفاتيح الجنان، دعاي عرفه]. تذكّر: عجز متنعم از اداي شكرِ نعمت با برهاني ديگر نيز قابل اثبات است كه در بحث اختصاص حامديت به خداوند و بحث روايي خواهد آمد. 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (46) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 3 ـ تغاير و وحدت حمد و تسبيح ▪ در مباحث گذشته اشاره شد كه حمد تنها در برابر منعم بودن خدا نيست، بلكه همه‌ي اسماء و صفات و كلمات تكويني و تدويني او را نيز شامل مي شود؛ خواه اثر و مقتضاي آن اوصاف به غير برسد يا نرسد و بازگشت اين مطلب به آن است كه حمد تنها در برابر جمال خدا نيست، بلكه شامل جلال او نيز مي شود. از اين رو در قرآن كريم مي فرمايد: ستايش از آنِ خدايي است كه از فرزند، شريك و مددكار منزّه و مبرّاست: (وقل الحمد لله الذي لم يتّخذ ولداً ولم يكن له شريك في الملك ولم يكن له وليٌّ من الذلّ وكبّره تكبيراً)[ سوره‌ي إسراء، آيه‌ي 111.] . به بيان ديگر، افزون بر آن كه كمال و جمال خداي سبحان قابل ستايش است، مقدّس و منزّه بودن او نيز جاي حمد دارد. ▪ تحميد نه تنها از چنين گستره اي برخوردار است، بلكه همه مصاديق تسبيح، تهليل و تكبير را نيز شامل مي شود. پس تسبيح، تهليل و تكبير خداي سبحان، همه از مصاديق تحميد و ستايش اوست؛ چنانكه در مقابلْ تحميد، تهليل و تكبير، همه از مصاديق تسبيح ذات اقدس خداوند است. ▪ توضيح اين كه، تسبيح، تحميد، تهليل و تكبير گرچه با هم «اختلاف مفهومي» دارد، ولي از «وحدت مصداقي» برخوردار است. يكي از شواهد اين وحدت مصداقي آن است كه به مجموع اينها در اذكار نماز به «تسبيحات أربعه» موسوم است. شاهد ديگر، اقتران حمد و تسبيح در قرآن كريم است: (وإن من شي ء إلا يسبّح بحمده)[ سوره‌ي إسراء، آيه‌ي 44.]. سومين شاهد، رواياتي است كه در تبيين «الله أكبر»، آن را به تسبيح بازگردانده است: عن أبى عبدالله (عليه السلام)، قال: قال رجل عنده: الله اكبر. فقال: «الله أكبر من أىّ شى ء؟» . فقال: من كل شى ء. فقال أبوعبدالله (عليه السلام): «حَدَّدتَه». فقال الرجل: وكيف أقول؟ فقال: «الله أكبر من أن يوصف»[ بحار، ج90، ص219.]. ▪ نكته‌ي ديگر اين كه، چون محمود حقيقي هم مبداي كمال و فيض است و هم منزّه از نقص و عيب، پس اگر در موردي عنوان محمود به طور مطلق ذكر شد و قيد خاصي نداشت، مي توان آن را بر معناي جامعي حمل كرد. از اين رو ممكن است از آيه‌ي (ومن الّيل فتهجّد به نافلة لك عسي أن يبعثك ربّك مقاماً محموداً) [سوره‌ي إسراء، آيه‌ي 79.]استفاده شود كه انسانْ با تهجّد و نماز شب نه تنها بالعرض مبدأفيض مي شود و خير او به ديگران مي رسد، بلكه بالعرض از نقص نيز مي رهد و در نزاهت از عيب نيز مظهر «هو الحميد» مي شود. ▪ البته وصول انسان به كمال و رهايي او از نقص و عيب، بالعرض است، نه بالذات و محدود است، نه مطلق و به عنوان آيت كمال و نزاهت الهي است، نه جز آن. 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (47) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 4 ـ راز اختصاص حمد به خدا ▪ خداي سبحان در آياتي چند از قرآن كريمْ خود را به عنوان «حميد» مي ستايد. حميد هم به معناي محمود به كار مي رود و هم به معناي حامد. بر اين اساس هم تمامي حمد و ستايشهاي موجودات از آن اوست و هم حامد حقيقي فقط ذات اقدس اوست و تنها اوست كه مي تواند حق ستايش خود را ادا كند و در «الحمد لله» احتمال هر دو معنا (انحصار محموديت و انحصار حامديت در خدا) هست و در دو بخش بايد بيان شود: ⏪ الف: انحصار محموديّت اختصاص محموديّت به خداي سبحان با براهيني چند قابل اثبات است؛ مانند: 1⃣ برهان يكم: حمد در برابر نعمت است و چون منعم حقيقي و بالذات ذات اقدس الهي است و همه‌ي نعمتها (با واسطه يا بي واسطه) از آنِ اوست: (وما بكم من نعمة فمن الله) [سوره‌ي نحل، آيه‌ي 53.]؛ پس محمود حقيقي تنها اوست. ▪ [سپاس و تشكر از مخلوق نيز در حقيقت از آن خدايِ سبحان است و معناي احاديثي مانند: «من لم يشكر المنعم من المخلوقين لم يشكر الله عزّ وجلّ» (بحار، ج68، ص44)، ▪ يا «أشْكَرُكُمْ لله أشْكَرُكُمْ للناس» (اصول كافي، ج2، ص99)، اين نيست كه اگر كسي از مردم حق شناسي نكرد، از خدا حق شناسي نكرده است؛ زيرا در اين صورت تلازمي بين مقدم (من لم يشكر المنعم...) و تالي (لم يشكر الله) وجود ندارد و تلازم در صورتي محفوظ است كه بگوييم منعم از آن جهت كه مخلوق خداست، پيام خالق را دارد؛ ▪ نظير آنچه امام اميرالمؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد: «إنّ المسكين رسول الله» (نهج البلاغة، حكمت304). در جايي كه شخص، ديگري را اطعام مي كند نيز بايد گفت: «المطعم رسول الله»، چه آن مطعم خود بداند رسول الهي است يا نداند، مسلمان باشد يا كافر و شكي نيست كه مراد از رسالت در اين جا رسالت تكويني است، نه تشريعي و در رسالت تكويني هيچ موجودي مستقل نيست و بدون اين كه پيك خدا باشد كاري نمي كند. از اين رو خداوند حركت باد لقاح كننده را رسالت خود مي داند: وأرسلنا الرياح لواقح (سوره‌ي حجر، آيه‌ي 22) و آسمان را در بارش باران، رسول خود معرفي مي كند: يُرسل السماءَ عليكم مدراراً (سوره‌ي نوح، آيه‌ي 11). بر اين اساس، شياطين را نيز رسول خود شمرده، مي فرمايد: ألم تَرَ أنّا أرسلنا الشياطين... (سوره‌ي مريم، آيه‌ي 83) ▪ و بالاخره در نظام تكوين هر ذرّه اي كه از نقطه اي رهسپار نقطه ديگر مي شود پيك خداست، چه موافق نظام تشريع باشد يا نباشد. ▪ به بيان ديگر، ايمان، كفر، اطاعت، عصيان و پاداش و كيفر، تنها در نظام تشريع مطرح است وگرنه در نظام تكويني عصيان راه ندارد. ▪ اين نكته را نيز بايد افزود كه همان گونه كه مسكين پيك حق است و خداوند براي آزمودن متنعم، نيازمندي را به سوي او مي فرستد، انفاق كننده نيز رسول خداست؛ زيرا خداوند او را هدايت و به رفع نياز محروم وادار كرده است. ▪ با اين بيان، كسي كه نعمتي را از مخلوق خدا دريافت مي كند بايد بداند كه آن منعم، پيك خداست و بايد از او به عنوان اين كه «مخلوق» و «رسول» الهي است، حق شناسي كند، نه از آن جهت كه شخصِ معيني است. ▪ در نتيجه معناي حديث اين است: «من لم يشكر المخلوق بما أنه مخلوق، لم يشكر الخالق»؛ كسي كه از مخلوق با اين نگاه كه مخلوق خداست و منعم بالعَرَض است، نه بالذات تشكر نكند، در واقع از خالق تشكر نكرده است؛ زيرا تشكر از مخلوق در واقع تشكر از خالق است. ▪ حاصل آن كه، روايت مزبور نه تنها منافاتي با اختصاص همه‌ي حمدها به خداي سبحان ندارد، بلكه مؤيد آن است و از طرف ديگر در تلازم مزبور مي توان احتمال داد كه اگر كسي از مخلوق، كه اِنعام او محسوس است، شكرگزاري نكرد، معلوم مي شود روحيّه سپاس در برابر اِحسان در او نيست؛ مگر آن كه جزو اوحدي از انسانها باشد كه همه‌ي نعمتها را از خداوند بداند و غير او را اصلاً نبيند، كه در اين حال از بحث خارج خواهد بود] ⬅ ادامه دارد... 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (48) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 4 ـ راز اختصاص حمد به خدا ▪ ... در قرآن كريم هر جا سخن از حمد خدا (الحمد لله) مطرح است نعمتي از نعم الهي و فيضي از فيوضات او به عنوان دليل و حد وسط برهان بيان مي شود؛ مانند اين كه در سوره‌ي مباركه‌ي حمد بعد از حمد، ربوبيّت مطلقه: (ربّ العالمين)، رحمت مطلقه: (الرّحمن)، رحمت خاصّه: (الرّحيم) و مالكيّت مطلقه خدا: (مالك يوم الدين) مطرح شده و هر يك حدّ وسط برهاني براي اختصاص حمد براي خدا قرار گرفته است كه هم ناظر به نظام تكوين است و هم نظام تشريع. چنانكه در سوره‌ي مباركه‌ي فاطر نيز نوپديد كردن آسمانها و زمين (فاطر السماوات والأرض) و در سوره‌ي أنعام، خلقت آسمانها و زمين وپديد آوردن نور و ظلمت و در سوره‌ي سباي مالكيت آنچه در آسمانها و زمين است، حدّ وسط برهان واقع شده است، كه ناظر به نظام تكوين است و در سوره‌ي مباركه‌ي كهف، فرو فرستادن كتاب آسماني بر پيامبر حدّ وسط برهان قرار گرفته است كه ناظر به نظام تشريع و كلمات تدويني خداوند است. ▪ از ملاحظه‌ي موارد حمد در قرآن کريم بر مي آيد كه افزون بر آن كه مجموعه آيات تكويني يا تدويني خداوند يك جا حدّ وسط برهانِ اختصاص حمد براي خداوند واقع مي شود، نظير: (الحمد لله ربّ العالمين) و (الحمد لله الذي أنزل علي عبده الكتاب) [سوره‌ي كهف، آيه‌ي 1.]، ▪ هر يك از آيات تكويني و تدويني نيز[2]به طورمستقل حدّ وسط برهان قرار مي گيرد؛ مانند: (الحمد لله الذي له ما في السماوات وما في الأرض) [سوره‌ي سبأ، آيه‌ي.]نسبت به نظام تكوين و (الحمد لله الذي هدانا لهذا وما كنّا لنهتدي لولا أن هدانا الله) [سوره‌ي اعراف، آيه‌ي 43.]نسبت به نظام تكوين و تدوين؛ تا ثابت شود كه هر يك از اين موجودات فقير و ممكن و نيازمند فاعل و خالق هستند و تنها ذات اقدس الهي است كه غنيّ محض است. پس همه‌ي حمدها از آنِ اوست و محمود حقيقي تنها اوست. ▪ برهان دوم: همان گونه كه در بحث تفسيري گذشت، از ديدگاه قرآن كريم، سراسر عوالم هستي امكاني از آن جهت كه آفريده‌ي خداست، زيبا و نيكوست؛ پس همه‌ي جمالها از آنِ خداي سبحان است و چون حمد همان ثنا و ستايش در برابر كار زيباست، از اين رو همه‌ي حمدها از آنِ خداوند جميلِ جمال آفرين است. ⬅ ادامه دارد... 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (49) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 4 ـ راز اختصاص حمد به خدا ▪ برهان دوم: همان گونه كه در بحث تفسيري گذشت، از ديدگاه قرآن كريم، سراسر عوالم هستي امكاني از آن جهت كه آفريده‌ي خداست، زيبا و نيكوست؛ پس همه‌ي جمالها از آنِ خداي سبحان است و چون حمد همان ثنا و ستايش در برابر كار زيباست، از اين رو همه‌ي حمدها از آنِ خداوند جميلِ جمال آفرين است. 🔹 لازم است به اين نكته نيز توجه شود كه زيبايي كارهاي خدا، مطلق است، نه نسبي تا تنها نسبت به خود آن ذات اقدس يا برخي اشيا خوب و زيبا باشد. فعل خدا سراسر جمال و جمال او جميلِ مطلق و كمال او كاملِ صرف است: «وكلّ جمالك جميل»، «وكل كمالك كامل» [بهشتيان به بركت آيات تشريعي به نعمت بهشت دست مي يابند. از اين رو در بهشت، برابر همين آيه، خدا را حمد مي كنند.]؛ بر خلاف كارهاي نيك ديگران كه نسبت به خود آنان خوب است، گرچه ممكن است برخي از آنها براي ديگران خوب نباشد. ▪ برهان سوم: كه حدّ وسط آن «ربوبيّت مطلقه‌ي خداوند بر سراسر عوالم هستي» است و در بحث تفسيري به اجمال گذشت، اين است كه براساس تحليلي دقيق، برپايه‌ي ربوبيّت مطلقه‌ي خداي سبحان و توحيد افعالي، در اِسناد فعل به فاعل، سهمي براي غير خدا نمي ماند؛ زيرا تنها فيض الهي است كه همه‌ي عوالم هستي را اداره مي كند و كارهايي كه به ديگران اسناد داده مي شود، جز ظهور و تجلّي فيض و فعل خدا نيست[چون سخن از اوصاف فعل خداست، نه صفات ذاتي، اسناد فعل هر فاعلي به خدا با توحيد ذاتي حق منافاتي ندارد.]. 🔹 از اين رو قرآن كريم، پيروزي رزمندگان در ميدانهاي نبرد حق در برابر باطل را از آنان نفي و به خداي سبحان اسناد مي دهد؛ چه رزمندگان بَشَري: (فلم تقتلوهم ولكنّ الله قتلهم) [سوره‌ي انفال، آيه‌ي 17.]و چه جنود نامرئي آسماني كه قرآن كريم با تعبير لطيف (وأنزل جنوداً لم تروها) [سوره‌ي توبه، آيه‌ي 26.]از آنان ياد مي كند. 🔹 درباره‌ي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نيز مي فرمايد: (وما رميتَ إذ رميتَ ولكنّ الله رمي) [سوره‌ي انفال، آيه‌ي 17. تعبير اين آيه‌ي كريمه درباره‌ي پيامبر خدا و نيروهاي رزمنده يكسان نيست؛ درباره‌ي رزمندگان تنها نفي مطرح است: فلم تقتلوهم، اما درباره‌ي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نفي و اثبات را به هم آميخته، مي فرمايد: وما رميتَ إذ رميتَ و اين بيانگر نوعي عظمت و شخصيّت انحصاري براي پيامبر بزرگوار اسلام است.]؛ زيرا تنها فيض خداست كه همه‌ي هستي و از جمله ميدانهاي نبرد حق با باطل را اداره مي كند 🔹 [بر اساس همين ديد توحيدي و عارفانه است كه حضرت امام خميني (قدّس سرّه الشريف) به مناسبت آزاد سازي خرمشهر فرمود: «خرمشهر را خدا آزاد كرد» و درباره‌ي رزمندگان حماسه آفرين فتح المبين نيز فرمود: «از دور دست و بازوي قدرتمند شما را كه دست خدا بالاي آن است مي بوسم» (صحيفه‌ي نور، ج 16، ص 96). وصف «دست خدا بالاي آن است»، مشعر به اين است كه چون قدرت خدا به دست رزمندگان ظهور و تجلي كرده است، عارفي همچون امام خميني آن دستها را مي بوسد وگرنه عارف، دستِ غير خدا را نمي بوسد.]. از اين رو پس از شكست كافران، رزمندگان را ستايش نمي كند، بلكه قطع ريشه‌ي ستمكاران و مترفان را ذكر و از ذات مقدس خود ستايش مي كند: (فقطع دابر القوم الذين ظلموا والحمد لله ربّ العالمين)[ سوره‌ي انعام، آيه‌ي 45.]. ⬅ ادامه دارد... 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (50) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 4 ـ راز اختصاص حمد به خدا ▪ نكته: بر اين اساس، قرآن كريم كه بهشت را پاداش و جزاي عمل مؤمنان صالح مي داند: (ونودوا أن تلكم الجنّة أورثتموها بما كنتم تعملون) [سوره‌ي اعراف، آيه‌ي 43.] 🔹 و يا سخن از خريدن جان و مال مؤمنان در برابر بهشت دارد: (إن الله اشتري من المؤمنين أنفسهم وأموالهم بأنّ لهم الجنّة) [سوره‌ي توبه، آيه‌ي 111.] 🔹 ويا از قرض الحسنه‌ي بندگان به خداي غني سخني دارد: (من ذاالذي يقرض الله قرضاً حسناً) [سوره‌ي حديد، آيه 11.]، همه‌ي اينها براي تشويق است، نه بيانگر استحقاق؛ 🔹 زيرا مِلك و مُلك آسمانها و زمين از آن اوست: (ولله ملك السماوات والأرض) [سوره‌ي آل عمران، آيه‌ي 189.]، (له ما في السماوات والأرض) [سوره‌ي بقره، آيه‌ي 116]، (أمّن يملك السمع والأبصار) [سوره‌ي يونس، آيه‌ي 31.]وسراسر عالم هستي ستاد و سپاه اوست: (للّه جنود السماوات والأرض) [سوره‌ي فتح، آيه‌ي 7.]؛ 🔹 نه غير خدا مالك چيزي است تا آن را به خدا بفروشد و نه خداي غني فاقد چيزي است تا آن را در داد و ستد يا استقراض از بنده‌ي خود دريافت كند: «فَلَمْ يَستنصركم من ذُلٍّ ولم يستقرضكم من قُلّ، استنصركم وله جنود السماوات والأرض وهو العزيز الحكيم واستقرضكم وله خزائن السماوات والأرض وهوالغنىّ الحميد وإنما أراد أن يبلوكم أيّكم أحسن عملاً»[ نهج البلاغه، خطبه 183، بند22.]. ▪ بنابراين، تعبيراتي مانند اجر، بيع، شراء، ياري كردن خدا و پرداخت قرض الحسنه به او، همه براي تشويق مؤمنان به عمل صالح است؛ همانند وعده اي كه پدر مهربان در مقابل تحصيل علم به فرزند خويش مي دهد؛ با اين كه پدر به تحصيل او نيازي ندارد. پس فاعلِ كار و مالك حقيقي خداوند سبحان است؛ اما كار او به دست رزمندگان محقق مي شود: (قاتلوهم يعذّبهم الله بأيديكم)[ سوره‌ي توبه، آيه‌ي 14.]. بنابراين، كسي كه توفيق حفظ و ياري دين خدا را مي يابد، بايد بيش از ديگران شاكر خدا باشد؛ زيرا دست او مظهر فيض خداي فياض شده است. ⬅ ادامه دارد... 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (51) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 4 ـ راز اختصاص حمد به خدا ✅ برهان چهارم: كه حدّ وسط آن «جامع كمالات بودن خدا» است در بحث تفسيري تقرير شد. 🔹 برهان ديگري نيز از آيات اوليه‌ي سوره‌ي مباركه‌ي حمد استفاده مي شود كه حد وسط آنها رحمت مطلقه، رحمت خاصه و مالكيت مطلقه‌ي خداوند است و در تفسير آيات دوم و سوم همين سوره بيان خواهد شد. ▪ نكته: براهين حصر حمد گرچه در نگاه اوّل متعدد و حدّ وسط هر برهان با براهين ديگر متفاوت است، اما با دقت معلوم مي شود كه برخي از اين براهين زير پوشش برخي ديگر است و در جمع بندي نهايي مي توان براهين متعدد را به تقرير زير در يك برهان خلاصه كرد: 🔹 همه‌ي كمالها، جمالها و نعمتها اوّلاً و بالاصاله از آنِ خداي سبحان است و اسنادش به ديگران ثانياً و بالعرض است و چون حمد در برابر كمال، جمال و نعمت بخشي است، همه‌ي حمد از آنِ خداي سبحان است و جز او كسي مالك حمد نيست. تفاوت اجمال و تفصيل يا متن و شرح در آيات قرآن كريم مشهود است؛ زيرا گاهي بر اساس اصل نظم كلّي و انسجام و هماهنگي سراسر جهان امكان بر توحيد ربوبي استدلال مي شود[سوره‌ي انبياء، آيه‌ي 22.]و گاهي بر اساس نظم خاص رويش گياهان، طلوع و افول ستارگان، پديد آمدن شب و روز و...[ سوره‌ي انعام، آيات 95 ـ 99.]. ▪ ب: انحصار حامديّت اختصاص حامديت به خدا با دو برهان اثبات مي شود: 🔅 برهان يكم: حمد حقيقي متوقف بر معرفت حقيقي نعمت و نيز اكتناه حقيقي همه‌ي نعمتهاست و هيچ يك از اين دو امر براي غير خداوند حاصل نيست: «فإن الله سبحانه قد امتنّ علي جماعة هذه الأمة... بنعمة لايعرف أحد من المخلوقين لها قيمة» [نهج البلاغه، خطبه 192، بند 104.]؛ پس او تنها حامد حقيقي همه‌ي نعمتهاست. 🔅 برهان دوم: بر اساس توحيد افعالي هر كس خدا را حمد مي كند، آيتي از آيات و مظهري از مظاهر او به شمار مي رود. از اين رو حمد حامدان مظهرحمد خداست؛ يعني اوّلاً وبالذات خداوند حامد است و ثانياً وبالعرض مظاهر او. از اين جهت خداوند در بسياري از آيات تدويني، خود را حمد كرده است و تعبيرهاي قرآني، گذشته از جنبه‌ي تعليم حمد به انسانها، حمد خداوند نسبت به خود را نيز به همراه دارد و آنچه از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شده كه: «لا أُحْصى ثناءً عليك أنت كما أثْنيت علي نفسك»، ناظر به همين مطلب است. ⬅ ادامه دارد... 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (52) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 5 ـ مشكور و محمود حقيقي در فرهنگ ديني، هم از «شكر» خداي سبحان در برابر سعي بندگان سخن رفته است: (فمن حجّ البيت أو اعتمر فلا جناح عليه أن يطّوّف بهما ومن تطوّع خيراً فإن الله شاكر عليم) [سوره‌ي بقره، آيه‌ي 158.]، (ومن أراد الآخرة وسعي لها سَعْيَها وهو مؤمن فأولئك كان سعيهم مشكوراً) [سوره‌ي إسراء، آيه‌ي 19.]و هم از «حمد» او نسبت به مقام صالحان: «فرضى سعيهم وحمد مقامهم»[ نهج البلاغه، خطبه‌ي 222، بند 14.]. شكر و حمد خدا زباني نيست و از صفات فعل است، نه از صفات ذات؛ زيرا از مقام فعل او انتزاع مي شود. ▪ حمد و شكر با اين كه تفاوت اساسي ندارد و در حقيقت به هم نزديك است، در فرهنگ ديني دستور شكر غير خدا آمده: أن اشكر لي ولوالديك (سوره‌ي لقمان، آيه‌ي 14)، امّا حمد ديگران نه تنها بدان امر نشده، بلكه از آن نهي نيز شده است: «ولايحمدْ حامد إلّا ربّه» (نهج البلاغه، خطبه‌ي 16، بند10). سرّ اين تفاوت، در صورتي كه نتيجه بررسي نهايي و استقصاي كامل متون ادلّه نقلي، نهي از حمد غير خدا باشد، اين است كه ممكن است برخي تعبيرها، لازم يا لوازمي جنبي داشته باشد كه التزام به آنها ناصواب باشد؛ نظير اين كه خداوند به مؤمنان فرمود: يا أيّها الّذين آمنوا لاتقولوا راعِنا وقولوا انظرنا (سوره‌ي بقره، آيه‌ي 104). در برابر سخن برخي بيگانگان كه مي گفتند: ... راعِنا ليّاً بألسنتهم (سوره‌ي نساء، آيه‌ي 46). ▪ نكته‌ي مهمي كه درباره شاكر و حامد بودن خداوند سبحان بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه شاكر و شكور بودن خداوند در برابر سعي بندگان و حميد و حامد بودن او نسبت به مقام بندگان صالح، به ديد ابتدايي است وگرنه در تحليل و جمع بندي نهايي، غيرخدا نه سهمي از شكر دارد و نه بهره و نصيبي از حمد، بلكه خداي سبحان شاكر كار خود و حامد كمال خويش است. او با فعلي از افعال خود شاكر و حامد فعلي ديگر است و بنابراين شاكر و مشكور و حامد و محمود حقيقي جز ذات اقدس او كسي نيست. ▪ بيان مطلب اين كه، بر اساس توحيد افعالي و ربوبيت مطلق خداي سبحان اعمال صالح و سعي مشكور بندگان صالح خداوند، چيزي جز ظهور و تجلي فعل خدا نيست و شكر و حمد نسبت به آن در حقيقت حمد و شكر در برابر فعل خداست. از سوي ديگر شكرِ خدا از سعي انسانها و حمد او از مقام آنان، خود نعمتي از نعمتهاي الهي است كه در برابر آن نيز، حمد و شكر لازم است. پس كسي كه به ديد ابتدايي مشكور و محمود خداست، به ديد نهايي بايد به خاطر مشكور و محمود خدا بودن، خدا را ستايش كند و سپاس گويد. از اين رو بهشتيان در برابر نعمتهاي بهشتي (كه شكر عملي خداي سبحان از سعي آنان است) خدا را حمد مي كنند: (... وقالوا الحمد لله الذي هدانا لهذا وما كنّا لنهتدي لولا أن هدانا الله لقد جاءت رسل ربنا بالحق ونودوا أن تلكم الجنة أورثتموها بما كنتم تعملون)[ سوره‌ي اعراف، آيه‌ي 43. مفاد جمله‌ي وما كنّا لنهتدي... غير از «ما اهتدينا» و مانند آن است؛ زيرا كان منفي (ما كنّا) بر استمرار نفي دلالت مي كند؛ همان طور كه مفاد «ما كنتَ تعلم» (تو آن نبودي كه بداني) با «ما علمتَ» (ندانستي) متفاوت است. بهشتيان مي گويند: «اگر وحي و هدايت الهي نبود هرگز توان دستيابي به اين مقام را نداشتيم»؛ زيرا عقل چراغ است، نه راه و انسان هرگز با چراغِ تنها، بدون صراط، به مقصد نمي رسد. عقل نورافكني است كه صراط مستقيمِ وحي را شناسايي كرده، حركت در آن را به انسان توصيه مي كند. حال اگر وحي كه راه مستقيم است نباشد، عقلِ بدون وحي، همانند نورافكني است كه قلّه كوه و موانع رسيدن به آن را نشان مي دهد؛ اما چون راهي براي رسيدن به قله نيست از چراغ عقل نيز كاري بر نمي آيد.] ▪ توفيق ياري دين خدا (در دنيا) وپاداش اخروي آن (در آخرت) هر دو، رحمت و نعمتي از جانب خداي سبحان است و عبد شاكر، خدا را بر هر دو نعمت سپاس مي گزارد: (له الحمد في الاُولي والآخرة)[ سوره‌ي قصص، آيه‌ي 70.]. ⬅ ادامه دارد... 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (53) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 6 ـ حمد بهشتيان بهشتيان كه جز به اذن ذات اقدس الهي سخن نمي گويند: (لا يتكلمون إلاّ من أذن له الرّحمن وقال صواباً) [سوره‌ي نباي، آيه‌ي 38.]همواره به ياد نعمتهاي الهي هستند و به حمد و شكر او زبان مي گشايند. قرآن كريم در تبيين اوصاف اهل بهشت در آياتي چند، از حمد مكرّر آنان در برابر نعمتهاي الهي ياد مي كند: ⏪ الف: در برابر تطهير دلهايشان از كينه، كه از بهترين نعمتهاي معنوي است و جريان نهرهاي بهشتي كه از نِعَم ظاهري است و بدون وحي و تنها با تكيه بر عقلْ راهيابي به آن هرگز ميسور نيست، خدا را حمد مي كنند. خداوندي كه هم نعمت سنگين وحي و رسالت و تشريع را به بشر ارزاني داشت (هدايت تشريعي) و هم نعمت توفيق معرفت و عمل را عطا كرد (هدايت تكويني): (ونزعنا ما في صدورهم من غلٍّ تجري من تحتهم الأنهار وقالوا الحمد لله الّذي هدانا لهذا وما كنا لنهتدي لولا أن هدانا الله)[ سوره‌ي اعراف، آيه‌ي 43.]. ⏪ ب: از صدق وعده‌ي الهي و نعمتهاي بهشتي، كه شكر عملي خداوند در برابر كار آنان است، سخن گفته، خدايي را حمد مي كنند كه زمين بهشت را به آنان سپرد تا در هر نقطه اي از آن بخواهند مأوي گزينند: (وقالوا الحمد لله الذي صدقنا وعده وأورثنا الأرض نتبوّأ من الجنة حيث نشاء فنعم أجر العاملين) ⏪ ج: خداي را بر زدودن هر گونه اندوهي از دلهايشان سپاس مي گويند: (وقالوا الحمد لله الذي أذهب عنّا الحَزَن إن ربّنا لغفور شكور)[2]. د: آخرين سخن اهل بهشت نيز حمد و سپاس پروردگار جهان است: (دعواهم فيها سبحانك اللّهم وتحيّتهم فيها سلام وآخر دعواهم أن الحمد لله ربّ العالمين)[3]. 🔅 سرّ حمد مكرّر بهشتيان اين است كه عوامل و موجبات حمد (كه حدّ وسط براهين اثبات حمد براي خداي سبحان قرار گرفت)، مانند «جامع كمالات بودن»، «ربوبيّت مطلق» و «اِنعام و رحمت خدا بر بندگان»، همگي در بهشت ظهور و تجلّي روشن و فراگيرتري دارد. ⬅ ادامه دارد... 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (54) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 7 ـ حامدان و مسبّحان خدا ▪ بر اساس آيه‌ي (وإن من شي ء إلاّ يسبّح بحمده... ) حمد و تسبيح اختصاص به متنعمان ندارد، بلكه خودِ نعمتها نيز مسبّح و حامد خدايند؛ چنانكه حمد حامدان، تسبيحِ مسبحان و ذكرِ ذاكران نيز حامد، مسبّح و ذاكر خدايند؛ زيرا ▪ همه‌ي اينها مصداق و زير پوشش عنوان «شي ء»اند، و هر شيئي، حامد و مسبّح خداست. برخي از اهل معرفت گفته اند: 🔹 حمد مراتبي دارد و ظاهرترين مراتب آن، مرتبه‌ي افعال الهي و نيز اسماء فعلي خداوند است كه متعلَّق آن اسماء، مرتبه‌ي فعل است؛ حمد در مرتبه‌ي صفات الهي و اسمائي كه متعلَّق آنها اوصاف است مدح خواهد بود و حمد اصطلاحي نيست. ... حمد متعلِّق به خود ذات واجب حمد خود حمد است؛ يعني وصف به تمام هستي خود موصوف خويش را ثنا مي گويد و ذات خود را كه عين ذات موصوف است مي ستايد[النَفَحات الإلهيّه، قونوي، ص 101، با تصرف اندك.]. ⬅ ادامه دارد... 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (55) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 لطايف و اشارات ✅ 8 ـ جايگاه توحيد ربوبي و براهين آن ▪ مدار تبليغ پيامبران و محور درگيري آنان با دشمنانْ «توحيد ربوبي» است. برخي از معارف ديني كه از مقوله‌ي جهان بيني است، تنها ثمره‌ي علمي دارد، امّا برخي ديگر داراي ثمره عملي است. اعتقاد به وجود «واجب الوجود» و «توحيد خالقيّت» از قسم اوّل است. از اين رو وثنيّين حجاز از پذيرش توحيد خالقي ابايي نداشتند. آنان مي گفتند: جهان را «الله» آفريده، ولي پس از آفرينش، با آن كاري ندارد و انسان نيز در مقابل او پاسخگو نيست. آنان گرچه ربوبيت مطلق خدا را نسبت به مجموع جهان مي پذيرفتند[ر.ك سوره‌ي لقمان، آيه‌ي 25؛ سوره‌ي زمر، آيه‌ي 38 و سوره‌ي يونس، آيه‌ي 31.]، اما ربوبيت جزئي، مانند «ربّ الإنسان» و «ربّ الأرض» را نمي پذيرفتند و آن را به بتها، ستارگان و يا قِدّيسان بشر نسبت مي دادند و براي آنها مظاهر و مجسمه هايي مي ساختند و براي دستيابي به شفاعتشان، مظاهر آنها را مي پرستيدند. ▪ بنابراين، پذيرش خالقيت و ربوبيّت مطلق خداي سبحان نسبت به جهان هستي آسان است، اما پذيرش ربوبيت جزئي است كه انسان را در برابرربّ خود مسئول مي كند و سخن پيامبران اين بود كه انسان در برابر خداي خالق مسئول است و بايد از او اطاعت كند و آن كه خالق است، همو مي پروراند. ⏪ قرآن كريم نيز توحيد ربوبي را با دو برهان ثابت مي كند: 1⃣ برهان يكم: بر اساس تحليلي عقلي، ربوبيّت گونه اي از «خلقت» است و پذيرش خالقيّت خدا در حقيقت همان قبول ربوبيّت اوست. بيان مطلب اين كه، ربوبيّت در واقع همان «ايجاد روابط بين مستكمل و كمال» است؛ پروراندن، چيزي جز اعطاي كمال و وصف به موصوف نيست؛ مثلاً، پروراندن درخت، چيزي جز رشد دادن و به بارنشاندن آن نيست. همان طور كه پروراندن انسان از نظر جسمي همان اعطاي كمالات بدني به اوست و ربّ كسي است كه روابط بين كمالات و مستكملها را مي آفريند و كمال را به مستكمل و مستعد عطا مي كند و چون خالق فقط «الله» است پس ربّ نيز تنها اوست. ▪ از اين رو قرآن به شيوه‌ي جدال احسن، براي احتجاج بر ربوبيّت، درباره‌ي خالقيت خداي سبحان از مشركان اقرار مي گيرد. مشركان كه ربوبيّت جزئي را منكر بودند، مي گفتند خداوند به ما چيزي نمي دهد تا او را عبادت كنيم و در برابر او مسئول باشيم و تنها خود را در برابر بتها، كه آنها را ارباب جزئي مي پنداشتند، مسئول مي دانستند و آنها را مي پرستيدند[سوره‌ي عنكبوت،آيه‌ي 61؛ سوره‌ي لقمان،آيه‌ي 25؛ سوره‌ي زمر،آيه‌ي 38؛سوره‌ي زخرف،آيات 9 و 87.]. 2⃣ برهان دوم اين كه بين خالقيّت و ربوبيّت تلازم است؛ يعني لزوماً آفريدگار است كه مي تواند پروردگار باشد. آن كه خالق چيزي نيست از سازمان هستي آن بي خبر است و قدرت تدبير و پرورش آن را نيز ندارد؛ پس تنها خالق جهانِ هستي ربّ آن است. پرورش دهنده هر چيز بايد به همه‌ي اسرار دروني آن آگاه باشد، آنچه اين شي ء با آن مرتبط است را بشناسد و توان ايجاد پيوندهاي لازم را نيز داشته باشد و چنين آگاهي با خالقيّت ملازم است؛ زيرا تنها خالق است كه مطلوب هر شي ء و ارتباط و هماهنگي يا ناسازگاري آن را با ساير موجودات مي داند. از اين رو قرآن كريم مي فرمايد: تدبير و پرورش جهان فقط صفت آفريدگار است: (ربّنا الذي أعطي كلّ شي ء خلقه ثم هدي)[سوره طه]. ▪ قرآن كريم به شيوه‌ي جدال احسن با تكيه بر خالقيت خداي سبحان، كه مورد پذيرش مشركان بود، ربوبيت خداوند را اثبات مي كند. بنابراين، ربوبيّت با دو تحليل به خالقيت بر مي گردد و آيات خلقت با همين دو تقريرْ سندِ اثبات ربوبيت است. ▪ با اثبات توحيد ربوبي، توحيد عبادي نيز ثابت مي شود؛ اگر جز خدا ربّي براي عالم نيست، جز او معبودي هم وجود ندارد؛ زيرا اگر منشاي عبادت، هراس از ضرر و ترك تدبير و اِنعام، يا طمع و شوق دريافت عطا باشد، تنها نسبت به پرورنده و مبدأ تدبير رواست؛ چنانكه اگر منشأ آن، شوق ديدار معبود باشد، باز درباره مُنعم و مبدأ كمال، صادق است. ⬅ ادامه دارد... 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom
برشی از (56) 🔅🔅🔅 اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ (2) 📌 بحث روايي ✅ 1 ـ جايگاه تحميد خداي سبحان ▪ عن النبى (صلي الله عليه و آله و سلم): «أول من يُدْعي إلي الجنة الحمادون الذين يحمدون الله فى السراء والضراء»[ بحار، ج90، ص215.].«لو أن الدنيا كلها لقمة واحدة فأكلها العبد المسلم، ثم قال: «الحمد لله» لكان قوله ذلك، خيراً من الدنيا وما فيها»[ بحار، ج90، ص216.]. ⏪ اشاره: سرّ برتري تحميد از دنيا و متاع آن، اين است كه تحميد راستين از كَلِم طيّب محسوب مي گردد و هر چه كَلِم طيب بود به طرف خداي منزّه از جهت وحيّز صعود مي كند و هر چه به طرف خداوند بالا رفت، عنداللّهي مي شود و هر چه عنداللّهي شد از گزند زوال مصون است: (ما عندكم ينفد وما عندالله باقٍ) [سوره‌ي نحل، آيه‌ي 96.] 🔸 در نتيجه چيزي كه باقي و ابدي است از چيزي كه محدود و زودگذر است حتماً بهتر خواهد بود. از اين رو حمد مؤمن بهتر از دنياي زودگذري است كه محبّت آن رأس هر خطيئه است. ✅ 2 ـ ادبِ شروع كلام و سيره‌ي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) در تحميد ▪ عن النبى (صلي الله عليه و آله و سلم): «كل كلام لا يُبداي فيه بالحمد فهو أقطع»[ بحار، ج90، ص216.]. ▪ عن الصادق (عليه السلام): «كان رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) إذا أصبح قال: «الحمد لله ربّ العالمين كثيراً علي كل حال»، ثلاثمأة وستّين مرة وإذا أمسي قال مثل ذلك»[ نور الثقلين، ج1، ص15].... وكان النبى (صلي الله عليه و آله و سلم) إذا أصبح وطلعت الشمس يقول: «الحمد لله رب العالمين حمداً كثيراً طيّباً علي كل حال»، يقولها ثلاثمأة وستين مرة شكراً[بحار، ج90، ص216]. ⏪ اشاره: گرچه اثبات عدد مذكور آسان نيست، ولي شايد نكته آن بر فرض ثبوت عدد، اين باشد كه در هر بامداد و شامگاه به عدد روزهاي سال تقريباً خدا را سپاس مي كرد و شايد عناصر محوري بدن انسان يا نظام كيهاني به رقم مزبور باشد؛ كه در برابر هر كدام از آنها، كه نعمتي از نعمتهاي بيكران الهي است، يك بار حمد و شكر به عمل مي آمد؛ والعلم عندالله. ⬅ ادامه دارد... 🔅🔅🔅 ✅ قرآن همراه است و هم راه ✳همواره با قرآن باشیم @rahighemakhtoom