مرثیهی شیراز
غم است و هرچه بگویم از این قضیه کم است
نگو دروغ که راوی کبوتر حرم است
به بال خونی گلدسته ی حرم بنگر
از این شهادت صادق چه شاهدی بهتر
شکسته آینه کاری عزا گرفته حرم
به دوش پیکر زوار را گرفته حرم
اگر چه جسم شهیدان ورق ورق شده است
ولی زیارت زائر قبول حق شده است
کجاست آنکه تسلی دهد دل ما را
که غم گرفته دل احمد ابن موسی را
به این شکسته دلی ای شکسته دل تو مساز
تفألی بزن اینک به خواجه شیراز
تفألی زدم و گریه کرد دیوان ، گفت
شکسته سینهی حافط ز داغ ایران گفت :
«ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حالِ مَردُمان چون است»
ز جام غم ، می لعلی که میخورم خون است
در این عزا دل حافظ غمین و محزون است
چه کرده اند که امروز ما پر از درد است
چه کرده اند که رخسار لاله ها زرد است
در این زمانه سفله دگر دلی خوش نیست
و کام سعدی شیرین سخن، پر از تلخی است
دلا خموش ،دلا خون بخور ، در این غوغا
که گفته سعدی شیراز اینچنین غم تو را :
«دل شکسته که مرهم نهد دگر بارش؟
یتیم خسته که از پای برکند خارش؟»
حریم دوست همیشه محل احرام است
گلوله خورده ببین کودکی که بی نام است
گلوله خورده خدایا سرور و سبزی باغ
گرفته شاه خراسان عزای شاهچراغ
و خادمی که از این داغ شعله ور شده بود
شهید بود و در آن دم شهید تر شده بود
گلوله خورده در این بین نخبه ی ایران
آهای نخبه پرستان کجاست غیرت تان
به تیغ جهل تن نخبه پاره شد افسوس
رواست شروه بخواند نصیر دین در توس
گلوله خورده زن مهربان آبادی
کجاست مدعی حقهی زن آزادی
گلوله می زند و سینه منفجر شده است
دوباره درد در این خطه منتشر شده است
مباد مرثیه ما را اسیر غم سازد
حماسه شهدا را مباد کم سازد
و روی سرخ شقایق مباد زرد شود
و خون گرم شهیدان مباد سرد شود
به دشمنان قسم خورده حرف ما این است
که ضرب سیلی مردم مهیب و سنگین است
#سیده_فرشته_حسینی
@rahnava1