به رگبارِ ستم بستند، در باغِ حرم «دین» را
به خون خویش آغشتند چندین مرغ آمین را
بپا خیزید ای فریادها هنگام ماتم نیست
به بیرق ها بدل سازید چادرهای خونین را
خبرها زرد ،باورها همه خاکستری ...پیداست
که باد از دور آورده ست این ایمان رنگین را
نخواهد کاشت ،بذرِ فتنه دیگر خاک بیدار است
وطن زنده ست،شب دیگر نگیرد جشن،تدفین را
دروغ و فتنه و تزویر...سمت کیستند اینها؟
اجابت کرده اند اینگونه نجوای شیاطین را
اگر چه قله یخ بسته ست ، رقص شعله ای در ماست
که با هر گام ، بر هم می زند این برف سنگین را
تبی ازنور می آید زمان خواهد گرفت آن را
طنین سوره فتح است،شب خواهد شنید این را
#مرتضی_حیدری_آل_کثیر
@rahnava1