4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکم عکسهای ویرانیهای اسرائیل روبه صورت کلیپ شده ببینیم!
─┅═══༅࿇༅═══┅─
https://eitaa.com/shabnampoem
Allah Allah Bakalam.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
فایل صوتی سرود
🎥 ايران سيد علي …
گروه سرود نورالمبين (فلاورجان)
شاعر : قاسم صرافان
تنظيم : احسان جوادی
#گروه_سرود_نور_المبین
#رهبر_شهیدم
#یا_فاطمه_الزهرا_سلام_الله_علیها
https://eitaa.com/shabnampoem
میگویم جادوگر
مینویسد حروف
کلمه می زاید از تحمل ابریق
از سطوت علاقه و اتفاق
از میان حدیث برودت فصل ها
سیب می روید
انار می روید
و ریواس های تازه از چای سر در می آورند
انگار شکرها را نی لبک میکنند
ترانه ها را نی لبک میکنند
و نی لبک نگاه را مینوازد
در قنوت و قصه
در قافیه هایی که به کتابت مرموز قلمرا می شناسند
بلد می خواهد این مسیر
وقتی ابرها به ملاقات می رسند
و دریاها در اتفاق مدارا غرق می شوند
وقتی سلام می نوشند و سر سلامتی می دهند به تکرارهای همیشه
به تازه های هوا
حالا باید برای نوشتن دوباره ردیف تازه بیاورم
دوباره از باران کمک بگیرم
از پونه دم نوش بسازم
و رود را به اشاره دعوت کنم
حالا می خواهم سیاوش را بلد باشم
و از پیراهن یوسف وام بگیرم
و مصر را به ری پیوند بزنم
عطر گندم می روید وتکلم آیینه
پرده پوش می شود آواز
تحیر می شود چکامه
و هجرت هزار ساله ی اندوه
صبوری را پیش میگیرد
اصلا بیا ساده تر حرف بزنیم
مثلا بگوییم حالتان چطور است
امروز چند نامه را پست کرده اید
و برای اقاقی ها چند بارانرا چشانده ای
حالا بیا ساده تر باشیم
مثلا کمی ستاره دارم
آیا نمیخواهید
مثلا پنجره ها را به روی خیابان باز کنیم
از عطش انار بزنیم
از استکانلبخند
امان از اینهمه آواز
امان از اینهمه حرف
خلاصه کن شاعر
اتفاق همیشه اتفاقی نیست
به همین سادگی ......
#زینب_حسامی
https://eitaa.com/shabnampoem
راه
میگویم جادوگر مینویسد حروف کلمه می زاید از تحمل ابریق از سطوت علاقه و اتفاق از میان حدیث برودت ف
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حرف زیاد است خاتون!
فی الحال که آفتاب از مشرقی ترین کوه سر بلند کرده است
و روشنایی پرده ی شب را دریده؛
بعضی حرف ها را نمی شود گفت
خلوت می خواهد خلوت
صدای گنجشک ها می آید
هنوز امیدی هست
دو کبوتر لب چینه ی پشت بام خانه ی همسایه ی روبرویی دنبال هم کرده اند
نه به دعواها نه،
عطش دارد شروع می شود
آجرها می دانند
تازه لم داده ام روی تخت
گوشه ی ایوان
و دارم به گوشه ای از آسمان نگاه می کنم
بی که بدانم چرا
حرف زیاد است خاتون
پدرم
- خدا بیامرز -
_ خدا رحمت کند...
خدا رفتگان شما را هم بیامرزد
روح همه ی اسیران خاک! شاد
عرض می کردم
پدرم می گفت؛
« آنچه نمی گویی تویی »
و من نمی فهمیدم...
من کتاب می خواندم
او بی سواد بود
من بزرگ می شدم
و او بزرگ بود
من که باور نمی کنم روزی کوچک بوده باشد
از اول بزرگ بود
هنوز به چهاردهمین بهار نرسیده بودم
دکان داری می کردم
قصابی می کردم
می گفت؛
« شاگرد کاسب قفل دکان است »
می گفت؛
« جایی کاری داری
قفل بزن ببند برو
شاگردم را گذاشته ام نداریم
شاگرد کاسب قفل دکان است »
و من نمی فهمیدم
می زنند خاتون
می زنند
از روبرو می زنند
طوری می زنند که حتی حس نمی کنی
حساب آن که از پشت می زند معلوم است
از روبرو می زنند
حرف هایی هست که نمی شود گفت
و حرف هایی هست که نباید گفت
استعفرالله
این کبوترها...
بگذریم!
خلاصه که باید گذشت
باید ندید
باید قفل زد بر دکان
بر دهان
بر چینه ی پشت بام خانه ی همسایه ی روبرویی!
و بر عطش
باید روی آئینه پرده کشید
و پنجره را پرده کشید
زلیخا را ببین
یک نفره یک مصر را به تاریخ گره زد
و عطر گندم را به یوسف هدیه داد
و پیراهن را در سازمان میراث معنوی ثبت جهانی کرد
باید حتی روی چینه ی پشت بام خانه ی همسایه روبرویی پرده کشید
جماعتی که عشق را نمی فهمند
چه توقع که ریواس را بفهمند
می ترسم ظهر نشده همسایه روبرویی را به جرم اشاعه ی فحشا و فساد ببرند گوشمالی
جرم می سازند مثل آب خوردن؛
ایجاد چینه روی پشت بام به منظور فراهم آوردن مکان برای ارتباط غیر اخلاقی و مستهجن کبوترها !
اصلا چه لزومی دارد کبوتر آزاد باشد
آزاد باشد پرواز هم بکند
پرواز بکند در ملا عام گرگم به هوا هم بازی کند
دیگر چه!
سیاوش را که بلدی خاتون جان
نشنیدی که خواند؛
« پرنده های قفسی عادت دارن به بی کسی
عمرشونو بی هم نفس کز میکنن کنج قفس
نمی دونن سفر چیه عاشق در به در کیه
هرکی بریزه شادونه فکر می کنن خداشونه
یه عمره بی حبیبن با آسمون غریبن
این همه نعمت اما همیشه بی نصیبن
تو آسمون ندیدن خورشید چه نوری داره
چشمه ی کوهِ مشرق چه راه دوری داره
چه می دونن به چی میگن ستاره
چه می دونن دنیا کیا بهاره
چه می دونن عاشق میشه چه آسون،پرنده زیرِ بارون
تو آسمون ندیدن خورشید چه نوری داره
چشمه ی کوهِ مشرق چه راهِ دوری داره
قفس به این بزرگی کاشکی پرنده بودم
مهم نبود پریدن ولی برنده بودم
فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی
غصه ت میگیره وقتی میدونیو میبینی »
....
#علیرضا_قربان_خان
https://eitaa.com/shabnampoem
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آهنگ از جاوید افسری راد
تلفیق موزیک و تصویر : امیدداوری
سلام ، روز خوبی داشته باشید 🌹🌹🌹
https://eitaa.com/shabnampoem