حرف زیاد است خاتون!
فی الحال که آفتاب از مشرقی ترین کوه سر بلند کرده است
و روشنایی پرده ی شب را دریده؛
بعضی حرف ها را نمی شود گفت
خلوت می خواهد خلوت
صدای گنجشک ها می آید
هنوز امیدی هست
دو کبوتر لب چینه ی پشت بام خانه ی همسایه ی روبرویی دنبال هم کرده اند
نه به دعواها نه،
عطش دارد شروع می شود
آجرها می دانند
تازه لم داده ام روی تخت
گوشه ی ایوان
و دارم به گوشه ای از آسمان نگاه می کنم
بی که بدانم چرا
حرف زیاد است خاتون
پدرم
- خدا بیامرز -
_ خدا رحمت کند...
خدا رفتگان شما را هم بیامرزد
روح همه ی اسیران خاک! شاد
عرض می کردم
پدرم می گفت؛
« آنچه نمی گویی تویی »
و من نمی فهمیدم...
من کتاب می خواندم
او بی سواد بود
من بزرگ می شدم
و او بزرگ بود
من که باور نمی کنم روزی کوچک بوده باشد
از اول بزرگ بود
هنوز به چهاردهمین بهار نرسیده بودم
دکان داری می کردم
قصابی می کردم
می گفت؛
« شاگرد کاسب قفل دکان است »
می گفت؛
« جایی کاری داری
قفل بزن ببند برو
شاگردم را گذاشته ام نداریم
شاگرد کاسب قفل دکان است »
و من نمی فهمیدم
می زنند خاتون
می زنند
از روبرو می زنند
طوری می زنند که حتی حس نمی کنی
حساب آن که از پشت می زند معلوم است
از روبرو می زنند
حرف هایی هست که نمی شود گفت
و حرف هایی هست که نباید گفت
استعفرالله
این کبوترها...
بگذریم!
خلاصه که باید گذشت
باید ندید
باید قفل زد بر دکان
بر دهان
بر چینه ی پشت بام خانه ی همسایه ی روبرویی!
و بر عطش
باید روی آئینه پرده کشید
و پنجره را پرده کشید
زلیخا را ببین
یک نفره یک مصر را به تاریخ گره زد
و عطر گندم را به یوسف هدیه داد
و پیراهن را در سازمان میراث معنوی ثبت جهانی کرد
باید حتی روی چینه ی پشت بام خانه ی همسایه روبرویی پرده کشید
جماعتی که عشق را نمی فهمند
چه توقع که ریواس را بفهمند
می ترسم ظهر نشده همسایه روبرویی را به جرم اشاعه ی فحشا و فساد ببرند گوشمالی
جرم می سازند مثل آب خوردن؛
ایجاد چینه روی پشت بام به منظور فراهم آوردن مکان برای ارتباط غیر اخلاقی و مستهجن کبوترها !
اصلا چه لزومی دارد کبوتر آزاد باشد
آزاد باشد پرواز هم بکند
پرواز بکند در ملا عام گرگم به هوا هم بازی کند
دیگر چه!
سیاوش را که بلدی خاتون جان
نشنیدی که خواند؛
« پرنده های قفسی عادت دارن به بی کسی
عمرشونو بی هم نفس کز میکنن کنج قفس
نمی دونن سفر چیه عاشق در به در کیه
هرکی بریزه شادونه فکر می کنن خداشونه
یه عمره بی حبیبن با آسمون غریبن
این همه نعمت اما همیشه بی نصیبن
تو آسمون ندیدن خورشید چه نوری داره
چشمه ی کوهِ مشرق چه راه دوری داره
چه می دونن به چی میگن ستاره
چه می دونن دنیا کیا بهاره
چه می دونن عاشق میشه چه آسون،پرنده زیرِ بارون
تو آسمون ندیدن خورشید چه نوری داره
چشمه ی کوهِ مشرق چه راهِ دوری داره
قفس به این بزرگی کاشکی پرنده بودم
مهم نبود پریدن ولی برنده بودم
فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی
غصه ت میگیره وقتی میدونیو میبینی »
....
#علیرضا_قربان_خان
https://eitaa.com/shabnampoem
7.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آهنگ از جاوید افسری راد
تلفیق موزیک و تصویر : امیدداوری
سلام ، روز خوبی داشته باشید 🌹🌹🌹
https://eitaa.com/shabnampoem
دلم گرفته...
ازآینه
ازآب
ازتسلسل خورشید
ازبی خیالی رود....
ازتوانرباران....
اصلامگرچندباردیگربایدبمیرم....
نفسم دردمیکند....
شعرم زوزه می کشد...
زبانم بندآمده ازبس مودرآورد....
دندان عقلم راکشیده ام...
میبلعم خودم را...
بایدسردربیاورم
اززیربرف...
بایدخودم راخط خطی کنم...
من...
آب رابلدبودم...
رودرامیخواندم....
وهواراازحفظ....
آه....
چقدرصدای کلاغ می آید....
انگشتهایم رابریده ام...
زندگی آب می خواهد
وشعر....
زبانت راگازبگیردختر!
هنوزگلهای زرددامنت رانشمرده ای...
ساعت۱۱و۱۱دقیقه!!!
باشدبس میکنم...
آب می خواهم....
#پروانه_منصوری
https://eitaa.com/shabnampoem
وقتيکه غذام رو باهاش شریك شدم، کل شب رو جلو پنجره اتاقم نگهباني داد.
تعجب میکنم که این سگ میفهمه نون و نمك چیه، اما خیلیااا نمیدونن....
https://eitaa.com/shabnampoem
Reza Bahram @RozMusic.comReza Bahram - Gole Maryam (128).mp3
زمان:
حجم:
3.7M
🎤رضا_بهرام
🎧 گل مریم
🍃┏•𑁍🌸
https://eitaa.com/shabnampoem
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️‼️گریه خبرنگاران خارجی از دیدن وضعیت کودک ۲ سالهای که در حمله به اصفهان تمام ۵ عضو خانواده خود را از دست داده است
https://eitaa.com/shabnampoem
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جانم به این اقتدار🇮🇷🤌🏻
https://eitaa.com/shabnampoem