eitaa logo
رهرو
461 دنبال‌کننده
271 عکس
99 ویدیو
12 فایل
‌ یا کاشف الکرب! ‌ صاحب نطقیم اما چو قلم لالیم ما. ‌ ‌ ‌ راه ارتباطی : @yegane_315
مشاهده در ایتا
دانلود
رهرو
‌ مگه میشه اون امامی که میتونیم در همه حال زیارتش کنیم و بینمون هیچ پرده و حائلی قرار نداره ، درد و
هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلای ِ بیشترش می‌دهند! بدون هرکی خوش به حالشه هرکی تو زندگیش غم نداره خدا دوستش نداره. گاهی وقتا یه کاری شروع میکنیم و وسط اون راه نشونه‌هایی میبینیم و احساس می‌کنیم خداهم از اون مسیر راضیه ممکنه این وسط زیارتی هم بریم و متوجه بشیم اون زیارت یه اثر خوب تو مسیرمون گذاشته و روز به روز سریع تر کارمون راه می‌افته. اما به ته یا وسط مسیر که می‌رسیم ، یهو میبینیم عه وای من! همچی خراب شد! 💛
رهرو
‌ هرکه در این بزم مقرب تر است جام بلای ِ بیشترش می‌دهند! بدون هرکی خوش به حالشه هرکی تو زندگیش غم ن
‌‌ وقتی دلمون می‌شکنه خدا و ائمه رو مقصر میدونیم و میگیم ، اگر قرار بود تهش خراب بشه پس چرا تا اینجا پیش رفتم ؟ چرا اینهمه نشونه دیدم ؟ چرا همچی انقدر دقیق و منظم و خوب پیش رفت و تهش بهم خورد ؟ خدایا با من مشکل داری ؟ خدایا چرا فقط من ؟ چرا من انقدر بدبختم ؟ چرا به دادم نرسیدی خدا ؟ و و و.... اگر قرار بود همچیز رو خدا برای ما مقدر کنه که بهمون اختیار و حق انتخاب نمیداد! بله ، ما گاهاً مسیری رو انتخاب میکنیم که ممکنه ذاتاً درست باشه و حتی از نظر شرع و دین و... هم مشکلی نداشته باشه اما همین مسیر به ظاهر خوب مناسب من و تو نباشه و بهمون آسیب برسونه! حالا چرا ؟ + ادامه دارد.... 💛
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ‌! ما میدونیم از حرفاشون دلت میگیره :) -حجر۹۷
رهرو
‌‌ وقتی دلمون می‌شکنه خدا و ائمه رو مقصر میدونیم و میگیم ، اگر قرار بود تهش خراب بشه پس چرا تا اینجا
‌ چرا ؟ چون موقع انتخاب درگیر یسری خوبی‌ها شدیم و گاهاً به خاطر خوب بودنش درست فکر نکردیم برای همون آجرهای اول اشتباه گذاشتیم و ساختمون زندگیمون کج و کوله شد! اون آجرا به درد ساختمون ما نمی‌خورد :) شاید بقیه‌ی اتفاقات خوب بود ، شیرین بود و ذاتاً مشکلی نداشت... اما همین آجر اشتباه پایه و اساس زندگیمون نابود کرد! پس در اصل اگر به ته نرسید و خراب شد مقصرش ما بودیم ، نه خدا و پیغمبر. اتفاقاً اینجا خدا به ما بدی نکرده به ما ظلمی نرسونده بلکه ، کمکمونم کرده! نزاشته بعداً آوار بشیم وگرنه اگر خدا دوستمون نداشت که به راحتی ولمون میکرد و میزاشت اون مسیر تا تهش بریم و ضربه بیشتری بخوریم! درسته وسط راه دلمون شکست اما بهتر از این بود تهش خونه خراب بشیم! مگه نه ؟ پس بدون... دوستت داشته که گذاشته یکوچولو دلت بشکنه (: میخواسته مثل دکتری که با یه داروی تلخ و ناخوشایند جسمت درمان میکنه ، روحت رو با عشقش درمان کنه! قدر نشناس نباش مؤمن.... + ادامه دارد.... 💛
موقعیت ؟ وقتی دلت شکسته ، استاد و کلاس میپیچونی و بعد از ۳ ماه و نیم میری بهشت زهرا :)))
-
هدایت شده از واحد ِ ۱۱۸ .
‌‌ علامه طباطبایی با یکی از شاگرداشون از حوزه میرفتن سمت منزل برای تدریس و... که شخصی میاد مقابلشون و با لحن بد طعنه ای میزنه و رد میشه! ولی وقتی صدایی از علامه نمیشنوه سرش برمی‌گردونه و با لبخند و آرامش علامه مواجه میشه. چند ساعت بعد ، شاگرد از علامه می‌پرسن ، آقا جان ندیدید اون مرد چطوری بی ادبی کرد ؟ چرا سکوت می‌کنید ؟ لا اقل یچیزی بگید که بدونن با کی طرفن! ولی علامه طباطبایی با چشمایی که از لبخندشون چین افتاده میگن : چه اشکالی داره ؟ آدم نباید این چیزارو به دل بگیره :)
تو دولت آقای رئیسی یه چراغ خاموش نشد اونوقت وسط چله زمستون آقای پزشکیان «خاموشی مدیریت شده» راه انداختند.. دلم برای رئیسی سوخت :)
رهرو
تو دولت آقای رئیسی یه چراغ خاموش نشد اونوقت وسط چله زمستون آقای پزشکیان «خاموشی مدیریت شده» راه اندا
عوضش رئیس جمهورمون لاتی راه میره ، فیلترینگ برمی‌داره ، آیفون ریجستر می‌کنه ، دلش برای هرزگی دختر پسرا تو کوچه و خیابون میسوزه.. اینهمه آپشن خوب! مردم کیلو چندن.....
رهرو
‌ چرا ؟ چون موقع انتخاب درگیر یسری خوبی‌ها شدیم و گاهاً به خاطر خوب بودنش درست فکر نکردیم برای همون
‌‌‌ گریزی میزنم به اتفاقات زندگی خودم! ۳ سال تمام رفتم پیش امام رضا بار اول... بار دوم... بار دهم.. هیچ! نذر و دعا و آیه ؟ بازم هیچ... هیچ جوابی نگرفتم... گاهیم نشونه میدیدم اما سر بزنگاه ، خراب میشد. با این حال همچنان سِمِج بودم! حتی اگر دستم به مشهد نمی‌رسید زنگ میزدم حرم و با یه سیس لاتی پشت تلفن میگفتم ببین مشتی من امیدم بند نگاه ِ تو اِ یه وقت امیدم نا امید نکنیا...! اوایل این جمله رو با ذوق و شوق میگفتم اما وقتی داشتم به تهش می‌رسیدم با گفتن این جمله علاوه‌بر بغض ، کمرمم می‌شکست :) فکر میکردم امید به امام رضا یعنی همون چیزی که تو دل منه رو سریعاً تو زندگیم پیاده کنه... ۳ سال رفتم و اومدم دیدم نه! انگار قرار نیست حاجت دل مارو بدن.. مدام میگفتم نکنه امام رضا نمی‌شنوه ؟ دوستم نداره ؟ بعد از اون همه تجربه که از زهر مار کشنده تر بود ، باید صبور میشدم... 💛