از علامه طباطبایی خواست به او دستورالعملی بیاموزند. علامه به او دستوری فرمودند ، لبخندی زد و به ایشان گفت : «این را که بلدم آقا جان ، دستور دیگری بگویید.» حضرت علامه فرمودند : «بماند برای وقتی که این دستور به جانت نشسته باشد ، زمانی که به آن عمل کنی و اثرش را ببینی.» از آثارش پرسید. آقا فرمود : «هر وقت صدای تسبیح درختان را شنیدی ، برای تعلیم ذکر دوم بیا.»
گاهی وقتا از مرگ نمیترسم!
از کارهایی میترسم که باید انجام میدادم و هی امروز و فردا کردم... از اینکه میتونستم به خیلیا کمک کنم اما نکردم... میترسم وقتی نداشته باشم و تو همین سن و سالی که بدون تجربه کلی خطا کردم ، دقیقاً وسط بحران گناه ها با یه خداحافظی دنیا رو خوشحال کنم و بمونم با یه سیلی از خطایی که جبرانشون نکردم... خدایا ترس من هیچوقت از مرگ نبوده و نیست که اگر فرصت داشتم انقدری خودم اصلاح میکردم که دیگه از مرگ هراس نداشته باشم :)) میشه بهم رحم کنی...؟ هوامو داشته باش!
پن : درگوشیهای شبانه ✨
خدا با بنده هاش فقط از طریق
دلهاشون صحبت میکنه!
به دلت نگاه کن ، ببین جای کی شده ؟
بعدش از خدا توقع داشته باش...
رهرو
اینجا که مَنم قیمت " دل " هر دو جهان است! آنجا که تویی ، در چه حسـاب است " دل ِ " ما ؟!
میگم... حالا که شما اینجایی نیستی بهم بگو دل ما سمت شما چقدر خریدار داره ؟ نرخ دل اونجا چنده بانو؟ :)
هدایت شده از تأملات | تولايى
یک نکته هم خیلی وقته نسبت به آقای «محمدحسین پویانفر» میخواستم بگم ولی نشده؛ یعنی در واقع نکته در مورد ایشون نیست، در مورد خیلی از ماست.
هرچقدر هم به خودمون برچسب فرهنگی و روشنفکری بزنیم، تهش نظامی و پادگانی رفتار میکنیم؛ «ارتش چرا ندارد» حالا تبدیل شده به:«حزباللهی سوال ندارد»! یک تفکری داریم، خیلی هم کسی حق سوال نداره، چون همیشه یه فلان کسی هست که بهتر از کل عالم میفهمه و همیشه یک مصلحتهایی هست که نمیشه مطلب رو باز کرد، لذا باید به حرف حضرت آقای فلانی، خط مشی حضرت آقای بهمانی و...تمسک کنیم و الا از دایره انقلاب اسلامی خارج میشیم
مردم سرباز های اردوگاه انقلابیگری نیستن؛ اکثر مردم تحلیلگر قهار هم نیستن؛ مردم انسانند، با یکم بیشتر از یک وجب «مغز»، شاید قدر یک مشت «قلب»، همین! یعنی هرکی هرکار خواست بکنه؟ قطعا نه! کار بد، تحلیل بد، تشخیص بد، اینا بده...پایین بریم، بالا بیایم، بده! ولی خب حالا یکی کار بد مرتکب شد، چیکارش کنیم؟
محمدحسین پویانفر، یک بازتاب خوب از نوع کنشگری فرهنگی کسانیه که خودشون رو حزاللهی میدونن؛ بابا! این بشر رو هرکی از دو هزار کیلومتری ببینه میفهمه آدم رفیق بازه، آدم دلیه، آدم عاطفیه! تحصیلات اجتهادی داره؟ دوره معرفتی شرکت کرده؟ نه! سلبریتیه دیگه، تهش از نوع مذهبی و هیأتیش!
یا از اساس بگین ما سلبریتی محور نیستیم، کلا ضریب ندین به هیچکس، یا بدونین آدمای عاطفی این شکلی، بیشتر از قضاوت شدن، نیاز به رفیق شدن دارن. چقدر دورشون رو گرفتین؟ چقدر باهشون قهوه خونه رفتین؟ خب شما نمیرین، اما اونوریا میرن، طبیعیه یک جایی هم میره سمت اونا.
بعد تفکر انتقادی هم که به جوان و نوجوانت یاد ندادی؛ همین میشه الگوش...میمونی چیکار کنی، مجبور میشی طردش کنی!
همه حاج مهدی رسولی و حاج میثم مطیعی نیستن که اهل تحقیق تو کتب و تلمذ پیش علمای ربانی باشن؛ خیلیا رفیق بازن...یا باهشون رفیق شین، یا ساختارتون رو کلا تغییر بدین، یا جامعه رو به بلوغ فکری برسونین، یا قبول کنین تهش یکی دو نفر بیشتر براتون نمیمونن...اونایی هم که اسمشون رو گذاشتین رویش انقلاب، اکثرا نتیجه مستقیم توسل و نگاه اولیاء الهی و برکت خون شهدان، شما کار خاصی نکردین خواص محترم!
#تأملات