رهرو
دنیا بد خواست و خوب بخواه عباس ..
با من از درد حرف نزن!
امشب تولدشه ولی من کنج اتاقم ..
جداً از فردا ترم جدید شروع میشه و بعد از یک ماه و نیم باید برم سر کلاس ؟ نموخوام نموخوام نموخووووام .
رهرو
تو حرف دل ِ خدایی دختر ❤️🩹
دوست خواهرم که دهه شصتیه رو بردم سر مزار فائزه ..
- الهی بگردم چقدر صورتش جوونه! دانشجو معلم بوده ؟ مگه چند سالشه ؟ فکر کنم دهه هفتادی بوده .. چقدر جوون .......
+ نه! دهه هشتادی :) متولد ۸۲ ..
- باورم نمیشه .. دهه هشتادیا کِی به اینجاها رسیدن ؟ دارید چیکار میکنید شما دهه هشتادیا ..
رهرو
داشتم تو گالری میچرخیدم که یهو این عکس دیدم ......
یادمه یه مدت هرکی قاب گوشیم میدید میپرسید این چیه گذاشتی زیر قابت ؟ کفنه ؟
داستان از این قراره که اواسط تابستون ساعت ۳ و نیم صبح رفته بودم داخل حرم و خب بجز چندتا خادم خانم و آقا که درحال غبارروبی ضریح بودن هیچکس اونجا نبود. جلوی ضریح هم نرده کشی شده بود ولی یه تیکه از ضریح باز گذاشته بودن. بعد از زیارت اومدم برگردم که یه خادم خانم سریع اومد کنارم و زد رو شونم و یه تیکه پارچه خیس که بوی گلاب میداد انداخت تو دستم و گفت با این پارچه قبر مطهر حضرت معصومه رو تمیز کردیم!
جونم براتون بگه که چون علاقه خاصی به حضرت معصومه دارم ، بعد از اینکه دیدم پارچه خشک شده به سرم خورد بزارمش پشت گوشیم تا هر روز نگاهش کنم و اکلیلی بشم ✨
ولی نکتهای که بیشتر قلبم اکلیلی کرد این بود که تا چندماه هربار قابم باز میکردم و به پارچه دست میزدم همچنان پارچه خیس بود و بوی گلابش تو فضا پخش میشد :)))