رهرو
اگر ادعای ِ ولایتی بودن داری پس حواست باشه تو شرایط سخت مثل واکسن کرونا یا مسائل امنیتی و نظامی و...
نگی من ولایت قبول دارم به شرطی که فلانی باشه! فلانی نباشه.
رهرو
اگر امیرالمومنین یک سیب را نصف میکرد و میفرمود : نصفاش حرام است و نصفاش حلال ، مالکاشتر ح
کمربندهاتان را محکم ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است.
امروز روزی است که خدا اینگونه خواسته است،
و دیروز خدا آنگونه خواسته بود،
و فردا ـ انشاءالله ـ روز پیروزی جنود حق خواهد بود.
ولی خواست خدا هر چه هست،
ما در برابر آن خاضعیم،
و ما تابع امر خداییم،
و به همین دلیل طالب شهادتیم،
و تنها به همین دلیل است که
زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمیرویم.
[امام خمینی
صحیفهی نور، ج۲۱، ص۸۸ـ۸۹]
هدایت شده از هُیُوم🪽
باران بیاورید! بهاران بیاورید!
هرجا شکستهایست بهسامان بیاورید!
امسال هم به سنّتِ دیدارِ شعر و "ماه"
شاعر بیاورید! غزلخوان بیاورید...
قدری عوض کنید فضای حضور را
امسال در حسینیه "رَیّان"*¹ بیاورید!
میلاد مجتباست ولی "فَابکِ لِلحُسَین"
با اشک، خون به این رگ و شریان بیاورید!
در اقتدا به زخمِ عبا، جای جانماز
همراه خویش، پرچم ایران بیاورید!
انگشتری که نیست نخواهید از او! مباد
شرمی بهروی چهرهی ایشان بیاورید...
گر اشک خواستید و تمنّا ز چشمهاش
هرجا که هست نام شهیدان بیاورید!
حتی به سوگ هم که نشستید، شاعران!
هرگز مباد شعر پریشان بیاورید!
تا خاک "بیت"،کور کند چشم خصم را
امسال، بیت نه، همه طوفان بیاورید...
قاموسهای عزّت و خون را ورق زنید
هر واژهای که هست، به میدان بیاورید!
ما رو به قلّهایم، بگویید سربلند:
"ای گامهای جازده! ایمان بیاورید!"
این بغض را به خانه شکستن صلاح نیست
این بغض را به هرچه خیابان بیاورید!
حالا به یاد کوچهی "سرشور" و کودکش*²
این پیر را به سمت خراسان بیاورید...
*¹: رَیّانبنشبیب
*²: کوچهٔ سرشور در مشهد؛ زادگاه رهبر عزیز.
✍🏻اعظم حسینی
رهرو
تا چهلم امامم، آقام، رهبرم کف خیابون میمونم:)
حتی اگه موشک بیاد رو سرم؟ فدای سر وطنم.
حتی اگه از سرما بمیرم؟ چه بهتر
حتی اگه از گرما ذوب بشم؟ الحمدلله
انقدر فریاد بزنم تا گلوم پاره بشه؟ حنجرم فدای آقا.
به دست برانداز جماعت تیکه پاره بشم؟ منتظرشونم!
خونه زندگیم از بین بره؟ میرم کف خیابون زندگی میکنم!
پیکرم قابل شناسایی نباشه؟ آرزومه!
هر اتفاقی بیافته میمونیم!
جان ما ارزش مند تر از جان رهبرمون نبود!
داشتم شبی فکر میکردم؛
مبادا بگیم حالا همه جا دارن میگن سوره ی فتح و دعای توسل و دعای چهاردهم صحیفه خونده بشه، حالا من این وسط نخونم اتفافی نمیافته!!!
نبینم قرآناتون زمین گذاشتید!!!
نبینم ذکر لا حول ولا قوة الا بالله رو زبوناتون جاری نیست!!!
مبادا به اتفاقاتی که تو منطقه به دست ایران، نه ببخشید!!!! به دست خدا داره اتفاق میافته مغرور بشیم.
مبادا یچیزی ته دلمون تکون بخوره و غافل بشیم از اینکه حتی قدم هامون به سمت تجمعات کار خدا بوده، نه ما!
اصلاً هر روز با سیلی بزنید توی صورتتون و بگید آهای! همهاش دست خدا بود و من فقط وسیله بودم.
سالهاست پروفایل گذاشتیم
کانال زدیم، محتوا ساختیم
اسم شهدا آوردیم
گفتیم
حسرت انقلاب ۵۷ داریم
کاش دفاع مقدس بودیم
مدافعین حرم بودیم
جهاد ما کمتر از شهدای دهه ۵۰ و ۶۰ نیست.
ما دقیقاً تو قلب دورانی هستیم که
شهدای ما میگفتن آرزوی نبرد با صهیون داشتن!
اگر ذره ای، حتی به قدر سوزنی کم کاری کنیم،
تأثیر کم کاری ما، تأثیری تاریخیه.
شهدامون و حتی آقایی که من خودم هنوز باورم نشده شهادتشون و نتونستم براشون فاتحه بفرستم.... برای همین روزا خون دادن.... مَدیون خون شهدایید!
اونایی که میگید برم خیابون بچه هام چیکار کنم؟ جونم چیکار کنم؟ مالم چیکار کنم؟ و و و....
فردای روزی که جمهوری اسلامی نباشه
نه مالی هست نه بچه ای و نه حتی جون سالمی!
توسل کنیم به امام حسن.....
من از دیشب دل و قلبم سپردم دستشون
تا انقدر شبیه به ماهی که درحال جون دادنه،
لیز نخوره و کار دستم بده.....
برم محو شم تا باز کار دست خودم ندادم
و یه عده نریختن سرم که چرا داری
فاز غم و ناله میدی....