14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من عزیزم رفته.... تو چرا بیداری؟
پن : این فیلم سوم تیرماه ۱۴۰۴ درست کردم......
فکر نمی کردم الان بیشتر بسوزونتم!
تو راچه شده دختر؟ تا دیروز پا بر زمین میکوباندی؛ که تنها تفریح و اوغات فراقتت را، باید در بهشت زهرا بگذرانی! ولی حالا؟ ۳ هفته ای میشود جرأت پا نهادن در آنجا را نداری.
- اصلاً بروم که چه بشود؟ یادت نیست تیرماه را؟ همان زمان که با بُهت به مزار سردار نگاه میکردیم! همان زمان که گوشهای از قلبمان، سوخت و جسدش را به یادگار در آن روزها جا گذاشتیم....
و من بودم و آن یکذره قلب باقی مانده!
که همان هم، در ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ ، هنگام اذان صبح، جا گذاشتم و خود به اجبار، همراه زمان شدم....
رهرو
بزارید ذهنتون آماده کنم تا حرف این آدم مُرده رو براتون مثل یک سکانس بازی کنه...! فرض کنید فردی ک
منم همینطور ای آدم مُرده....
منم همینطور!
بعد بیست روز
دلم یذره آروم شد رفتم پیششون....
میگن با هرکس بگردی شبیهش میشی
با آقا گشته بودید، بوی آقا رو میدادید....
از ۱۵ شهیدی که تابوتشون جلومه، میتونم قسم بخورم حداقل ۱۰ تاشون آدم عادی ان.... ۸۰ درصد خانواده هایی که اینجان میشه گفت غیرمذهبی و حتی قشر مرفع و قرتی جامعه هستن!
حرفم درباره ی اینکه دلم یذره آروم شد پس میگیرم.... با این صحنه هایی که دیدم، بزور کمرم صاف کردم تا بتونم راه برم :)
خوش به حال صاحب هاتون....