هدایت شده از طبقهی وسط
گنگسترهای فیلمهای آمریکایی، بدون ترس از مرگ میجنگند و اگر قهرمان فیلم باشند، معمولا به طرز معجزه آسایی همیشه از دل بزرگترین خطرها هم زنده و سربلند بیرون میآیند.
در جهان واقعی اما هرگز این طور نیست. شما کارکتر ساخته شده توسط یک داستاننویس نیستید که مطمئن باشید تا آخر داستان زنده نگهتان میدارد. پس نمیتوانید بیپروا و مطمئن به دل خطر بزنید. چون هر آن ممکن است همه چیز تمام شود. یک شلیک و تمام. تمام هستی و رویایتان برای آینده در یک آن بدل به هیچ میشود.
یک بند انگشت سرب و یک جرقه تمام آنچه دارید را به آتش میکشد. چه بسا بچهای نابلد و ناشی شلیکش کرده باشد. چه بسا به اشتباه. نکته اینجاست که هیچ تضمینی وجود ندارد که نمیرید. مرگ ترسناک است و معمولا وقتی سر میرسد که کسی انتظارش را ندارد.
شما میتواند دیوانهوار این احتمال ترسناک را نادیده بگیرید و خطر کنید. برای افزایش کیفیت زندگی، کمیت آن را به خطر بیندازید. اما این کار ابداً عقلانی نیست. یک محاسبهی منطقی بین سود و زیان نیست. یک قمار بزرگ و نابرابر است. منفعت هرچقدر زیاد باشد به از دست دادن جانتان نمیارزد. قماربازها محاسبه نمیکنند و خطر میکنند. گانگسترهای جسور هالیوودی حتی اگر واقعیت داشته باشند، قمارباز اند و حماقت میکنند که در لبهی مرگ راه میروند. ریسک مرگ، بخاطر یک مشت دلار، خودِ حماقت است.
اما کسانی هم هستند که با محاسبهی منطقی میان سود و زیاد، دقیقا شبیه قهرمانهای هالیوودی، مطمئن به دل خطر میزنند، از مرگ نمیترسند و یقین دارند که هر چه بشود حتما پیروز خواهند بود. مجاهدان اینطور اند.
این است که در جهان واقعی، نه از گانگسترهای هالیوودی خبری هست و نه سربازان و افسران ارتش آمریکا آنهمه شجاع و جسور اند. در جهان واقعی خلافکارها از مرگ میترسند و در برابر زورمندی قانون تا کمر خم میشوند. سربازان آمریکایی که در ازای حقوق و مزایای وسوسهکننده ریسک جنگیدن را پذیرفتهاند هم، فاضلاب ناو را مسدود میکنند که برگردند به مبدأ، که نجنگند.
سربازان آمریکایی از چه کسانی میترسند؟
از چهارتا سرباز که سوار قایقهای تندرو دارند در خلیج فارس گشت میزنند. سربازهایی که حقوقشان به اندازه یک کارگر ساده است. سربازهایی که در وصیتنامهشان نوشتهاند که آرزویشان مجاهدتی است که به شهادت ختم بشود. این سربازها واقعیت دارند هرچند هیچکس فیلمشان را نمیسازد و آنقدر ساده به مسلخ میروند که ما اسم بسیاریشان را حتی نمیدانیم.