🔰پنجاه و یکمین دوره راهیان پیشرفت و امید_کاشان
#شهیده_سیده_طاهره_هاشمی
🌼🌸🌺🌼مقدمتان گلباران🌼🌸🌺🌼
🇮🇷#راهیان_پیشرفت_امید_کاشان
@rahyanpishraft_kashan
🌷خاطراتی از زندگی شهیده سیده طاهره هاشمی؛ دخترِ لایقِ شهادت...🌷
🌼 #جهاد|اهل مطالعه بود و همیشه میگفت: اگر برادران ما در جبههها میجنگند، جنگ ما با قلم است.
🌼 #تکلیفگرا|هنوز به سن قانونی برا رأی دادن نرسیده بود، اما یه صندوق توی خونه درست کرد. بعد همسن و سالهاش رو آورد؛ به صف شدند و رأى دادند. شاید میخواست از بچگی خودش و دوستاش رو توی مسیر انقلابیگری حفظ کنه.
🌼 #خودسازی|فرمان خودسازی امام برا رعایت مسائلی مثل نماز اول وقت، روزههای مستحبی، پرهیز از غیبت و دروغگویی، حفظ حجاب و... که صادر شد؛ طاهره یه جدول خودسازی برا خودش کشید و اونا رو انجام میداد.
🌼 #اخلاص|مادرش میگفت: طاهره بدون اینکه به کسی بگه دوشنبهها و پنجشنبهها روزه میگرفت و فقط لحظهی اذان مغرب بود که همه متوجه میشدند روزه بوده.
🌼 #کتابخانه|یه کتابخونه توی مدرسه راهاندازی کرد، با هدف رسوندن کتابهایِ مناسب به دستِ هم سن و سالهاش. اونقدر هم خوب کار کرد که منافقین تحمل نکردند و کتابخانه رو آتش زدند. اما طاهره دوباره با جمعآوری پول از کسبه و اهالی شهر کتابخونه رو راه انداخت.
🌼 #چادر|تنها دختر چادری مدرسه بود. یه بار توی کوچه بازی میکردیم و با چادر نمیشد اون بازی رو انجام داد؛ حاضر نشد چادرشو در بیاره. وایستاد و بازی ما رو مدیریت کرد. شهید هم که شد هنوز چادرش محکم سرش بود.
🌼 #رویای_صادقه|یه شب قبل از شهادت؛ خوابِ شهید بهشتی؛ یارانش و دو شهید دیگه رو دید. اونا بهش مژده شهادت دادند.
🌹 #شهیده_سیده_طاهره_هاشمی🌹
🌷مروری بر زندگی "شهیده سیّده طاهره هاشمی🌷
✨ در اوّل خرداد سال 1346 در روستای شهیدآباد (شهربانو محلّه) شهرستان آمل، در خانوادهای متدیّن و انقلابی به دنیا آمد و تحت تربیت پدر و مادری بزرگوارش که هر دو از سادات بودند، رشد و پرورش یافت.
✨وی از کودکی با قرآن، نهجالبلاغه و سایر کتب اسلامی اُنس و اُلفت خاصّی پیدا کرد و به دلیل جوّ فرهنگی و مذهبی خانواده، روح تشنهاش با عمیقترین مفاهیم دینی و معنوی سیراب شد.
✨سیّده طاهره از وقتی که نخستین گامها را برای آموزش در مدرسه برداشت؛ لحظهای از مطالعه غافل نبود. عشق به مطالعه در کتب اسلامی و اندیشه های متفکّران بزرگ انقلاب، از او دختری با شعور و با درکی بالاتر از سنّش ساخته بود.
✨سیّده طاهره و خواهرش، همیشه در صف مقدّم راهپیماییهای ضدّ رژیم حضور داشتند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز یکی از اعضای مؤثّر انجمن اسلامی و عضو فعّال پایگاه بسیج محلّه بود.
✨او دختری مهربان، دلسوز و دانشآموزی نمونه و موفّق و درس خوان بود و هرگز در ادای تکالیف واجب دینی کوتاهی نمیکرد و مستحبّات را تا جایی که میتوانست، به جا میآورد.
✨به حجابش خیلی مقیّد بود. قبل از انقلاب هم با چادر به مدرسه می رفت. حتّی سرِ کلاس هم چادرش را از سرش برنمی داشت. مسئولان مدرسه به او گفته بودند : «این جا روسری هم حق نداری سرکنی،چه برسدبه چادر!».زیر بارنرفته بود.سیّده طاهره تا لحظه شهادت هم چادرشرا بر روسری اش سنجاق کرده بود.
✨سیّده طاهره در کارهای هنری چون خطّاطی، طرّاحی، گلدوزی، نگارش مقاله، تهیّه روزنامه دیواری و نیز اداره برنامههای فرهنگی مدرسه بسیار موفّق بود و بسیاری از برنامههای فرهنگی، اجتماعی و حرکتهای سیاسی مدرسه بر عهده او بود.
✨از ویژگیهای کار هنری و گرافیکی طاهره که وی را ممتاز ساخته بود، قالب ها و محتوای انقلابی و سیاسی گرافیک بود. وی به خوبی مفاهیم سیاسی و انقلابی را به تصویر می کشید.
“ طاها“ تخلّصی بود که با آن آثار خود را امضا می کرد. تخلّصی که خیلی ظریف و دقیق از ابتدای اسم و فامیلش گرفته شده بود.
✨کارش را هرگز گردن کسی نمی انداخت. همیشه خودش کارهایش را انجام می داد؛ دقیق و سرِ وقت. عبادت و نمازهایش هم همینطور بود، نماز سرِ وقتش ترک نمی شد.
همیشه چهره خندان و شادابی داشت و پر جنب وجوش بود.
✨روز ششم بهمن سال 1360 گروهک های معاند انقلاب اسلامی با اشغال شهر آمل با نیروهای بسیجی و مردمی درگیر شده بودند. این روز درست مصادف با عقد خواهرش بود.
شب تا صبح درگیری شدیدی بین اعضای ملحد اتّحادیه کمونیستهای ایران و نیروهای مسلّح شهر به خصوص پاسداران اتّفاق افتاده بود. مدارس تعطیل شده بود و سیّده طاهره با جمع آوری دارو، رساندن نان به مدافعان شهر، در کمک به بسیجیان و پاسداران کوشا بود.
✨سرانجام درغروب روز ششم بهمنسال1360 درسنّ چهارده سالگی،درحال کمک به نیروهای مدافع شهر؛ در درگیریهای خونین گروهکهای معاند با نیروهای بسیجی و مردمی با اصابت دو گلوله به گردن و قلبش به فیض شهادت نایل آمد.
🌹 #شهیده_سیده_طاهره_هاشمی🌹