eitaa logo
انتشارات راه یار
1هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
630 ویدیو
25 فایل
انتشارات راه‌یار؛ نشر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تهران،میدان انقلاب،خ ۱۶آذر، حسینیه هنر 02142795454 rahyarpub.ir بله: ble.ir/rahyarpub اینستاگرام: instagram.com/raheyarpub.ir باشگاه مخاطبان: ble.ir/join/NWFhMjk2N2 ارتباط با ما: @Rahyar97
مشاهده در ایتا
دانلود
💢 تاریخ شفاهی؛ گذرگاهی برای ثبت روایات اصیل شهر 🔹نرگس لقمانیان؛ نویسنده کتاب «خانه‌تاب» در گفتگو با روزنامه اصهان زیبا؛ مصاحبه‌های کتاب را بر اساس یک پیش‌پژوهش انجام دادیم. در این مرحله با همکاری تیم پژوهش، حدود سی کتاب، 69 مجله و 22 سایت را فیش‌برداری و حدود هزار فیش تاریخی را از سال 1314 تا 1320 جمع‌آوری کردیم. به این صورت یک کشکول وسیع از موضوعات را داشتیم؛ مثل قانون متحدالشکل شدن حجاب، سربازی اجباری، ممنوعیت روضه‌خوانی، خیابان‌کشی، انتخاب فامیل، ورود لهستانی‌ها به ایران، شیوع تیفوس و وبا در ایران، رونق کارخانه‌های نساجی و به دنبالش تعطیلی حجره‌های پارچه‌بافی و… . با توجه به بافت بومی و سنتی اصفهان سه موضوع را انتخاب کردیم؛ قانون متحدالکشل شدن حجاب که شامل ممنوعیت حجاب برای بانوان و ممنوعیت عبا و عمامه برای آقایان بود، ممنوعیت روضه‌خوانی و قحطی. این سه موضوع، محورهای اصلی کتاب را تشکیل می‌دهند و خاطرات راوی‌ها بر اساس این سه موضوع در بازه زمانی 1314 تا 1320 بیان شده است؛ با این حال، خاطرات پیشینه هم دارند... سال‌های 1314 تا 1320 شاید دورترین سال‌هایی از ما باشند که راوی‌هایش هنوز زنده‌اند و از آن زمان خاطره دارند؛ بنابراین باید دست می‌جنباندیم. این کار را باید سال‌ها قبل انجام می‌دادیم که نشده بود. این خاطرات هر لحظه در حال ازبین‌رفتن بودند. این دغدغه را داشتیم که تا زمانی که راوی‌ها در قید حیات‌اند و خاطراتشان گم نشده‌، ‌این بخش از تاریخ را ثبت و ضبط کنیم... 🔹بیشتر: isfahanziba.ir/14787 💠انتشارات «راه یار»: ناشر فرهنگ، تجربه و اندیشه انقلاب اسلامی ✅ @Raheyarpub
💢به اطلاع مخاطبان و همراهان راه‌یاری می‌رساند نسخه‌الکترونیک کتاب‌های انتشارات «راه‌یار» را از طریق اپلیکیشن(برنامه) کتاب‌خوان «فراکتاب» می‌توانید تهیه و مطالعه کنید... faraketab.ir faraketab.ir/page/download 💠انتشارات «راه یار»: ناشر فرهنگ، تجربه و اندیشه انقلاب اسلامی ▫️ raheyarpub.ir@Raheyarpub
7.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 نذر عباس ◽️روایت مادر شهید مصطفی صدرزاده برای رهبر انقلاب از شهادت فرزندش در ظهر تاسوعا ⬜️«سرباز روز نهم» حاصل زندگی مجاهدانه و خستگی‌ناپذیر شخصی است که می‌تواند در دورۀ حاضر، بی‌شک الگویی دست‌یافتنی باشد. او که از سال1392 با ده‌ها ترفند پایش را به سوریه باز می‌کند، ظرف دو سال از چهره‌های محبوب و مؤثر مدافعان حرم می‌شود؛ تا جایی که سردار شهید‌سلیمانی را به تمجید وامی‌دارد. ◻️در این کتاب سعی کردیم شهید و زندگی‌اش را آن‌طور که می‌تواند در میدان زندگی اجتماعی مردم الگو شود، نشان دهیم و نه صرفاً روایتی ماورایی و صرفاً معنوی و احساسی از شهید ترسیم کنیم. شاید گشتی در زندگی‌نامه‌ها و خاطرات شهدا آن‌طور که نشر شده‌اند، ما را به این رهنمون کرد که: «ملموس و واقعی تصویر کنیم، نه دست‌نیافتنی... ◻️⬜️حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای: «گاهی اوقات شما می‌بینید از یک روستا یک شخصیّت منوّر و نورانی برمیخیزد؛ از یک روستای اطراف شهریار یک جوان فداکار و نورانی مثل مصطفیٰ صدرزاده به وجود می‌آید. ما از این مصطفیٰ‌های صدرزاده در تمام سرتاسر کشور بسیار داریم، هزاران داریم؛ اینها همه امیدبخش است.» ۱۴۰۲/۰۳/۱۴ ▫️شهید صدرزاده، ظهر روز تاسوعای سال 1394در حومه حلب سوریه به شهادت رسید 💠 انتشارات راه‌یار؛ ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ◽️ raheyarpub.ir@Raheyarpub
آسمان تکیه به دستان تو دارد عباس(علیه السلام) طرح: حسن روح الامین ✅ @Raheyarpub
به یاد شهید مصطفی صدرزاده.mp3
15.01M
⬜️اگه بخوای یه روزی یارش باشی میشه... ▫️به یاد شهید مصطفی صدرزاده ▫️مداح: اسماعیل طلاپور ▫️شهید مدافع حرم مصطفی صدرزاده، ظهر روز تاسوعای سال 1394در حومه حلب سوریه به شهادت رسید. ⚪️زندگی‌وزمانه بسیجی مدافع حرم؛ شهید مصطفی صدرزاده را در کتاب «سرباز روز نهم» می‌توانید مطالعه کنید. 💠 انتشارات راه‌یار؛ ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ◽️ raheyarpub.ir@Raheyarpub
💢دانشجویان مشهدی میزبان راوی کتاب تقریظ شده «حوض خون» 🔹خانم صغری بُستاک؛ پرستار جنگ و راوی کتاب «نعمت جان» و از راویان کتاب «حوض خون» هستند. ♦️سفارش کتاب با تخفیف15درصد و ارسال رایگان(بالای 200هزار تومان): raheyarpub.ir @raheyar97 💠 انتشارات راه‌یار؛ ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ◽️ raheyarpub.ir@Raheyarpub
8.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥اون روز بعد از ۱۹ سال چشم‌انتظاری، تمام امید و آرزوم رو گذاشتم تو دل خاک،جوون رشید من کجا و اون یه تیکه پارچه قنداقه کجا... 🔸عصمت احمدیان، مادر شهیدان اسماعیل و ابراهیم فرجوانی: 💢کتاب «مادر ایران» به قلم نورالهدی ماه‌پری، روایتی داستانی از زندگی پرفراز و نشیب عصمت احمدیان، مادر شهیدان ابراهیم و اسماعیل فرجوانی و از کارآفرینان اهواز است. 🔹 خانم احمدیان که از جمله بانوان فعال در ستاد پشتیبانی دفاع مقدس اهواز بود، پس از جنگ، به‌صورت جدی وارد فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی می‌شود، به‌طوری‌که او امروز یکی از بانوان تأثیرگذار و الگو در اهواز است و همچنان در 75سالگی، علاوه بر امور خیریه، با پیگیری‌های فراوان، به دنبال کارآفرینی و ایجاد شغل برای مردم است. ♦️سفارش با تخفیف15درصد و ارسال رایگان(بالای 200هزار تومان): raheyarpub.ir @Raheyar97 💠 انتشارات راه‌یار؛ ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی 🌐 Raheyarpub.ir@Raheyarpub
🔴حضور زنان در جنگ کلیشه‌ای نیست 💢مریم مرادی کوه‌باد؛ محقق کتاب «زنان جبهه جنوبی» در گفتگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): ما می‌خواستیم سراغ یک‌سری از بانوانی برویم که در زمان جنگ در پشتیبانی جبهه فعال بودند. آن موقع ما با سوژه آشنایی دقیقی نداشتیم و نمی‌دانستیم باید کجا سوژه‌ها را پیدا کنیم. شروع به رصد کردیم. می‌خواستیم یک بانک رصد سوژه برای خودمان تعریف کنیم که بعدها بتوانیم سراغ آن برویم. برای تهیه این بانک سوژه سراغ روضه‌های خانگی رفتیم که خانم‌های سن بالا حول‌وحوش ۶۰-۷۰ ساله در آن حضور داشتند. همین کتابی که تدوین شده گوشه کوچکی از این حضور را به تصویر می‌کشد. من خودم هرچه جلوتر می‌روم نکات بیشتری می‌بینم و پیدا می‌کنم. زمانی که وارد این کار شدم افراد زیادی را در پشتیبانی جنگ نمی‌شناختم اما الان هرچه جلوتر می‌روم به مسائل جدیدتری برخورد می‌کنم. حتی همین الان می‌بینم که خانه‌های پشتیبانی زیادی داریم و با خود می‌گویم که چه فعالیت‌های گسترده‌ای در اهواز داشتیم. اهواز همیشه خط مقدم پشتیبانی جنگ بود. ما در شهرهای دیگر هم بانوانی داشتیم که در پشت جبهه فعال بودند و نان و کلوچه و ... درست می‌کردند و به جبهه ارسال می‌کردند ولی اهواز خط مقدم بود. زنان اهوازی کارهایی می‌کردند که زنان دیگر شهرها نمی‌توانستند انجام دهند. آن زنان در اهواز ماندند و نرفتند. همین الان اگر از خیلی از افراد بپرسید که آیا در زمان جنگ مردم اهواز در شهر ماندند فکر می‌کنند که کسی نمانده است. این زن‌ها دست‌های خود را به من نشان دادند و گفتند این لکه روی دستم را ببین این اثر عامل شیمیایی است که روی لباس رزمنده‌ها و ما آن را شستیم. ولی با این وجود با افتخار آن را می‌گفتند. می‌گفتند اگر لازم باشد باز هم آن کارها را می‌کنیم. 🔹بیشتر: ibna.ir/fa/longint/343082 💠انتشارات «راه یار»: ناشر فرهنگ، تجربه و اندیشه انقلاب اسلامی ▫️ raheyarpub.ir@Raheyarpub
انتشارات راه یار
🛑زن‌ها هستند که ملت‌ها را تقویت و شجاع می‌کنند‌. امام خمینی(ره) 🔹حوض خون؛روایت زنان اندیمشکی از رخت
🔴حضور زنان در جنگ کلیشه‌ای نیست 💢مریم مرادی کوه‌باد؛ محقق کتاب «زنان جبهه جنوبی» در گفتگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): ما می‌خواستیم سراغ یک‌سری از بانوانی برویم که در زمان جنگ در پشتیبانی جبهه فعال بودند. آن موقع ما با سوژه آشنایی دقیقی نداشتیم و نمی‌دانستیم باید کجا سوژه‌ها را پیدا کنیم. شروع به رصد کردیم. می‌خواستیم یک بانک رصد سوژه برای خودمان تعریف کنیم که بعدها بتوانیم سراغ آن برویم. برای تهیه این بانک سوژه سراغ روضه‌های خانگی رفتیم که خانم‌های سن بالا حول‌وحوش ۶۰-۷۰ ساله در آن حضور داشتند. همین کتابی که تدوین شده گوشه کوچکی از این حضور را به تصویر می‌کشد... اهواز همیشه خط مقدم پشتیبانی جنگ بود. ما در شهرهای دیگر هم بانوانی داشتیم که در پشت جبهه فعال بودند و نان و کلوچه و ... درست می‌کردند و به جبهه ارسال می‌کردند ولی اهواز خط مقدم بود. زنان اهوازی کارهایی می‌کردند که زنان دیگر شهرها نمی‌توانستند انجام دهند. آن زنان در اهواز ماندند و نرفتند. همین الان اگر از خیلی از افراد بپرسید که آیا در زمان جنگ مردم اهواز در شهر ماندند فکر می‌کنند که کسی نمانده است. این زن‌ها دست‌های خود را به من نشان دادند و گفتند این لکه روی دستم را ببین این اثر عامل شیمیایی است که روی لباس رزمنده‌ها و ما آن را شستیم. ولی با این وجود با افتخار آن را می‌گفتند. می‌گفتند اگر لازم باشد باز هم آن کارها را می‌کنیم. 🔹بیشتر: ibna.ir/fa/longint/343082 💠انتشارات «راه یار»: ناشر فرهنگ، تجربه و اندیشه انقلاب اسلامی ▫️ raheyarpub.ir@Raheyarpub
📖 الان: معرفی *«پرچمدار کوچک من» و «کشتی نجات»* در تکیه کتاب 📅 یکشنبه (۸ مرداد ۱۴۰۲) ⏰ ساعت ۱۰ با حضور: 🎙 مسعود تهرانی فرجاد 🎙 نرگس کاهانی 🎙 فریده الیاسی‌فرد 🎙 کبری بابایی 📡📺 پخش زنده از تلویزیون اینترنتی کتاب به نشانی: ketab.tv 💢بازپخش: ساعت 16 ♦️سفارش با تخفیف15درصد و ارسال رایگان(بالای 200هزار تومان): raheyarpub.ir @Raheyar97 💠 انتشارات راه‌یار؛ ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @Raheyarpub
انتشارات راه یار
🖤این خانه، عزادار حسین(ع) است🖤 💢کتاب‌های پیشنهادی ما برای ایام محرم و صفر: 🔶 #منم_یه_مادرم؛ روایت‌
🔴خواندم، یاد گرفتم، گریستم و ..‌. کتاب «منم یه مادرم» بود که شامل روایت‌هایی از سبک تربیتی والدین شهداست. کتابی خوشخوان و البته بسیار خودمانی و درس‌آموز که بسیاری از پیچیدگی‌های تربیتی را با مثال‌های ساده در زندگی شهدا طرح کرده و حقیقتاً آموختنی است. مادران مصطفی احمدی روشن، محمد مسرور و محمد حسین حدادیان برایمان روایت می‌کنند که در تربیت فرزندان‌شان چه کرده‌اند ... اما تصویری که می‌بینید متعلق به مادر شهید محمد مسرور است که در ابتدای کتاب آمده. هنوز حلاوت همین یک صفحه زیر زبانم است و چقدر بزرگند مادران شهدا و چقدر زیبا با فرزندان‌شان سخن می‌گویند؛ جانِ مادر سرو بالا بلندم عزیزم نور قلبم شیر دلاورم ... کتاب را انتشارات راه یار چاپ کرده، دوست داشتید بخوانید ... (پژوهشگر و تسهیل‌گر حوزه‌ی تربیت کودک و خانواده) @hamidkasiri_ir ♦️سفارش با تخفیف15درصد و ارسال رایگان(بالای 200هزار تومان): raheyarpub.ir @Raheyar97 💠 انتشارات راه‌یار؛ ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @Raheyarpub
🔴«شهادت در وقت اضافه» منتشر شد ♦️زندگی‌وزمانه شهید مدافع حرم علی اکبر زوار 💢شهید زوار از نیروهای ایرانی لشکر فاطمیون بود که اولین بار 16 شهریور94 به نام نیروی افغانستانی با رزمندگان فاطمیون به سوریه رفت و پس از گذشت سه ماه در تدمر سوریه منطقه «دکل» به شهادت رسید و مفقود شد. پیکر مطهر شهید در اسفند همان سال تفحص و پس از ماه‌ها مفقودی شناسایی شد و به آغوش خانواده بازگشت. 📚از کتاب: «...عملیات هم‌زمان بود با پایانِ دورۀ دوماهۀ حضور ما در منطقه. فردایش باید به ایران برمی‌گشتیم. علی‌نهضت،از بچه‌های دورۀ ما، دستور داشت برگردد عقب و با یکی از قدیمی‌ها، نیروهای جدید را بردارد و بیاورد به خط.نباید ارتفاع نهصد را هم از دست می‌دادیم... علی‌آقا سنگر دیدبانی را تحویل داده بود و برگشته بود عقب.گویا توی آسایشگاه داشته استراحت می‌کرده.بعداً از دوستش شنیدیم: «علی جوراب‌هایش را شسته بود و پهن کرده بود تا خشک شود.» علی‌نهضت می‌رود آسایشگاه و ماجرا را تعریف می‌کند.می‌گوید: «یک نفر را می‌خواهم که با هم برویم و نیروهای جدید را روی ارتفاع مستقر کنیم.» علی‌آقا اصلاً وظیفه‌اش نبود؛ ولی همان جا آمادگی‌اش را اعلام می‌کند و می‌گوید: «من می‌آیم...» علی‌نهضت بعداً تعریف کرد:«ما با دشمن درگیر شدیم.یکی از موشک‌های آرپی‌جی دشمن به سنگر علی اصابت کرد و منفجر شد...».بچه‌ها تیراندازی می‌کردند و از ارتفاع می‌آمدند پایین.به یک جای امن می‌رسند و علی‌نهضت شروع می‌کند به سرشماری. «علی نبود!» تحقیق:محمدمهدی احمدیان،محبوبه اسدپور نگارش:محمدعلی ستوده 160صفحه 55هزار تومان ♦️سفارش: raheyarpub.ir @Raheyar97@Raheyarpub