🍁❄🍁❄🍁❄🍁❄🍁❄🍁
❄️
🍁
🌻یک داستان
مردي گرسنه و فقير از راهي عبور مي كرد و با خود می گفت: «خداي من چرا من بايد اينگونه گرسنه باشم. من بنده تو هستم و امروز از تو غذايی مي خواهم. تو به من دندان داده اي ، نان هم بايد بدهی.»
همانطور كه با خود در فكر بود به رودخانه ای رسيد. او به امواج رودخانه نگاه مي كرد و در افكار پر از درد خود غرق بود. ناگهان از دور برقی به چشمانش زد. خيلی خوشحال شد. فكر كرد كه حتما سكه طلايی است كه خدا براي او فرستاده تا او سير شود. به سمت نور دويد تا زودتر سكه را بردارد.
وقتی به آن شي فلزی رسيد ديد كه يك قلاب ماهيگيری است. مرد آن را برداشت. نگاهی به آن كرد و قلاب را به گوشه ای انداخت و رفت در راه همانطور در افكار پر از ياس و ناكامی خود غوطه ور بود. نمی دانست آن قلاب برای او آنجا گذاشته شده بود تا ماهی بگيرد و خود را سير كند. خدا به او پاسخ داده بود اما او بیتوجه به پاسخ خدا باز سوالش را تکرار میکرد...
#صرفا_برای_اندیشیدن
•┈┈••✾❀زنگبیداری❀✾••┈┈•
@ramezan_ghasem110
•••🌿°•`
یکی از علماء میگفتند↓
۱۰دقیقهبریم عطارےبویِعطرمیگیریم
۱۰دقیقه بریم قصابیبویِگوشت
میگیریم !
اگه خودمون رو در محضر خدا و
اهل بیت بدونیم
اگه باور کنیم عالم
محضر خداست......
بویِخدا میگیریم ...
بویِاهلبیت میگیریم
اونوقته که لحظاتمون
معطر میشه به عطر گل
محمدی🌸🌸🌸🌸🌸🌸
گـل، بـوی بهشـت را ز احمـــد دارد
این بوی خوش از خالق سرمد دارد
گوینـد کـه گـل عطــر محمــد دارد
نـور و شعـف از وجـود احمـد دارد
💕💕💕
...الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد...
#صرفا_برای_اندیشیدن
🌈 @ramezan_ghasem110
🚖مسافری که روی صندلی جلو تاکسی نشسته بود آه جانسوزی کشید و ﮔﻔﺖ :
« ﻫﺮچی میﺩﻭﻭﻳﻴﻢ، ﺑﺎﺯﻡ نمی رسیم»
همه ساکت بودند و هیچ کس پاسخی نداد.
ﻣﺮﺩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ادامه داد: 🏃♂«ﻫﻤﺶ ﺩﺍﺭﻳﻢ میﺩﻭﻭﻳﻴﻢ، ﺑﺎﺯﻡ هیچی»🚶♂
🧕ﺯنی ﻛﻪ در کنار من ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﮔﻔﺖ: «ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﻮﻥ .»
ﻣﺮﺩ باعصبانیت ﭘﺮﺳﻴﺪ😡:« ﭼﺮﺍ؟»
ﺯﻥ ﮔﻔﺖ:« چون ﭘﺴﺮ ﻣن نمیﺗﻮﻧﻪ ﺑِدَوِه ... »راحت می شد شرمندگی را در چهره ی مرد دید ...
سکوت فضا را فرا گرفت و ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻴﭻ ﻛﺪﺍﻡ ﺣﺮﻑی ﻧﺰدند
الحمدللهعلیکلنعمة...
💞هیچ عملی از رصد الهی پنهان نمی ماند.
❣ما موظف به وظیفه ایم نه مکلف به نتیجه.
❣ما فقط باید تلاش کنیم، شاید به زعم خودمان به جایی نمی رسیم اما تلاش ما به دیگران انگیزه ی می دهد تا آنان نیز تلاش کنند و چه بسا تلاشی بهتر از ما...
❣اگر نتیجه ی تلاش ما فقط این همین باشد که بتوانیم دیگران را به حرکت و پویایی وادار کنیم برای ما کافی است.
☝️پس کارهایمان را بی ارزش تلقی نکنیم
❣مطمئن باشیم اجر ما محفوظ است هر چند برای مزد هم کار نکنیم...
❣هر کاری پستی و بلندی دارد
شکست و پیروزی دارد
پس به کارت مطمئن باش👌
#صرفا_برای_اندیشیدن
بعله زنگ بیداری دیگه👇🌱
@ramezan_ghasem110
🌼🍃🍂🌼🍃🍂🌼🍃🍂🌼
😓 حکایت: کور حقیقی
فقیری در خانه بخیلی آمد و
گفت: «شنیده ام که تو قدری از مالت را نذر نیازمندان کرده ای، من نیز بسیار نیازمندم، مقداری از مالت را به من بده»
بخیل گفت: «من مالم را نذر کوران کرده ام.»
فقیر گفت: «من هم کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا بودم، از در خانه خداوند به در خانه همچو توئی نمی آمدم.»!👌
خدای من!!
آرامشی که اکنون دارم
مدیون انتظاری است که دیگر،
از کسی جز تو ندارم😍👏
#صرفا_برای_اندیشیدن
@ramezan_ghasem110
😳🔪
💌داستانک
👨⚖جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد؟همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکم فرما شد، بالاخره
🎅پیرمردی ریش سفید از جا برخاست و گفت: آری من مسلمانم.
👨⚖جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا...
🎅 پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند!
👨⚖جوان اشارهای به گله گوسفندان 🐏🐑کرد و به پیرمرد گفت بیزحمت تمام آنها را قربانی کن میخواهم بین فقرا پخش کنم ...
🎅👨⚖پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند! پس از مدتی
🎅پیرمرد خسته شد و به جوان گفت:« که به مسجد بازگرد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاور»
🧟♂🤦♂جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز از نمازگزاران پرسید: 👨🎤آیا مسلمان دیگری در بین شما هست؟ حضار در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده هر کدام به همدیگر نگاه کردند.😳 یکی از نمازگزاران بلند شد و با لکنت زبان گفت: «به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود...!»
زود قضاوت نکنیم😅🤣😂
🌹ولادت حضرت عیسی بن مریم علیهالسلام بر شما مبارکباد💐
#داستانک
#صرفا_برای_اندیشیدن
@ramezan_ghasem110
🦋🍯🌺🐝
زنبورعسل باسایر زنبورها فرقدارد
برخی زنبورها مردارخوار هستند اما زنبورهای عسل گیاهخوارند و فقط از شیره و گرده موجود در گلها تغذیه میکنند.
زنبور عسل شیفتهی هيچ گلي نميشود.
از گلها فقط شهد جمع ميكند
اما وابسته و دلبستهی هیچکدام نميشود.
او خیلی ماهرانه و ملاحظهگر، نه تنها به گلها آسیبی نمیزند بلکه این گلها هستند که وقتي زنبور عسل از آنان شهدگیری میکند، بسيار خوشحال و مسرور شده و به خود ميبالند.
🐝مومنهمانند زنبورعسل است🍯
از گلهاي زندگي لذت ببریم اما
در هيچ گلستانی توقف نكنیم تا به خدا برسيم...
گلها را بگذاریم برای پروانهها🦋
ما نیامدهایم تا بمانیم
ما آمدهایم تا برویم
برویم در «عند ملیک مقتدر»
🖊دلنوشتهمرضیهرمضانقاسم🐝
🐝 الهی
آنکه مشغول تو شد دارد فراغ از دیگران
در زمین مشغول میباشد با افلاکیان
از چه رو سرگرم گردد با تمام خاکیان
دیده برگیرد، شود مشغول با افلاکیان
🖊شعر از رمضان قاسم🐝🌱
#صرفاً_برای_اندیشیدن
#دلنوشته_هایم
#سواد_عاطفی
#شعرهایم
🐝زنگ بیداری👇🌱
@ramezan_ghasem110
🔶 پیرمردی بود که پس از پایان هر روزش از درد و ازسختیهایش مینالید
دوستی، از او پرسید:
چرا اینقدر مینالی؟؟
👴پیرمرد گفت:
دو باز شکاری دارم،🦇🦇
که باید آنها را رام کنم،
دو تا خرگوش هم دارم🐇🐇
که باید مواظب باشم، بیرون نروند،
دوتا عقاب هم دارم🦅🦅
که بایدآنهارا
هدایت و تربیت کنم،
ماری هم دارم🐍
که آنرا حبس کرده ام،
شیری نیز دارم🦁
که همیشه، باید آنرا
در قفسی آهنین، زندانی کنم،
بیماری نیز دارم🤒
که باید از او مراقبت
کنم و در خدمتش باشم،
🗣مردگفت:
شوخی میکنی؟
مگر مےشود انسانی اینهمه حیوان را با هم در یکجا، جمع کند و مراقبت
کند!!؟
👴پیرمرد گفت:شوخی نمےکنم،
اما
حقیقت تلخ و دردناکیست،
🔵 آن دو باز چشمان منند،👀
که باید با تلاش وکوشش ازآنها مراقبت
کنم تا به جایی که نباید، نگاه نکنند،
🔵 آن دو خرگوش پاهای منند،👣
که باید مراقب باشم بسوی ظلم و گناه
نروند،
🔵 آن دوعقاب نیز، دستان منند، 🙌
که بایدآنها را به درست کار کردن، آموزش دهم تا مایحتاج زندگی ام را از راه درست و حلال کسب کنم ،
🔵 آن مار، زبان من است،👅
که مدام باید آنرا دربند کنم تا مبادا
کلام ناشایستی از او ، سر بزند،
🔵 شیر، قلب من است❤
که با وی همیشه در نبردم
که مبادا کینه و کدورتی در آن جای بگیرد و نسبت به کسی کینه بورزد،
🔵 و آن بیمار، جسم وجان من است،👤
که برای بهبودی خود،
محتاج هوشیاری، مراقبت و
آگاهی من است،
✨این کار روزانه من است
که اینچنین
مرا خسته و رنجور نموده است....
#صرفا_برای_اندیشیدن
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈•
🆔 @ramezan_ghasem110
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈•
گرچه من سرباز هیچ و ساده ام
سرخوشم مهدی بود فرمانده ام
گرچه شدفرمانده ام غائب ولی
دلخوشم بر نائبش سید علی
همه داریم با فرمانده عهدی
که این پرچم رسد آخر به مهدی
ارشدترین فرد نظامی جنوب شرق کشور بود
نزدیک ۲ ساعت؛ یک سرباز وظیفه مقابل یکی از مقر های سپاه در منطقه دلگان سیستان و بلوچستان نگهش داشت
به این جهت که حکم مامویت همراهش نبود و سرباز نمی شناختش
بعد همان سرباز را ۱۰ روز مرخصی داد
سرادار شهید شوشتری
سرباز بیادعا ترین واژه، چون نه نماینده مجلسی، نه ایدئولوژی قدرت، نه حق ویژه،
فقط مأمور و معذور
شاید همین دست خط ویژه سیلی محکمی باشد بر گوش ویژه خواران
این فقط یک جمله است👆
باقی جملات بماند برای بعد
البتهاینمشقنوشتنیستادلنوشتِ
یا صاحب الزمان خواستم
بگویم: «سربازتان هستم»
کمی درنگ کردم!
امید که سربازتان از مسئولیت
سر،باز نزند
امید که سربازتان سربار نشود...😔🍂
✍سرباز سیدعلی، رمضانقاسم
اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج
#شعر
#دلنوشته_هایم
#سرباز_وظیفه
#صرفا_برای_اندیشیدن
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈•
🆔 @ramezan_ghasem110
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈
🌷🌷🌷
وقتی میریم دندونپزشکی با تحمل کلی درد، موقع اتمام با دهانی پر از خون با ایماء و اشاره از دکتر تشکر می کنیم و نوبت بعدی رو هم می گیریم.
ای کاش
ﺧﺪﺍ ﺭﻭ به ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﻪ " ﺩﻧﺪﻭﻧﭙﺰﺷﮏ" ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷیم ...
و به حکمتش دل بسپاریم...
آها واسه همین بوده قدیمیا به دکتر میگفتند حکیم ...
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺣﮑﻤﺖ هستش.
ﻭﻗﺘﯽ خدا ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺠﯽ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽمون ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﺍﺯﺵ ﺗﺸﮑﺮ ﮐﻨﯿﻢ، چون حکیم هست هرگز کار لغو ازش سر نمی زنه،
حالا برا رنج بعدی نوبت نگرفتیمم اشکال نداره😊
یادمون باشه خدای حکیم
خدا هم میدونه(عالم مطلقِ)
هم میتونه(قادر مطلقِ)
خیرخواهِ(خیرمطلقِ و بخیل نیست)
راستی حالا که اسم دندونپزشک اومد اینم بگم دندونپزشک همهی تلاشش رو میکنه دندون رو تا میشه نگهداره و نکِشه، مگه اینکه دیگه مجبور باشه.
چقدر خوبه ما هم با اطرافیانمون دندونپزشکی رفتار کنیم...
#صرفاً_برای_اندیشیدن
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈•
🆔 @ramezan_ghasem110
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈
💭 *زیبا، خواندنی و خواستنی*💭
✳ استادی از شاگردش پرسید: چند وقت است که با هم ملازمیم؟
شاگرد پاسخ داد: بیش از سی سال
🧿 استاد گفت: در این مدت از من چه آموختی؟
شاگرد گفت: هشت مسئله
استاد با نهیب تندی گفت😡 :
إنا لله وإنا إليه راجعون! مدت زیادی از عمر من با تو گذشت و فقط هشت مطلب از من آموختی!؟😤 حال بگو تا بشنوم
☝️شاگردچنین پاسخ داد :
🌹درس أول 🌹
💦به خلق نگریستم دیدم هر کس محبوبی را دوست دارد و هنگامی که به قبر می رود محبوبش او را ترک می کند
👌پس نیکی ها را محبوب خود قرار دادم تا در هنگام ورودم به قبر همراهم باشند
🌹 درس دوم 🌹
💧در کلام الهی اندیشیدم؛
❣وأَمّا مَن خافَ مَقامَ رَبّهِ ونَهَى النَّفسَ عَنِ الْهَوى/ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأوى":
🌸و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس باز داشت، بی گمان بهشت جايگاه اوست نازعات: ۴۰
👌پس با نفس خویش به دشمنی و جنگ برخاستم تا اینکه برطاعت خدا ثابت قدم گشتم
🌹 درس سوم 🌹
💧به مردم نگاه کردم و دیدم هر کس شئ گران بهایی همراه خویش دارد و با جان از آن نگهداری می کند پس قول خداوند را به یاد آوردم
❣" ما عِندَكُم يَنْفَدْوَ ما عِندَ اللهِ باق ". نحل: ۹۶
آنچه پيش شماست، تمام می شود و آنچه پيش خداست، پايدار است
👌پس هر گاه شیء گران بهایی به دست آوردم، آن را به پیشگاه خدا تقدیم کردم تا خدا حافظ آن باشد
🌹درس چهارم 🌹
💧برخی مخلوقین را مشاهده کردم و دیدم به مال و نسب و مقامشان افتخار می کنند. سپس این آیه را خواندم
❣" إِنَّ أَكرَمَكُم عِندَ اللهِ أَتْقیكُم ". حجرات: ۱۳
در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست
👌پس به تقوای خویش افزودم تا این که نزد خدا ارجمند باشم.
🌹درس پنجم 🌹
💧برخی خلایق را دیدم که به آنچه دارند قانع نیستند و طمع کسب نعمت دیگری را دارند و آرزوی دارند نعمت از دیگری زاءل و به خودشان افزوده شود، فهمیدم ریشه ی همه ی این ها حسد است سپس قول خداوند را تلاوت کردم
❣" نَحنُ قَسَمنا بَينَهُم مَعيشَتَهُم فِي الْحَيوةِ الدُّنيا ".
سوره زخرف ، آیه 32
ما [وسايل] معاش آنان را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كرده ايم
👌پس حسادت را ترک کردم و از مردم پرهیز کردم و دانستم روزی و فضل به دست خداست و بدان راضی گشتم
🌹درس ششم 🌹
💧برخی خلایق را دیدم که با یکدیگر دشمنی دارند و به همدیگر ظلم می کنند و در جنگ و نزاع اند.آن گاه این فرمایش خدا را خواندم
❣" إِنَّ الشَّيطانَ لَكُم عَدُوُُّ فَاتَّخِذُوه ُعَدُوًّا ". سوره فاطر ، آیه 7
همانا شیطان دشمن شماست پس او را دشمن گیرید
👌پس دشمنی با مردم را کنار گذاشتم و به دشمنی با شیطان پرداختم
🌹درس هفتم 🌹
💧برخی مخلوقات را دیدم که برای کسب روزی به هر دری می زند و گاه نیز دست به مال حرام می زند و خود را ذلیل نموده است
❣و خداوند فرموده:
" وَما مِن دابَّةٍ فِي الأَرضِ إِلّا عَلَى اللهِ رِزقُها ".
سوره هود: آیه 6
و هيچ جنبنده اى در زمين نيست مگر [اين كه] روزی اش بر عهده ی خداست.
👌پس دانستم من نیز یکی از این جنبنده هایم و بدانچه که خداوند برای من مقرر کرده است، راضی گشتم
🌹درس هشتم 🌹
💧برخی مخلوقات را دیدم که بر مخلوقی مانند خودشان توکل می کنند؛ برای کسب مال ، نان ، صحت و مقام
و باز این قول خداوند را خواندم
❣" وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ". سوره طلاق : 3
و هر كس بر خدا توکل كند، او براى وى بس است
👌پس توکل بر مخلوقات را کنار گذاشتم و بر توکّلِ به خدا همت گماشتم
سخن شاگرد که به اینجا رسید
لبخند رضایتی بر لبان استاد نقش بست وگفت:
کمال دانش را برداشت کردهای جانم.
بسی مایه مباهاتم شدی.👌
#صرفا_برای_اندیشیدن
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈•
🆔 @ramezan_ghasem110
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈
💻📲
امسال خونه تکونی رو زودتر شروع کردم
اونم چه خونه تکونی...
دی ماه، لپ تاپم خراب شد و اطلاعاتش پَر.
بهمن ماه گوشی خراب شد و همه ی اطلاعاتش حذف شدند.
خلاصه حسابی خونه تکونی شدا
حالا هم نوبت خودم هست که خونه ی ذهن رو یه تکانی دهم، بله امسال افکار تکانی دارم.
باید خودم دست بکار بشم تا...
شاید دیگه کمتر بیام اینجا
✍مرضیه رمضان قاسم نوشت
#صرفا_برای_اندیشیدن
#دلنوشته_هایم
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈•
🆔 @ramezan_ghasem110
•┈┈••✾•🌺•✾••┈┈
کلمات رنگ، بو، طعم و مزه دارند.
درست مثل غذا، حتی سردی و گرمی نیز ایجاد می کنند.
گاهی با کلمات و جملات دلسرد کننده قصد ایجاد دلگرمی داریم
و من شدیداً طرفدار این
قاعده هستم که
فاقد شیء نخواهد توانست
معطی شیء باشد.
کلمات دلسرد کننده، سد راهند
نه سکوی پرواز،
ما آمده ایم همدیگر را تواصی
به حق کنیم اما کریمانه
📖اقرأ و ربک الاکرم
💫💫
یا خیر حبیبٍ و محبوب
خدا جونم هیشکی خودت نمیشه
💦🌧
الهی بارانِ دوست داشتنت بی انتهاست!
حَبِّب الی لِقائکَ و اَحبِب لِقائی
ملاقات خود را محبوبِ من
و ملاقات مرا محبوبِ
خود گردان...
✍رمضان قاسم نوشت
#صرفا_برای_اندیشیدن
#دلنوشته_هایم
#لیلة_الرّغائب
#مناجات
┅═◈═✾🍃🌸🍃✾═◈═┅┄
@ramezan_ghasem110
@ramezan_110