واژههای شعر من، درسینه زندان میشود
باغ سرسبز وجودم، شورهزاران میشود
چون میسر نیست توفیق زیارت هر زمان
میفرستم مرغ دل را، بر تو مهمان میشود
چشم سر را بسته و با چشم دل میبینمت
روح و جانم غرق عطر یاس و ریحان میشود
در کنار پنجره فولاد میبندم دخیل ...
سر به زانو میگذارم، چشم گریان میشود
این چنین اشکی حکایت دارد از اذن دخول...
قلبم از این لطف و احسان، مات و حیران میشود
میروم با جرعهای از نور استشفا کنم
آب سقاخانه بر هر درد، درمان میشود
واژه واژه مدح میگویم پس از عرض سلام
شاعر بیذوقتان، روزی غزلخوان میشود...
شاعر: مریم شعلهپاش
#چهارشنبههای_رضوی
#دههی_کرامت
➠@ramezan_ghasem110