هدایت شده از بایگانیِتامیلا.
بچههاشهیدرجبزادهزنداشت(:
وقتیبهاینموضوعفکرمیکنمتمام
وجودمآتیشمیگیره(:
مامانم : بیا بریم بیرون
من : نه نمیام شما برید
مامانم : بیا دیگه خودتو لوس نکن
من : نه حوصله ندارم نمیام
*مامانم شروع میکنه به آماده شدن و وقتی داره از خونه میره بیرون
من : واقعن که خب یکم بیشتر اصرار کن تا بیام 👩🏻🦯
مامانم : پاشو بدو بیا زهرا
من : یه لحظه وایسا الان آماده میشمم