🌟#زنگ_تفکر🌟
اگر کسی از دیگری به نیکی یاد کند،
آن خیر و نیکی، به وی باز میگردد..
این بدان مانَد که
کسى اطراف خانهٔ خود گلزار برپا کند.
پس هر بار نظر کند،
گل و گلزار بیند،
و دائماً در بهشت باشد...
و چون بدِ یکى گفت،
آن کس در نظر او مبغوض شد
و چون از او یاد کند و خیال او پیش آید، چنان است که مار یا کژدم یا خار و خاشاک در نظر او آید.
پس اکنون که میتوانی
در باغ و گلزار باشى،
چرا در میان خارستان و مارستان مىگَردى؟!
همه را دوست بدار تا همیشه در گُلزار و گلستان باشى...
فیه ما فیه
مولانا
🌈 @range_khodaa
#برگ_سبز
🍃یکی از دوستان شیخ رجبعلی خیاط میگوید: فراموش نمیکنم که روزی در ایام تابستان در بازار جناب شیخ را دیدم، در حالی که از ضعف رنگش مایل به زردی بود.
قدری وسایل و ابزار خیاطی را خریداری و به سوی منزل میرفت، به او گفتم: آقا! قدری استراحت کنید، حال شما خوب نیست.
🍃 فرمود: عیال و اولاد را چه کنم؟! در حدیث است که رسول خدا (ص) فرمودند: « إن الله تعالی یحب أن یری عبده تعباً فی طلب الحلال؛ خداوند دوست دارد که بنده خود را در راه به دست آوردن روزی حلال، خسته ببیند. » و
« ملعون ملعون من ضیع من یعول؛ ملعون است، معلون است کسی که هزینه خانواده خود را تأمین نکند.»
👇👇👇
🌈 @range_khodaa
#عشق خداوند به بندگان گنهکار
#خداوند متعال در حدیثی قدسی به کسانی که از او روی گردان شده اند می فرماید:
🌸🍃اگر آنانکه پشت به من نموده اند بدانند که من چقدر منتظر آنان هستم
و به توبه و بازگشت آنها مشتاقم😍
از شوقِ دیدار من قالب تهی میکردند
و از شدّت محبت من بند بند وجود آنها از هم می گسست.
ای کاااااش می توانستیم ارزش این #عشق را #بفهمیم👌
🌈 @range_khodaa
حاج آقا محمد رضایی میگوید:🌺
خاطره بنده مربوط میشود به یک راهنمایی و دبیرستان دخترانه عشایری، مدیر مدرسه منطقه محروم -که روحانی کم آنجا میرود- به من گفت: اگر میشد به شما نشان میدادم که خیلی از بچههای ما در اینجا نماز شب میخوانند، خلاصه ما در این مدرسه سخنرانی کردیم و بعد از سخنرانی به سؤالهای دانشآموزان پاسخ میدادیم تا اینکه دانشآموزی پیش من آمد و گفت: من وقتی به چهره بعضیها نگاه میکنم، چهرهشان خیلی نورانی است و بعضی دیگر چهره بسیار وحشتناک و ترسناکی دارند که شبها از ترس خوابم نمیبرد.
خیلی برای من عجیب بود که یک دانشآموز دختر دوم دبیرستانی به این درجه رسیده باشد، من که هنگام پاسخ به سؤالها سرم پایین بود، هنگامی که دانش آموز این جمله را گفت، مو بر تنم سیخ شد و پیش خودم گفتم که الان آبروی من رفته است و معلوم نیست من را چگونه میبیند! بنابراین اولین سؤالی که کردم گفتم: من را چگونه میبینی؟! گفت: بعضیها را همان طور که هستند میبینم، شما را عادی میبینیم! نفس راحتی کشیدم، بعد یک نگاهی به ایشان کردم دیدم: بله چه حجابی دارد! در آن منطقهای که زنان چادر سر میکنند ولی حد و حدود حجاب را زیاد رعایت نمیکنند، دیدم چقدر محجبه است.
بعد ادامه داد: میخواهم کاری کنم که دیگر چهره برخی افراد را ترسناک نبینم، شبها واقعاً میترسم و خوابم نمیبرد، از آنجایی که خودم جواب سؤال را نمیدانستم، به منزل یکی از علمای بزرگوار زنگ زدم و گفتم که چنین سؤالی از من شده است، آیا چنین چیزی میشود؟
ایشان گفتند: بله! اشکال ندارد، تقوا داشته و خدا این توفیق را به ایشان داده، به او بگو که به هیچ کس نگوید، والا سلب توفیق میشود، به این عالم ربانی گفتم که میگوید میترسم!
گفت: توجیه کنید که ترس ندارد، بلکه توفیقی است که خدا به اولیاء الله و دوستانش میدهد، قدرش را بداند و خدا را شکر کند، بعد از اینکه تلفن را قطع کردم، از آن دختر سؤال کردم که شما نماز شب میخوانید؟! بعد با یک اکراهی که دوست نداشت بگوید، گفت: بله! من نماز شب میخوانم.
آن دختر محجبه دوم دبیرستان منطقه محرومی که خیلیها در آنجا نماز نمیخوانند، چون روحانی نداشتند که بروند و در گوش آنها بگویند نماز بخوانید، نماز که هیچ! نماز شب هم میخواند، خداوند به ایشان توفیق داده که به چنین مقاماتی برسد
🌈 @range_khodaa
مرگ همان حمام است 🔵
یکی از یاران امام هادی علیه السلام در حال احتضار بود و به شدت بی تابی می کرد. حضرت به عیادت او رفتند و چون او را در آن حال دیدند فرمودند:
ای بنده خدا، چون مرگ را نمی شناسی از آن می ترسی!
آیا اگر بدنت کثیف باشد یازخمی شده باشد، دوست داری به حمام بروی وکثافتها و زخمها را شستشو دهی؟ عرض کرد: بلی فرزند رسول خدا.
حضرت فرمودند: مرگ همان حمام است.
و چون از آن بگذری، از هر همّ و غمّی راحت می شوی و به خوشیهائی که در انتظار توست می رسی.
🌈 @range_khodaa
گويند حضرت آدم نشسته بود، شش نفر آمدند، سه نفر طرف راستش نشستند و سه نفر طرف چپ.
به يکي از سمت راستيها گفت: «تو کيستي؟»
گفت: «عقل.»
پرسيد: «جاي تو کجاست؟»
گفت: «مغز.»
از دومي پرسيد: «تو کيستي؟»
گفت: «مهر.»
پرسيد: «جاي تو کجاست؟»
گفت: «دل.»
از سومي پرسيد: «تو کيستي؟»
گفت: «حيا.»
پرسيد: «جايت کجاست؟»
گفت: «چشم.»
سپس به جانب چپ نگريست و از يکي سؤال کرد: «تو کيستي؟»
جواب داد: «تکبر.»
پرسيد: «محلت کجاست؟»
گفت: «مغز.»
گفت: «با عقل يک جاييد؟»
گفت: «من که آمدم عقل ميرود.»
از دومي پرسيد: «تو کيستي؟»
جواب داد: «حسد.»
محلش را پرسيد.
گفت: «دل.»
پرسيد: «با مهر يک مکان داريد؟»
گفت: «من که بيايم، مهر خواهد رفت.»
از سومي پرسيد: «کيستي؟»
گفت: «طمع.»
پرسيد: «مرکزت کجاست؟»
گفت: «چشم.»
گفت: «با حيا يک جا هستيد؟»
گفت: «چون من داخل شوم، حيا خارج مي شود.»
🌈 @range_khodaa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎀شادی
🍃پروانه ای است
🎀که هر چه تقلا کنی
🍃نمی توانی آن را شکار کنی...
🎀باید آرام باشی
🍃تا روی شانه ات بنشیند
🎀🍃شانه هایت پر از پروانه باد...
🌈 @range_khodaa
🌹طبقات مردم نزد شیطان 🌹
شیطان به حضرت یحیی گفت: می خواهم تو را نصیحت کنم.
حضرت یحیی فرمود: من میل به نصیحت تو ندارم؛ ولی می خواهم بدانم طبقات مردم نزد شما چگونه اند. شیطان گفت: مردم از نظر ما به سه دسته تقسیم می شوند:
1️⃣ عده ای مانند شما معصومند، از آنها مأیوسم و می دانیم که نیرنگ ما در آنها اثر نمی کند.
2️⃣ دسته ای هم برعکس، در پیش ما شبیه توپی هستند که به هر طرف می خواهیم می گردانیم.
3️⃣ دسته ای هم هستند که از دست آنها رنج می برم؛ زیرا فریب می خورند؛ ولی سپس از کرده خود پشیمان می شوند و #استغفار می کنند و تمام زحمات ما را به هدر می دهند. دفعه دیگر نزدیک است که موفق شویم؛ اما آنها به یاد خدا می افتند. و از چنگال ما فرار می کنند. ما از چنین افرادی پیوسته رنج می بریم.
📚کشکول ممتاز، ص 426.
🌈 @range_khodaa
🔻آیت الله جوادی آملی:
👌 هنگامی كه شیطان به خداوند گفت:
من از چهار طرف (جلو، پشت، راست و چپ) انسان را گرفتار و گمراه میكنم.
🔹فرشتگان پرسیدند:
شیطان از چهار سمت بر انسان مسلّط است، پس چگونه انسان نجات مییابد؟
🔸خداوند فرمود: راه بالا و پایین باز است❗️
🕊 راه بالا نیایش
و راه پایین سجده و بر خاك افتادن است.
🔹 بنابراین، كسی كه دستی به سوی خدا بلند كند یا سری بر آستان او بساید میتواند شیطان را طرد كند.
📚تفسیر موضوعی قرآن، مراحل اخلاق در قرآن، ج 11، ص 108
🌈 @range_khodaa