بعد از جنبش مهسا، وقتی همه جا دعوا بود، یادم مانده دختر جوانی یک نظری نوشته بود و مردی برای این نظر فحش نوشته بود که تو که اگر مادرت فلان نبود بسار. دختر خیلی ساده جواب داده بود: ولی مادر من سالهاست در این دنیا نیست.
مرد یک پاراگراف عذرخواهی نوشته بود، پاراگرافی که علیرغم تلاشش، هیچ کمکی به پاکسازی فضا نکرده بود، چنان که هنوز یاد من مانده.
چند روز پیش یک نکته کوتاهی گوش کردم از یک معلم زبانشناس ایرانی، آمده بود ریشه یک لغت آلمانی را با مشابه فارسی مقایسه کرده و نتیجه گرفته بود که این دو چرا علیرغم تشابه تلفظی به هم مربوط نیستند. صدایش سوخته و خش دار بود و خیلی آرام حرف میزد.
تعداد زیادی کامنت برایش گذاشته بودند که با لودگی، این صدا و خستگی را نشانه رفته اند.
یکی نوشته: استاد، قلقلی میزنی یا حب می اندازی بالا؟ (که فکر کنم منظورش مصرف حشیش و تریاک است)
معلم هم بین باقی کامنت های تمسخر، به همین یکی سرراست جواب داده: هیچکدام. سرطان دارم بزرگوار.
و طبعا نویسنده کامنت با لحن جدی آمده طلب حلالیت و عافیت و... که برای من ناظر ماجرا، از پوچی گس این معاشرت ناشایست، کم نکرد و یادم ماند.
خودم را گذاشته ام جای هر دو گروه. اول جای آنی که پشت گوشی لم داده، به در دیوار مجازی میخندد.
فکر کردم این آدم شاید که خیلی خوشحال و بیقید است یا اصلا خوشحال نیست و در قید تراما هاست، یا معاشرت سالم بلد نیست یا از خودش بیزار است که انتقام شیراز را از اصفهان میگیرد. در هر حال، آزاد و بی مرز، آنقدر راحت است که به هر که دلش میخواهد میگوید مادرش بدکاره است، پدرش نامعلوم است، چقدر چاق، زشت، پر لک و پیس، کچل، بد لباس، بدسلیقه، خسته، خش دار، .... و در نهایت کم ارزش، بی قدر و دوست نداشتی است. و شاید از این تراکنش، مقداری حرص و خشم به شکل ترانسمیترهای عصبی از سیناپسهای مغزش آزاد میشود و شاید برای لحظه ای حس خلسه و خشنودی میکند، حس سبکی. حس برتری و قدرت.
و بعد خودم را جای آدمهای گروه مقابل گذاشتم. فکر کردم انگار داری به سمت مقصدی راه میروی، از پشت سر کسی سرت فریاد بیربطی به راه و مقصدت میزند که فقط به تو ناکافی بودن و جالب نبودن و زیبا نبودنت را یادآوری کند. بهت بگوید آهای غریبه رهگذر، زیر چشمت دو کیسه آب است، پوستت چقدر لک دارد، شکم گنده، بدلباس، بدسلیقه، کاش پول داشتی، کاش خرید کردن بلد بودی...
و بعد تو در مقام عکس العمل، فقط یک دلیل برای «اینجور» بودنت که ناجور بقیه است بگویی:
چون داروی قوی مصرف میکنم، منتظر پیوند کلیه ام، دیروز از کار اخراج شده ام، در یک خانه آسیب دیده بزرگ شده ام، آدمم را از دست داده ام، ...
چون سرطان دارم بزرگوار.
همین تک جمله.
و سکوت بعدش.
و لودگی معطل مانده در هوا
و نیشخند ماسیده ای که مثل بومرنگ به مکان اول و نزد گوینده بازگشته ولی نقطه فرود ندارد چون فضا چنان چسبناک و سنگین است و اندوه لو رفته در قالب یک جمله ساده دارد همه را یکجا می بلعد.
کمی مهربان بودن، اندک تلاشی برای تصور موقعیت های سخت دیگران، موقعیتهایی که کلمه برای توصیفشان الکن است، آرزویی است که قرنها در هر زبانی برایش قصیده ها گفتند و ترانه ها سروده اند و داستانها نوشته اند و «همچنان دوره میکنیم شب و روز را...هنوز را»
https://t.me/November25th/1652
667.pdf
حجم:
4.9M
اسوههای بشریت (۱۱): امام حسن عسکری علیه السلام
از مقالات خواندنی استاد رسول جعفریان در تاریخ زندگانی حضرت امام حسن عسکری ع
#اسوههای_بشریت
@Alasar_1
📜 فقرات ضدّ غلو در مرامنامه اعتقادی کراجکی
ابو الفتح کراجکی (د. ۴۴۹ ق) متکلم بزرگ امامی، در رساله «البیان عن جمل اعتقاد أهل الإیمان» آن چه را به عنوانِ عقاید شیعه، درست میدانست، به صورت خلاصه به نگارش درآورد. برخی از مضامین موجود در این رساله که به ردّ تفویض و غلو ارتباط دارد، چنین است:
۱. ردّ خالق بودن امامان
۲. ردّ رازق بودن امامان
۳. اثباتِ بلایا و موت برای امامان
۴. اثبات ویژگیهای بشری برای امامان
۵. ردّ علم امامان به همه ضمائر و غائبات
۶. اثباتِ وساطت جبرئیل در وحی
۷. اثباتِ مکلف بودن امامان
۸. رد ازلی بودن امامان
و أن جميع حجج الله تعالى محيطون علما بجميع ما يفتقر إليهم فيه العباد و أنهم معصومون من الخطأ و الزلل عصمة اختيار ... و أنهم مع ذلك بأجمعهم عباد مخلوقون و بشر مكلفون يأكلون و يشربون و يتناسلون و يحيون بإحيائه و يموتون بإماتته تجوز عليهم الآلام المعترضات فمنهم من قتل و منهم من مات لا يقدرون على خلق و لا رزق و لا يعلمون الغيب إلا ما أعلمهم إله الخلق و أن أقوالهم صدق و جميع ما أتوا به حق ... و يجب عليه أن يقر ... أن جبرئيل هو الروح الأمين الذي نزل بالقرآن على قلب محمد خاتم النبيين و هو الذي كان يأتيه بالوحي من رب العالمين ... و أنهم في كمال العلم و العصمة من الآثام نظير الأنبياء ع و أنهم أفضل الخلق بعد رسول الله ع ... و أنه سبحانه أظهر على أيديهم الآيات و أعلمهم كثيرا من الغائبات و الأمور المستقبلات و لم يعطهم من ذلك إلا ما قارن وجها يعمله من اللطف و الصلاح. و ليسوا عارفين بجميع الضمائر و الغائبات على الدوام و لا يحيطون بالعلم بكل ما علمه الله تعالى. و الآيات التي تظهر على أيديهم هي فعل الله دونهم أكرمهم بها و لا صنع لهم فيها. و أنهم بشر محدثون و عباد مصنوعون لا يخلقون و لا يرزقون و يأكلون و يشربون و تكون لهم الأزواج و تنالهم الآلام و الأعلال و يستضامون و يخافون فيتقون و أن منهم من قتل و منهم من قبض ...
📘كنز الفوائد، ج۱، ص۲۴۲-۲۴۵
ترجمه:
«... و این که همه حجتهای خداوند متعال، به همه آن چه که بندگان در آن به ایشان نیازمندند احاطه علمی دارند
و از خطا و لغزش به صورت اختیاری معصومند ...
و با این حال همگی بندگانی مخلوق و انسانهایی مکلفند که میخورند و میآشامند و زاد و ولد میکنند. به زنده کردن خدا، زنده میشوند و به میراندن خدا، میمیرند و ممکن است بر آنها دردهایی عارض شود؛ پس برخی از آنها کشته شدند و برخی از آنها درگذشتند.
نمیتوانند چیزی بیافرینند یا روزی بدهند و غیب نمیدانند جز آن چه خدای خلق به آنها خبر دهد و همه سخنانشان صدق است و هر آن چه آوردهاند حق است ...
و بر او واجب است که اقرار کند که ... جبرئیل همان روح امین است که قرآن را بر قلب محمد خاتم پیامبران (ع) نازل کرد و او بود که وحی را از رب جهانیان برایش میآورد ...
و این که امامان در کمال علم و عصمت از گناهانند مانند پیامبران، و آنها بعد از رسول خدا (ص) برترین خلق هستند ... و خداوند به دست آنها معجزات را آشکار کرد و از بسیاری از پنهانیها و امور آینده آگاهشان کرد و چیزی از آن علم به آنها نداد مگر آن که با وجهی از لطف و صلاح که میداند همراه باشد و به همه ضمائر بندگان و پنهانیها همیشه آگاه نیستند و به همه آن چه خدای متعال میداند، احاطه علمی ندارند.
معجزاتی که بر دست آنها آشکار میشد، فعل خدا است نه آنها که خدا ایشان را با این نشانهها گرامی داشته و خودشان در آن صنعی ندارند و آنها انسانهایی حادث و بندگانی مخلوقند که نه خلق میکنند و نه روزی میدهند. میخورند و میآشامند و همسرانی دارند و دردها و بیماریها به آنها میرسد؛ [گاه] حقشان را به ستم میبرند؛ [گاه] میترسند و تقیه میکنند و برخی از آنها کشته شدند و برخی درگذشتند ...»
#تفویض
#علم_غیب
#نفی_بلایا
@Gholow2 کانال تلگرامی
🟢
السَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبیبَ الله!
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
فَرْدا که خَلایق را دیوانِ جَزا باشَد
هَرْکَس عَمَلی دارَد، مَنْ گوش به إِنْعامی!
#سعدی
#سور_سخن
@talar_ayne
Ⓜ️ تکنیک دانمارکی ها برای خوشبختی
➕بدو! بدو! همهچیز باید بیشتر باشد و سریعتر انجام شود، چرخهای بیپایان از دویدن و رسیدن و دوباره دویدن که با ارزشهایی مانند موفقیت و بهرهوری توجیه میشود. سبک زندگی سریع باعث می شود که این هفت ویژگی را داشته باشیم: پرمشغله، عجول، مضطرب، سطحی، بیقرار، متمرکز بر کمیت نه کیفیت و کم توجه.
➕در سبک زندگی سریع، ما غذا را قورت می دهیم اما در آهستگی، غذا را مزمزه می کنیم. در سبک زندگی سریع ما چایی را هورت می کشیم اما در سبک زندگی آهسته، جرعه جرعه چای را می نوشیم و از آن لذت می بریم. سبک زندگی سریع حتی روی نیایش های ما نیز تاثیر گذاشته است. ما نیایش های روزانه مان را سریع و تند تند می خوانیم اما در سبک زندگی آهسته ما کلمه به کلمه با قدرت برتر و جهان متعالی ارتباط برقرار می کنیم. خلاصه اش آنقدر گرفتاریم که وقت نداريم خوشخبت شويم!
➕پیشنهاد عملی: تکنیک هوگا
بگذارید با تکنیک هوگای دانمارکی ها (Hygge) آشنا شویم. این مفهوم بخشی از فرهنگ دانمارکی است. دانمارکیها معتقدند در جهانی که پر از استرس و سرعت است باید شادمانی را در لحظه های ساده جستجو کرد. دنج بودن مایه خوشحالی است. چگونه هوگا کنیم یا هوگا باشیم؟
📌پنج راهکار ساده:
➕از شلوغی فاصله بگیرید و فضای دنج و گرم ایجاد کنید – از شمع، نورهای ملایم و وسایل راحتی استفاده کنید.
➕به آرامش خود توجه کنید – لباسهای راحت بپوشید و با یک نوشیدنی گرم آرام بگیرید.
➕از لحظات کوچک لذت ببرید – هر روز زمانی را برای کارهایی که دوست دارید اختصاص دهید.
➕ ارتباط عمیق را جایگزین فناوری وسیع کنید! – تکنولوژی و شبکه های اجتماعی وسیع را مدتی کنار بگذارید و روی روابط عمیق با چند نفر رفیق شفیق تمرکز کنید.
➕با طبیعت ارتباط داشته باشید – پیادهروی در پارک یا نشستن کنار پنجره و تماشای باران میتواند حس آرامش را تقویت کند.
✔️بعضی ها می گویند شاید ریشه هوگا از هاگ (Hug) بغل کردن بیاد. احتمالا بی ربط هم نیست! شاید هوگا به معنی در آغوش کشیدن لحظات ناب و ساده زندگی باشد. سبک زندگی آهسته برعکس سبک زندگی سریع دارای هفت ویژگی متفاوت است: آرام، مراقب، پذیرا، با طمأنینه، صبور، ژرفاندیش، تمرکز بر کیفیت نه کمیت. تا کلمه آهستگی را می شنویم ممکن است که برداشت های اشتباه هم به ذهن مان بیاید:
●آهستگی به معنای ترمز نیست.
●آهستگی به معنای بیکاری و انفعال نیست.
●آهستگی به معنای ملال و رخوت نیست.
●آهستگی به معنای حضور در لحظه و لذت از لحظه است.
📮آکادمی جام
🛄 || مدرسه علوم انسانی
672.opus
زمان:
حجم:
20.9M
آموزههای غالیان و بازتاب آن در منابع حدیثی
جلسه اول: چارچوب کلی اندیشههای غالیان
🎙علی عادل زاده
در جوار امام علی بن موسی الرضا (ع)
۱۲ شهریور ۱۴۰۴
#آموزههای_غالیان
@Gholow2کانال تلگرامی
"تو را چه سود
فخر به فلک بر
فروختن
هنگامی که
هر غبارِ راهِ لعنت شده نفرینت میکند،
تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاسها
به داس سخن گفتهای
آنجا که قدم برنهاده باشی
گیاه از رستن تن میزند.
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد،
که مادرانِ سیاه پوش
_داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد_
هنوز از سجادهها
سر برنگرفتهاند!"
احمد شاملو
🟣
دَستِ خواهِش، چون صَدَف، مَگْشای پیشِ خاکیان
هَرچه میخواهَد دِلَت، از عالَمِ بالا طَلَب🤲
#صائب
#سور_سخن
@talar_ayne