@Barrane_eshghسامی یوسف_۲۰۲۳_۰۴_۲۲_۰۷_۰۵_۲۵_۷۸۵.mp3
زمان:
حجم:
6.2M
#سامۍیوسف
الله...الله...
هیچ وقت نگران آیندهی
ناشناخته ات نباش
وقتی خدای
شناخته شده ای داری...
با تمام وجود بهترینها را از خداوندمنان
برایت طلب میکنم..
@ranggarang
مادرش میگفت وقت اذان بدنیا اومد
همرزمش هم گفت وقت اذان کنار تانکر تو کربلای ۵ شهید شد
با بانک اذان آمد و با بانک اذان رفت..
#شهیدکریمصمدزاده💕
@ranggarang
هرگز فکر نکنید با داشتن پول زیاد شما ثروتمند خواهید بود.
در دنیای امروزی ثروت فراتر از پول است.
ناپلون هیل در کتاب کلید طلایی 15 نوع ثروت را معرفی می کند که داشتن آنها ما را ثروتمند میکند:
1- نگرش مثبت
2- ارتباط موثر
3- ادب
4- یادگیری مادام العمر
5- انضباط شخصی
6- تندرستی واقعی
7- آرامش خاطر
8- خلاقیت
9- عشق ورزیدن به کار
10- داشتن برنامه و هدف
11- داشتن قلب و زبان شاکر
12- درک دیگران
13- استفاده موثر از زمان
14- بخشندگی
15- اعتماد به نفس
@ranggarang
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فيلمى از مراحل ساخت برج آزادى
برج آزادى كه قبل از انقلاب به برج شهياد معروف بود، توسط حسين امانت معمار ايرانى ساخته شد.
@ranggarang
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تشرف شیخ حسین آل رحیم طلبه فقیر و نا چیزی که دچار بیماری صعبالعلاج بود به محضر پاک #امام_زمان عج
@ranggarang
✨ #پندانـــــــهـــ
☆لقمان به پسرش نصیحت كرد:
دو چيز را فراموش نكن↯
☆ ياد خدا
☆ ياد مرگ
دو چيز را فراموش كن↯
☆ بدی ديگران درحق تو
☆ خوبی تودرحق ديگران
@ranggarang
✨ #پندانـــــــهـــ
✅ﻫﺮﮔﺰ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻧﺸﮑﻦ
#ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ
#ﻗﻮﻝ
#ﺭﺍﺑﻄﻪ
#ﻭﻗﻠﺐ
ﺯﯾﺮﺍ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﻨﺪ
ﺻﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪ ...
@ranggarang
-
اگرخواستیدخودتانرا"محک"بزنید...
بہ"نمازصبحتان"نگاھڪنید!"
ازمیزان"سنگینے"و
"سخت بودن"نمازصبحمۍتوانفهمید
چقدر"شیطان"سوارومسلطبرانساناست!-
@ranggarang
#جلوی_بلا_را_خودمان_باید_بگیریم
🍃ما باید در حال رخاء [آسایش]، حالت ابتهال و تضرع و توسل داشته و ملتجی و شاکر باشیم، تا در حال شدت و گرفتاری به فریاد ما برسند؛ وگرنه همان بلا و گرفتاری به سراغ ما می آید.
@ranggarang
🍂داستــــانهـــای
پنـــــدآمــــــوز🍃🍂
✍موضوع؛
💠) ابوراجح حلی و امام زمان (عج)
ابوراحج از شیعیان مخلص شهر محله سرپرست یکی از حمام های عمومی آن شهر بود، بدین جهت، بسیاری از مردم او را می شناختند.
در آن زمان، فرماندار حله شخصی ناصبی به نام مرجان صغیر بود. به او گزارش دادند که ابوراجح حلی از بعضی اصحاب منافق رسول خدا (ص) بدگویی می کند. فرماندار دستور داد او را آوردند.
آن قدر زدند که تمام بدنش مجروح گشت و دندان های پیشین ریخت! همچنین زبانش را بیرون آوردند و با جوالدوز سوراخ کردند و بینی اش را نیز بریدند و او را با وضع بسیار دلخراشی به عده ای از اوباش سپردند. آنها ریسمان برگردن او کرده و در کوچه و خیابان های شهر حله می گرداندند! و مردم هم از هر طرف هجوم آورده او را می زدند. به طوری که تمام بدنش مجروح شد، و به قدری از بدنش خون رفت و که دیگر نمی توانست حرکت کند و روی زمین افتاد، نزدیک بود جان تسلیم کند.
جریان را به فرماندار اطلاع دادند. وی تصمیم گرفت او را بکشد، ولی جمعی از حاضران گفتند:
- او پیرمرد فرتوتی است و به اندازه کافی مجازات شده و خواه ناخواه به زودی می میرد، شما از کشتن او صرف نظر کنید و خون او را به گردن نگیرید!
به خاطر اصرار زیاد مردم - در حالی که صورت و زبان ابوراجح به سختی ورم کرده بود - فرماندار او را آزار کرد. خویشان او آمدند و نیمه جان وی را به خانه بردند و کسی شک نداشت که او خواهد مرد.
اما فردای همان روز، مردم با کمال تعجب دیدند که او ایستاده نماز می خواند و از هر لحاظ سالم است و دندان هایش در جای خود قرار گرفته، و زخم های بدنش خوب نشده و هیچ گونه اثری از آن همه زخم نیست! و با تعجب از او پرسیدند:
- چطور شد که این گونه نجات یافتی و گویی اصلاً تو را کتک نزدند؟!
ابوراجح گفت:
- من وقتی که در بستر مرگ افتادم، حتی با زبان نتوانستم دعا و تقاضای کمک از مولایم حضرت ولی عصر(عج) نمایم؛ لذا تنها در قلبم متوسل به آن حضرت شدم و از آن حضرت درخواست عنایت کردم.
وقتی که شب کاملاً تاریک شد، ناگاه! خانه ام نورانی گشت! در همان لحظه، چشمم به جمال مولایم امام زمان (عج) افتاد، او جلو آمد و دست شریفش را بر صورتم کشید و فرمود:
- برخیز و برای تأمین معاش خانواده ات بیرون برو و کار کن! خداوند تو را شفا داد!
اکنون می بینید که سلامتی کامل خود را باز یافته ام.
خبر سلامتی و دگرگونی شگفت انگیز حال او - از پیرمردی ضعیف و لاغر به فردی سالم و قوی - همه جا پیچید و همگان فهمیدند.
فرماندار حله به مأمورینش دستور داد ابوراجح را نزد وی حاضر کنند. ناگاه! فرماندار مشاهده نمود، قیافه ابوراجح عوض شده و کوچکترین اثری از آنهمه زخم ها در صورت و بدنش دیده نمی شود! ابوراجح دیروز با ابوراجح امروز قابل مقایسه نیست!
رعب و وحشتی تکان دهنده بر قلب فرماندار افتاد، او آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت که از آن پس، رفتارش با مردم حله (که اکثراً شیعه بودند) عوض شد. او قبل از این جریان، وقتی که در حله به جایگاه معروف به مقام امام (عج) می آمد، به طور مسخره آمیزی پشت به قبله می نشست تا به آن مکان شریف توهین کرده باش؛ ولی بعد از این جریان، به آن مکان مقدس می آمد و با دو زانوی ادب، در آنجا رو به قبله می نشست و به مردم حله احترام می گذاشت. لغزش های ایشان را نادیده می گرفت و به نیکوکاران نیکی می کرد. ولی این کارها سودی به حال او نبخشید، پس از مدت کوتاهی در گذشت.
📚✍بحارالانوار جلد۱
@ranggarang