فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
روایتی عجیب از جانبازان حزب الله در ماجرای انفجار پیجرها
@ranggarang
9.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃 پای سخن خدا
آیا پنداشتهاید که به همین راحتی وارد بهشت خدا میشوید؟ در حالیکه آن سختیها و مصائبی که بر گذشتگان شما رفته است بر سر شما نیامده است ...!
@ranggarang
زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی
مدد ز غیر تو ننگ است یاعلی مددی
گشودِ کار دو عالم به یک اشارهی توست
به کار ما چه درنگ است یاعلی مددی
@ranggarang
14.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به نام نامی حیدر علم برمیداریم
کنار مالک اشتر قدم برمیداریم
#حماسی📺
#مهدی_رسولی🎙
#مرگ_بر_اسرائیل✊ 🇮🇷
#مرگ_بر_آمریکا✊🇮🇷
@ranggarang
❌روزگاری پدافندمان بخاطر دفاع از جان مردم در مورد هواپیمای اوکراین خطایی کرد که سالها موجب اهانت به قدرت نظامی و دفاعیمان بود
🔶۵ سال گذشت تا دادگاه اونتاریو کانادا مقصر اصلی را شرکت هوایی اوکراین تشخیص داد
🔷و اکنون با خواب آرام دیشبمان به اهمیت سامانه پدافندی و ایثار سربازانشان در همه این سالها پی بردیم
✖️رو سیاهی ماند برای افسادطلبان و مخصوصا حسن روحانی و ظریف بهائی..
@ranggarang
7.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥سردار سلیمانی در جمع مدافعان حرم: عمر ما به سرعت میگذرد. چه اینجا باشیم، چه تو خونه باشیم، هر کجا باشیم، بهترین جا را داشته باشیم توی بهترین هتل زندگی کنیم. همه میمیریم. رئیس جمهور عالم باشیم, میمیریم. امّا انتخاب راه درست خیلی مهم است.
@ranggarang
آمریکاییها با میخ بدنش را سوراخسوراخ کرده بودند...
شاید هیچکس فکرش را نمیکرد روزی یک جوان ساده بوشهری ناوهای غولپیکر آمریکایی را در خلیج فارس تحقیر کند
نادر مهدوی کسی بود که در مقابل چشم کل دنیا حیثیت آمریکاییها را برد!
آمریکا اعلام کرده بود میخواهد از نفتکشهای کویتی که برای صدام نفت جابهبجا میکردند در خلیجفارس مراقبت کند و ایرانیها هم نمیتوانند به آن صدمه بزنند
اما نادر مهدوی کاری کرد که نفتکش کویتی با اسکورت ناوهای آمریکایی هم سالم به مقصد نرسد!
وقتی نادر مهدوی برای گشتزنی در خلیجفارس شبانه به دریا زده بود، آمریکاییها آن را به اسارت میگیرند. آنها آنقدر از نادر مهدوی کینه داشتند که در بدنش یک عالمه میخ فرو کرده بودند تا او را شکنجه دهند.
چون این جوان بوشهری به کل دنیا ثابت کرده بود صاحب اصلی خلیجفارس ایرانیها هستند نه آمریکاییها
@ranggarang
شاهزاده ای در خدمت
قسمت سی و چهارم :
درب خانه باز شد و وارد خانه شدند.
حسن و حسین دست فضه را رها کردند و مانند پرندگان سبک بال ،شروع به دویدن داخل حیاط کردند.
فضه نگاهش از حیاط خاکی به در و دیوار ساده و فقیرانهٔ اتاق ها کشیده شد.
همانطور که محو ظاهر ساده خانه بود ، فاطمه به طرفش آمد و در حالیکه دستش را می گرفت ، فرمود : بیا تا خانه را نشانت دهم...
فضه بدون اینکه حرفی بزند در همان حالت بهت و شگفتی به دنبال خانم خانه روان شد ، از اتاقی به اتاق دیگر ،همه را دید و روی زیبای دختران فاطمه را که در اتاقشان گرم بازی بودند ،بوسید...
خانه ای ساده با وسیله هایی اندک که شامل چند کاسه و لیوان و ظرف سفالی و چند ظرف مسی می شد و کف اتاقها هم حصیرهایی از جنس شاخه های درخت نخل ،به عنوان فرش پوشیده شده بود.
قلب فضه از دیدن اینهمه سادگی و فقر به هم فشرده شد ، او که در قصر رشد یافته بود ، آن زندگی های شاهانه با این زندگی ساده را مقایسه می کرد ، انگار کار جهان برعکس بود .
چون اگر می خواستند بزرگ یا به اصطلاح شاهی برای این دنیا انتخاب کنند ، بی شک کسی جز پیامبر اسلام نمی توانست باشد و فرزندانش هم حکم شاهزاده را داشتند ، اما آن تجملات شاهانه کجا و این زندگی فقیرانه کجا؟!
در همین افکار بود که فاطمه همانطور که دست او را در دست مبارکش داشت ، فضه را به سمت اتاقی که شبیه بقیهٔ اتاقها با همان وسایل ساده بود برد و فرمود : اینهم اتاق شما ، هر چه داریم و هر امکاناتی هست ، به طور مساوی با هم تقسیم می کنیم ، نگاه کن اتاقی را که در اختیارت قرار داده ایم دقیقا مانند اتاق هایی ست که خودمان در آن اقامت داریم.
بفرما ،امروز را استراحت کنید و از فردا هم کارهای خانه را به مساوات تقسیم می کنیم ،یک روز تو کار کن و یک روز من....آیا راضی هستی؟!
فضه همانطور که مانند مجسمه ای سنگی خشکش زده بود، سری تکان داد و گفت :ب...ب...بله بانوی من..
فضه وارد اتاقش شد ، اتاقی مانند دیگر اتاق های خانه ،با دیواری گلی و حصیری که بر کف آن گسترده بودند، یک کوزه آب و لیوان سفالین هم در طاقچه آن به چشم می خورد.
فضه دلش از این همه سادگی یا به تعبیر او فقر، گرفته بود ، با خود می گفت : باید کاری کنم...باید چاره ای بیاندیشم تا وضع بهتر شود و در همین حین یاد آن گنجینه های طلای داخل قصرشان افتاد و یاد کیمیاگری اش و ناخوداگاه دستش به سمت گردنش رفت...
آه...درست است ، کیسه ای را که در آن مواد ترکیبی برای کیمیاگری ،وجود داشت ،بر گردنش بود... با یاد آوری آن ، جرقه ای در ذهنش زد و سریع از جا برخواست...
ادامه دارد...
🖍 به قلم :ط_حسینی
@ranggarang
❌از نظر مدعیان زن زندگی آزادی، یک زن به خاک ایران تجاوز و چهار نیروی ارتش ایران را شهید میکند، قابل تقدیر است!
✍ تعجب نکنید !
تفکری که سگ را بجای فرزند می پذیرد، قاتل را هم تقدیر خواهد کرد.
🔴 #بیداری_ملت 👇
@bidariymelat