eitaa logo
رنگارنگ 🌸
1.7هزار دنبال‌کننده
18.2هزار عکس
15.1هزار ویدیو
67 فایل
کانال متفاوت و مورد سلیقه همه قشرها مختلف.. داستان های کوتاه و بلند.. از حضرت ادم تا خاتم الانبیا.. حدیث و پیامهای آموزنده و کلیپ های کوتاه و بلند.. کپی برداری آزاد..
مشاهده در ایتا
دانلود
39.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا امیرالمومنین علی علیه السلام در برابر غصب خلافت قیام نظامی نکردند ؟ آیت الله حسینی قزوینی @ranggarang
حضرت محمد(ص): شگفا از کسی که از بیم بیماری از غذا پرهیز میکند، ولی از ترس آتش دوزخ از گناه پرهیز نمی‌کند. ‌@ranggarang
🎬: در این هنگام موسی جلو آمد و گفت: جسد برادر شما کجاست و آیا اطمینان دارید کشته شده؟! هر دو برادر سرشان را به نشانه ی بله تکان دادند و گفتند: همراه ما بیایید ای پیامبر خدا تا به شما نشان دهیم. موسی و جمع بنی اسرائیل به همراه ان دو برادر به راه افتادند و بعد از گذشتن از قبایل مختلف بنی اسرائیل، جلوی قبیله ای قرار گرفتند که بزرگترین و پرجمعیت ترین قبیله ی بنی اسراییل بود و در میان میدانی که دور تا دورش را افراد قبیله ایستاده بودند جسد بی جان جوانی که آثار خون بر او مشاهده میشد، افتاده بود. موسی جلو رفت بزرگان آن قبیله را فراخواند و از آنها درباره این جوان و دلیل و چگونگی کشته شدنش سوال کردند و همه اظهار بی اطلاعی کردند در این هنگام فرشته ی وحی به موسی نازل شد و به ایشان گفت که فرمان خداست تا پنجاه نفر از بزرگان این قبیله انتخاب شوند و به نزد تو بیایند. پس پنجاه نفر از بزرگان جلو آمدند و حضرت موسی فرمود شما باید قسمی یاد کنید، آنها گفتند: چه قسمی؟ حضرت موسی فرمود، بگویید: قسم به خدای قوی شدیدو خدای موسی و بنی اسرائیل و خدایی که فضیلت داد محمد و آل محمد را بر همه ی خلائق که ما این جوان را ما نکشتیم و نمی دانیم قاتلش کیست شما این قسم را می خورید و دیه ای هم به صاحبان خون می دهید چرا که جسد اینجا پیدا شده است اینگونه موضوع حل و فصل می شود و اگر قسم نمی خورید و دیه هم نمی دهید باید خودتان قاتل را پیدا کنید و بیاورید و تحویل دهید و اگر هم حاضر به هیچ کدام از این کارها نیستید، دستور می دهم تا همه ی شما بزرگان قوم را زندانی کنند تا بالاخره راضی شوید یکی از این دو کار را انتخاب کنید و انجام دهید. در این هنگام، پیرمردی جلو آمد و گفت: یا موسی! به ما اجازه بده تا با هم مشورت کنیم تا با رأی و نظر هم راهی را برگزینیم موسی هم به آنها اجازه شور و مشورت داد. پس از گذشت دقایقی طولانی همان پیر جلو آمد و گفت: یا موسی ما هر چه که صحبت کردیم به این نتیجه رسیدیم که سخن شما ناعادلانه است، شما می گویید قسم بخورید و دیه هم بدهید، ما یا قسم می خوریم یا دیه می دهیم، هر دو کار را با هم نمی توانیم انجام دهیم. موسی با تندی رو به او نمود و گفت: این حکم پروردگار هست و مطمينا حکمتی در این حکم است، شما علنا با حکم خدا مخالفت می کنید و در مقابل سخن خدا از خود نظریه ارائه میکنید و گردنکشی در برابر حکم خدا میکنید؟! ناگاه یکی دیگر جلو آمد و گفت: خوب راست می گوید موسی، اولا ما این جوان را نکشتیم که دیه بدهیم، از آن گذشته این قسم غلیظ برای چیست؟! ما چرا باید قسمی بخوریم که در آن پیامبری را که هنوز نیامده به سروری برگزینیم؟ و او حرف دل منافقان را زد که کینه ای عجیب و حسادتی شدید نسبت به محمد و آل محمد داشت. باز موسی آنها را نصیحت کرد که حکم خداست و باید انجام شود در این هنگام مردی دیگر فریاد زد: به خدایت بگو خودش قاتل را معرفی کند و خودش هم مجازاتش کند که ناگهان ادامه دارد... @ranggarang
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر کس خود رأی شد، به هلاکت رسید، و هـر کـس با دیگـران مشـورت کرد، در عقل‌های آنان شریک شد. [ | ۱۶۱ ] @ranggarang
آن‌کس که راز خود را پنهان دارد، اخـتیـار آن در دسـتِ اوسـت . . . [ | ۱۶۲ ] @ranggarang
رعایـت حق کسـی که او حقـش را محترم نشمارد، نوعی بردگی است - روش برخورد با متجاوزان [ | ۱۴۶ ] @ranggarang
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد. مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است. وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد. منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟ زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد... @ranggarang
چه وقت "انسان بزرگی" می‌شویم؟! هرگاه از خوشبختی کسانی ‌که دوستمان ندارند، خوشحال شدیم... هرگاه برای تحقیر نشدن دیگران از حق خود گذشتیم... هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما گرفته‌اند هدیه دادیم... هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی دیگران نبود... هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم. هرگاه به بهانه‌ی عشق از دوست داشتن دیگران غافل نشدیم... هرگاه اولین اندیشه ما برای رویارویی با دشمن انتقام نبود... هرگاه دانستیم عزیز خدا نخواهیم شد، مگر زمانی که وجودمان آرام بخش دیگران باشد... هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران باشد.. @ranggarang
تا باران نباشد، رنگین کمانی نیست... تا تلخی نباشد، شیرینی نیست... تا غمی نباشد، لبخندی نیست.. تا مشکلات نباشند، آسایشی وجود نخواهد داشت... پس همیشه به خاطر داشته باش: هدف این نیست که ،هرگز اندوهگین نباشی، هرگز مشکلی نداشته باشی، هرگز تلخی را نچشیده باشی... همین دشواری‌ها هستند که از ما انسانی نیرومندتر و شایسته‌تر می‌سازند، و لذت و شادی را برای ما معنا می‌کنند... @ranggarang
دوستان قدیمی ،طلا هستند دوستان جدید،الماس اند اگر یک الماس بدست آوردی... طلا را فراموش نکن! چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه《طلا 》نیاز داری ‌ @ranggarang