6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صبحانه ترکیهای
مواد لازم :
خمیر یوفکا : ۴ تکه
تخم مرغ : ۲ عدد
شیر : یک لیوان
روغن مایع : یک چهارم لیوان
پنیر لیقوان : یک پیمانه
پنیر پیتزا : یک پیمانه
جعفری خرد شده : ۲ - ۳ ق غ
🪵🍞☕️🍳
#آشپزی_
@ranggarang
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎 این مرد یک ماهی فوق العاده صید کرده !
@ranggarang
🔴به مناسبت سالگرد شهادت سید حسن نصرالله "حسینیه کربلا" در بیروت برگزار میکند
🔸سخنران: الشیخ محمدصادق
🔸مداحان: محمدحسین پویانفر، سیدامیر حسینی، حسین خیرالدین
⏰دوشنبه ۳۱ شهریور ساعت ۲۰:۳۰
📍لبنان، بیروت، ضاحیه، حسینیه کربلا
@ranggarang
😊تجسم نقشه ايران 🇮🇷 به عنوان بخش جداييناپذير از طبيعت، و با كمترين دخالت انسان با کمک هوش مصنوعي
#پروفایل #ایران 😍
@ranggarang
چه خوب است گاهی دلمان را
خالی کنیم
از هرآنچه که آزارمان میدهد
پاک کنیم از دل و ذهنمان
کسانی را که باعث
پریشانیمان میشوند!!
#عصرتون_بخیر_
@ranggarang
#داستان_ضربالمثل
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
🍃دزد باش و مرد باش
✍️در دوران قدیم، اقامت مسافران در کاروانسراها بود. نوع ساخت کاروانسراها در هر شهر متفاوت بود...
در یکی از شهرهای بزرگ ایران، کاروانسرایی معروف وجود داشت که دلیل شهرتش دیوارهای بلند و در بزرگ آهنیاش بود که از ورود هرگونه دزد و راهزن جلوگیری میکرد.
سه دزد که آوازه این کاروانسرا را شنیده بودند، تصمیم گرفتند هر طور شده وارد آن شوند و به اموال بازرگانان دستبرد بزنند.
این سه نفر هرچه فکر کردند، دیدند تنها راه ورود به کاروانسرا از زیرزمین است، چون دیوارها خیلی بلند است و نمیتوان از آن بالا رفت، درِ ورودی هم که از جنس آهن است. بنابراین، شروع به کندن زمین کردند.
پنهانی و دور از چشم مردم، تونلی را از زیرزمین حفر کردند و از چاه وسط کاروانسرا خارج شدند.
آن سه نفر از تونل زیرزمینی وارد کاروانسرا شدند و اموال بعضی از بازرگانان را برداشتند و از همان تونل خارج شدند...
صبح، خبر سرقت از کاروانسرا به سرعت در بین مردم پیچید و به قصر حاکم رسید. حاکم شهر که بسیار تعجب کرده بود، خودش تصمیم گرفت این موضوع را پیگیری کند.
به همین دلیل راه افتاد و به کاروانسرا رفت و دستور داد تا مأمورانش همه جا را بگردند تا ردپایی از دزدها پیدا کنند...
اما مأموران هر چه گشتند، نشانهای پیدا نکردند.
حاکم گفت: "چون هیچ نشانهای از دزد نیست، پس دزد یکی از نگهبانان کاروانسرا است."
دزدها وقتی از تونل خارج شدند، به شهر بازگشتند تا ببینند اوضاع در چه حال است. هنگامی که دیدند نگهبانان بیچاره متهم به گناه شدهاند، یکی از سه دزد گفت: "این رسم جوانمردی نیست که چوب اعمال ما را نگهبانان بخورند!"
پس جلو رفت و گفت: "نزنید، این دزدی کار من است. من از بیرون به داخل چاه وسط کاروانسرا تونلی کندم و دیشب از آنجا وارد شدم."
حاکم خودش سر چاه رفت و چون چیزی ندید، گفت: "شما دروغ میگویید!"
دزد گفت: "یک نفر را با طناب به داخل چاه بفرستید تا حفرهی میانهی چاه را ببیند."
اما هیچکس قبول نکرد به وسط چاه برود تا از تونلی که معلوم نیست از کجا خارج میشود، بیرون بیاید.
مرد دزد که دید هیچکس این کار را نمیکند، خودش جلوی چشم همه از دهانهی چاه وارد شد و از راه تونل فرار کرد...
مردم مدتی در کاروانسرا منتظر ماندند تا دزد از چاه بیرون بیاید، ولی هرچه منتظر شدند، دزد بیرون نیامد، چون به راحتی از راه تونل فرار کرده بود.
همه فهمیدند که دزد راست گفته است...
حاکم مجبور شد دستور دهد نگهبانان بیچاره را آزاد کنند.
در همان موقع، یکی از تاجران که اموالش به سرقت رفته بود، گفت:
"اموال من حلال دزد، دزدی که تا این حد جوانمرد باشد که محاکمهی نگهبان بیگناه را نتواند طاقت بیاورد و خود را به خطر اندازد تا حق کسی ضایع نشود، اموال دزدی نوش جانش!"
از آن به بعد، برای کسی که کار اشتباهی میکند ولی اصول انسانیت را رعایت میکند، این ضربالمثل را به کار میبرند.
@ranggarang