eitaa logo
رنگارنگ 🌸
1.7هزار دنبال‌کننده
17.6هزار عکس
14.6هزار ویدیو
63 فایل
کانال متفاوت و مورد سلیقه همه قشرها مختلف.. داستان های کوتاه و بلند.. از حضرت ادم تا خاتم الانبیا.. حدیث و پیامهای آموزنده و کلیپ های کوتاه و بلند.. کپی برداری آزاد..
مشاهده در ایتا
دانلود
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 بعد از لگویی و مینیون و سیمپسون ها انگری بردز هم توسط جمهوری اسلامی فتح شد 🔴 رحم نکنید‌ اونقدر محتوا و کار تولید کنید که نسل جدید در دنیا این شخصیت‌های کارتونی را با ایران بشناسند. @ranggarang
راز پیراهن قسمت چهل و ششم: زری تقه ای به درب کلبه زد و مردی با صدای نخراشیده چیزی گفت که برای ژینوس نامفهوم بود ، اما انگار زری حرف اونا را می فهمید، ارام درب را باز کرد و وارد شد و بعد اشاره کرد به ژینوس که وارد بشه. ژینوس وارد شد...به نظرش اینجا کلبه نبود که ،یک سالن بسیار بزرگ برا کنفرانس ، که درو دیوارش پوشیده از عکس های شیطانی و اشکال عجیب و غریب بود . روی زمین را موکت قرمز رنگی پهن کرده بودند و وسط سالن چهار مرد که یکی شون همون استادی بود که ژینوس مدتها زیر نظرش چیزهایی یاد میگرفت بود..‌ این چهار نفر دایره وار نشسته بودند. با ورود ژینوس و زری آن چهار نفر نگاهی بینشان رد و بدل شد ، انگار با نگاه با یکدیگر حرف میزدن. زری اندکی به آنها نگاه کرد بعد اشاره به ژینوس کرد تا وسط حلقهٔ این مردان که لباس های بلند و سیاه با شبکلاهی شبیه کلاه ژینوس اما رنگ مشکی بر سر گذاشته بودن، بنشیند و ژینوس که انگار اختیاری از خود نداشت ، وارد حلقه آنها شد و درست وسط دایره این مردان شیطانی نشست و زری به سمت پرده ای سیاهرنگ رفت که انتهای سالن آویزان بود و معلوم نبود پشت آن چه خبر است. ژینوس مثل کسانی که یوگا کار میکنن در وسط دایره نشست ، البته یکی از آموزش های استاد بزرگ همین بود. سپس آن چهار مرد که انگار اشعه ای تیز و داغ از چشمانشون بیرون می جهید به ژینوس خیره شدند. ژینوس ابتدا احساس گرما کرد ، گرم و گرم و گرم تر شد...تا جایی که سوزش عجیبی در وجود خود حس می کرد...سوزشی که عمق جانش را به آتش کشیده بود و هر لحظه بیشتر و بیشتر ریشه میدواند که ناگهان.... ادامه دارد... 📝به قلم :ط_حسینی @ranggarang
راز پیراهن قسمت چهل و هفتم : ژینوس که احساس گرمای شدیدی در تن و بدن خود حس می کرد ، ناگهان متوجه شد که دو نفر از مردان سیاهپوشی که دایره وار نشسته بودن به طرفش آمدند ، آنها دو طرف ژینوس ایستادند و با صدایی کشدار و آهنگی ترسناک چیزی شبیه یک شعر را می خواندند ، شعری که به زبان فارسی نبود و بیشتر به ورد شبیه بود ، وردی موزون و آهنگین ... آن دو مرد می خواندند و بعد از چند لحظه ،هر کدام با یک دست ، دست ژینوس را گرفته بودند و با دست دیگر به سمت مقابل اشاره می کردند ، گویی افرادی نامرئی روبه رویشان بود که آنها را به سمت ژینوس می خواندند ، چند دقیقه به همین منوال گذشت ناگهان ژینوس گرمایی سوزنده تر از قبل حس کرد و به دنبال آن دست های او بدون اراده اش تکان می خورند. دست هایش حرکاتی می کردند که انگار او در حال سخنرانی ست و با دست منظورش را به مخاطبینش عرضه می کند. حالا دست های ژینوس از دست آن دو مرد بیرون آمده بود و هر کدام حرکتی خاص می کرد ، ژینوس که نمی توانست حرکات دست را کنترل کند شروع به جیغ زدن نمود ، در این هنگام آن دو مرد دست خود را روی سر ژینوس قرار دادند و اینبار وردهای جدیدی می خواندند . با هر کلمه ای که آنها می خواندند ، سنگینی خاصی در سر ژینوس پدید می آمد ، سنگینی ای که باعث شد جیغ های ژینوس آهسته شود و در آخر انگار زبان او قفل شده بود. یعنی ژینوس هر چه که تلاش می کرد حرفی بزند ، کوچکترین کلامی از دهانش خارج نمیشد. ژینوس که ساکت شد ، آن دومرد به جای خود برگشتند و با نگاه با بقیه حرف میزند و خیلی عجیب بود که ژینوس اینبار معنای نگاه آنان را میفهمید و میدانست که میگویند : کار تمام است و این دختر آمادهٔ مراسم است. ژینوس متوجه شده بود که او الان، حتی قادر است ذهن تمام کسانی که اطرافش هستند بخواند و میدانست در ذهن چهار مردی که دوره اش کرده اند چه میگذرد... آن چهار مرد ذهنشان معطوف جشن بود و هر سه خواستار موفقیت ژینوس بودند و گاهی به فردای بعد از جشن فکر می کردند... فردایی که زن های عریان زیادی در کوچه و خیابان شهر جولان میدهند.... ادامه دارد 📝به قلم : ط_حسینی @ranggarang
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✊🏼 همچون فردوسی خیزش ملت ایران را ماندگار کنید 📝 حماسه‌ی حضور ملت عزیز ایران و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر می‌گذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند؛ فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملت را در تاریخ، ماندگار کنند. ✍🏼 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی | ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ 📱 @rahbar_enghelab_ir
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به‌نظرشما چه‌کسی‌این‌مملکت‌راحفظ‌کرده‌است؟!!! درمقابل اینهمه‌بلایا !!!!!
18.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 ناتوانی فرمانده سنتکام از پاسخ به چرایی بمباران مدارس و بیمارستان‌‌های ایران ▫️ گیلیبراند: ما داده‌ها و اطلاعاتی داریم که نشان می‌دهد که ۲۲ مدرسه و ده‌ها بیمارستان در ایران هدف قرار گرفته‌اند. شما قوانین حقوق بشری جنگ را رعایت کردید؟ ▫️ فرمانده سنتکام: بله. جلوگیری از تلفات غیرنظامی یکی از دغدغه‌های شخصی و جدی من است. ▫️ گیلیبراند: پس چطور ما ۲۲ مدرسه را بمباران کردیم؟ ▫️فرمانده سنتکام: راهی وجود ندارد که ما بتوانیم آن را تأیید کنیم. نشانه‌ای وجود ندارد. ▫️ گیلیبراند: راهی برای تأیید ندارید یا هیچ نشانه‌ای وجود ندارد؟ کدام‌یک؟ ▫️ فرمانده سنتکام: نشانه‌ای وجود ندارد. ▫️ گیلیبراند: خب، این نشانه‌ها همان مطالبی است که در منابع عمومی در دسترس است. آیا شما درباره این ادعاها تحقیق کرده‌اید؟ ▫️فرمانده سنتکام: خیر، تحقیق نکرده‌ایم. ▫️ گیلیبراند: چرا تحقیق نکرده‌اید؟ این با ادعایتان در مورد اینکه دغدغه‌تان جلوگیری از تلفات غیرنظامیان است، هم‌خوانی ندارد. من در این مورد یک گزارش می‌خواهم.
🔴 اوباما : بدون شلیک یک گلوله در برجام برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کردیم و‌ ۹۷ درصد اورانیوم آنها را خارج کردیم