راز پیراهن
قسمت چهل و ششم:
زری تقه ای به درب کلبه زد و مردی با صدای نخراشیده چیزی گفت که برای ژینوس نامفهوم بود ، اما انگار زری حرف اونا را می فهمید، ارام درب را باز کرد و وارد شد و بعد اشاره کرد به ژینوس که وارد بشه.
ژینوس وارد شد...به نظرش اینجا کلبه نبود که ،یک سالن بسیار بزرگ برا کنفرانس ، که درو دیوارش پوشیده از عکس های شیطانی و اشکال عجیب و غریب بود .
روی زمین را موکت قرمز رنگی پهن کرده بودند و وسط سالن چهار مرد که یکی شون همون استادی بود که ژینوس مدتها زیر نظرش چیزهایی یاد میگرفت بود..
این چهار نفر دایره وار نشسته بودند.
با ورود ژینوس و زری آن چهار نفر نگاهی بینشان رد و بدل شد ، انگار با نگاه با یکدیگر حرف میزدن.
زری اندکی به آنها نگاه کرد بعد اشاره به ژینوس کرد تا وسط حلقهٔ این مردان که لباس های بلند و سیاه با شبکلاهی شبیه کلاه ژینوس اما رنگ مشکی بر سر گذاشته بودن، بنشیند
و ژینوس که انگار اختیاری از خود نداشت ، وارد حلقه آنها شد و درست وسط دایره این مردان شیطانی نشست و زری به سمت پرده ای سیاهرنگ رفت که انتهای سالن آویزان بود و معلوم نبود پشت آن چه خبر است.
ژینوس مثل کسانی که یوگا کار میکنن در وسط دایره نشست ، البته یکی از آموزش های استاد بزرگ همین بود.
سپس آن چهار مرد که انگار اشعه ای تیز و داغ از چشمانشون بیرون می جهید به ژینوس خیره شدند.
ژینوس ابتدا احساس گرما کرد ، گرم و گرم و گرم تر شد...تا جایی که سوزش عجیبی در وجود خود حس می کرد...سوزشی که عمق جانش را به آتش کشیده بود و هر لحظه بیشتر و بیشتر ریشه میدواند که ناگهان....
ادامه دارد...
📝به قلم :ط_حسینی
@ranggarang
راز پیراهن
قسمت چهل و هفتم :
ژینوس که احساس گرمای شدیدی در تن و بدن خود حس می کرد ، ناگهان متوجه شد که دو نفر از مردان سیاهپوشی که دایره وار نشسته بودن به طرفش آمدند ، آنها دو طرف ژینوس ایستادند و با صدایی کشدار و آهنگی ترسناک چیزی شبیه یک شعر را می خواندند ، شعری که به زبان فارسی نبود و بیشتر به ورد شبیه بود ، وردی موزون و آهنگین ...
آن دو مرد می خواندند و بعد از چند لحظه ،هر کدام با یک دست ، دست ژینوس را گرفته بودند و با دست دیگر به سمت مقابل اشاره می کردند ، گویی افرادی نامرئی روبه رویشان بود که آنها را به سمت ژینوس می خواندند ، چند دقیقه به همین منوال گذشت ناگهان ژینوس گرمایی سوزنده تر از قبل حس کرد و به دنبال آن دست های او بدون اراده اش تکان می خورند.
دست هایش حرکاتی می کردند که انگار او در حال سخنرانی ست و با دست منظورش را به مخاطبینش عرضه می کند.
حالا دست های ژینوس از دست آن دو مرد بیرون آمده بود و هر کدام حرکتی خاص می کرد ، ژینوس که نمی توانست حرکات دست را کنترل کند شروع به جیغ زدن نمود ، در این هنگام آن دو مرد دست خود را روی سر ژینوس قرار دادند و اینبار وردهای جدیدی می خواندند .
با هر کلمه ای که آنها می خواندند ، سنگینی خاصی در سر ژینوس پدید می آمد ، سنگینی ای که باعث شد جیغ های ژینوس آهسته شود و در آخر انگار زبان او قفل شده بود.
یعنی ژینوس هر چه که تلاش می کرد حرفی بزند ، کوچکترین کلامی از دهانش خارج نمیشد.
ژینوس که ساکت شد ، آن دومرد به جای خود برگشتند و با نگاه با بقیه حرف میزند و خیلی عجیب بود که ژینوس اینبار معنای نگاه آنان را میفهمید و میدانست که میگویند : کار تمام است و این دختر آمادهٔ مراسم است.
ژینوس متوجه شده بود که او الان، حتی قادر است ذهن تمام کسانی که اطرافش هستند بخواند و میدانست در ذهن چهار مردی که دوره اش کرده اند چه میگذرد...
آن چهار مرد ذهنشان معطوف جشن بود و هر سه خواستار موفقیت ژینوس بودند و گاهی به فردای بعد از جشن فکر می کردند...
فردایی که زن های عریان زیادی در کوچه و خیابان شهر جولان میدهند....
ادامه دارد
📝به قلم : ط_حسینی
@ranggarang
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
✊🏼 همچون فردوسی خیزش ملت ایران را ماندگار کنید
📝 حماسهی حضور ملت عزیز ایران و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر میگذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند؛ فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملت را در تاریخ، ماندگار کنند.
✍🏼 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی | ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
📱 @rahbar_enghelab_ir
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بهنظرشما
چهکسیاینمملکتراحفظکردهاست؟!!!
درمقابل اینهمهبلایا !!!!!
#تبیین
18.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 ناتوانی فرمانده سنتکام از پاسخ به چرایی بمباران مدارس و بیمارستانهای ایران
▫️ گیلیبراند: ما دادهها و اطلاعاتی داریم که نشان میدهد که ۲۲ مدرسه و دهها بیمارستان در ایران هدف قرار گرفتهاند. شما قوانین حقوق بشری جنگ را رعایت کردید؟
▫️ فرمانده سنتکام: بله. جلوگیری از تلفات غیرنظامی یکی از دغدغههای شخصی و جدی من است.
▫️ گیلیبراند: پس چطور ما ۲۲ مدرسه را بمباران کردیم؟
▫️فرمانده سنتکام: راهی وجود ندارد که ما بتوانیم آن را تأیید کنیم. نشانهای وجود ندارد.
▫️ گیلیبراند: راهی برای تأیید ندارید یا هیچ نشانهای وجود ندارد؟ کدامیک؟
▫️ فرمانده سنتکام: نشانهای وجود ندارد.
▫️ گیلیبراند: خب، این نشانهها همان مطالبی است که در منابع عمومی در دسترس است. آیا شما درباره این ادعاها تحقیق کردهاید؟
▫️فرمانده سنتکام: خیر، تحقیق نکردهایم.
▫️ گیلیبراند: چرا تحقیق نکردهاید؟ این با ادعایتان در مورد اینکه دغدغهتان جلوگیری از تلفات غیرنظامیان است، همخوانی ندارد. من در این مورد یک گزارش میخواهم.
#تبیین
دموکرات ها بد بلایی سر ایران می اورند
ببینید برنامه انها چی بود ؟
برنامه اشون این بود سه الی چهار سال بزارن ایران به برجام عادت کرده و اقتصاد و جامعه و روابط ایران بهش شرطی بشود
سپس اعلام کنند اگر ایران وارد مذاکرات موشکی نشود امریکا از برجام خارج میشود
اینجا خود جامعه ایران که به برجام عادت کرده بود میگفت خب چرا اهل صلح نباشیم ، چرا موشک میخواهیم ، در نهایت ایران را به محدودیت برد موشکی میرساندند . این توافقات تا تمام مسائل اعم از منطقه ای و نیابتی نیز میرسید
زمانی که محدودیت های ایران بدست خودش برقرار میشد انگاه جنگ و حملات بزرگ اغاز میگشت . همان لیبی سازی ورژن اپدیت شده ی ان
منتهی ترامپ طرح را خراب کرد و با رای اوردن غیر منتظره اش و قبل از اینکه پلن های برجام دو سه برقرار شود از ان خارج شد
خود دموکرات ها میگویند مشکل ما با ترامپ این بود : ما اول پیشنهاد مذاکره میدادیم سپس خارج میشدیم ، اما ترامپ اول خارج شد سپس پیشنهاد مذاکره داد
در نهایت اینست که میگوییم ترامپ برای هل دادن ایران در مسیر قدرت بسیار مفید بوده است