هدایت شده از دیمزن
مشتگرهکرده...
همراه برادرم در دوران راهنمایی، در سالگرد پدر با یک نقشه خانواده پدری را تحت فشار گذاشتیم و تنها به خانه پدرپزرگ برگشتیم تا بتوانیم عکسی از پیکر پدر را که میدانستیم کجاست را برای اولین بار ببینیم.
قریب به ده سال از شهادت پدرم گذشته بود و ما احساس میکردیم حقمان است که او را، بخشی از زندگیمان را ببینیم و دیدیم.
دو چیز در تمام این سالها روح من را خراش میداد، اول اینکه چرا اجازه دادم برادرم آن تصویر را ببیند و غمی عمیق را از خانه با خود بیرون بیاورد و دومی توی تصویر بود: پدرم توی آن عکس سیاه سفید پیکری بود که سر نداشت و پیکری بدون دست چپ از او مانده بود و ترکشهای ریز و درشت پیراهناش را نقاشی کرده بودند. آنچه اما بیش از همه در خاطر من ماند دست راست پدر بود که با مشتی گره کرده خم شده و روی شکماش بود.
فکر اینکه یک لحظه پدرم چه دردی احساس کرده که مشتش را جمع کرده روزی هزار بار مرا میکشت، درد لحظه آخر را هر روز توی استخوانهای کوچک و بزرگ تنام مرور میکردم و بهجای پدرم جان میدادم، در حالی که مشت دستام را گره کرده بودم و فشار میدادم.
غم این سالها مثل آتشی بود که تن خستهام را میسوزاند، اما امشب آب سردی روی پیکر گداختهام ریختند. پیام رهبر انقلاب انگار سی سال بعد از آن آتش سوزان آرامام کرد، حالا مشت گره کرده برایم معنای دیگری دارد.
پدرم در آخرین لحظات ماموریتاش مسیر را به ما نشان میداد و ما نمیدیدیم. خدای را شکر که یک نفر ما را، همه ما را از خواب بیدار کرد.
محمدمهدی همت
۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴
@maknunat
هدایت شده از توضیح الاشارات | حسین مولوی
هدایت شده از مکشوف مدیا
دستت اما حکایتی دارد...
🔻مکشوف مدیا
https://eitaa.com/joinchat/1307050491C2fbdec6db2
لاریجانی در واکنش به جایزه ۱۰ میلیون دلاری آمریکا: من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمگران را جز بدبختی نمیبینم
@ranjdarranj
🌴من خود نخلم...
وطن، تکهتکه شدنی نیست. ما همه از یک خاکیم و برای یک خاک میجنگیم. خونِ ما، در هر کجای این سرزمین که بر زمین بریزد، بذرِ بیداری و همبستگی خواهد شد. بیگانگان و کینهتوزان، تنها از یک چیزِ ما میترسند: از اینکه ما، شانه به شانهی هم بایستیم.
➕ برای شهدای سیستان و بلوچستانی دبستان میناب.
رنج در رنج
@ranjdarranj
هدایت شده از بافتار
حاج محمود کریمیبسم الله.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
مداحی «بسمالله»
مداح: محمود کریمی
شاعر: محمدمهدی سیار
🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
هدایت شده از سیاستِ نو | رسول طالبی
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باهم زیبایی ببینیم
پینوشت:
امشب با یک فیلمساز باتجربهی کافهدار صحبت میکردم. حرفهایش برایم جالب و قابل تأمل بود. میگفت:
"آقای خامنهای قمار بزرگی کرد؛ جان و آبرویش را خودآگاه فدا کرد تا بعد از اتفاقاتِ دیماه، ورق برگردد.
و حالا مردم، اینطور برای کشورشان به خیابانها ریختهاند".
یا میگفت:
"امیدوارم جمهوری اسلامی، این بار مانند روزهای پس از جنگ دوازده روزه، در حق این مردم بیمعرفتی نکند".
بلوغ اجتماعی فرد به فرد ملت ایران، شگفتآور است.
@siasate_no
هدایت شده از سیاستِ نو | رسول طالبی
پس از خیابان؛
در آستانه یک بلوغ ملی
چیزی در ایرانِ ۱۴۰۴ در حال رخ دادن است که با واژههای دمدستی نمیشود توضیحش داد. نه فقط با زبان شور، نه صرفاً با خشم، نه با ادبیات امنیت، و نه حتی با تعبیر ساده وطندوستی.
با وضعیتی متراکمتر و پیچیدهتر مواجهایم؛ انباشتی تاریخی که خود را همزمان در خیابان، افکار عمومی، حافظه جمعی، اضطرابهای اجتماعی و واکنش جامعه به خطر نشان میدهد.
ملت ایران در میانه این تلاطم، نشانههایی از یک بلوغ تازه بروز داده است؛ بلوغی که مهمترین ویژگیاش، دیدن همزمان چند حقیقت است.
جامعه امروز هم تهدید خارجی را میفهمد، هم مسئله داخلی را. هم نگران امنیت و تمامیت کشور است، هم از دردهای انباشته در سیاست داخلی، معیشت، بیاعتمادی و شکافهای اجتماعی غافل نیست. همین توانایی برای کنار هم دیدن امور متعارض، نشانه مهم یک رشد ملی است.
این بلوغ جامعه را از دوگانههای سادهساز دور میکند. دیگر نمیتوان همهچیز را فقط در یک قاب توضیح داد. نه میشود به نام خطر بیرونی، مسئله سیاست داخلی را تعلیق کرد؛ و نه میشود به نام نقد داخلی، واقعیت تهدید و ضرورت حفظ کشور را نادیده گرفت. ایرانِ امروز در نقطهای ایستاده که نیازمند فهمی توأمان از هر دو ساحت است: هم ایستادگی، هم اصلاح.
شورِ تنها کافی نیست
نفسِ بروز شور اجتماعی را هم نباید دستکم گرفت. همین که جامعه هنوز در لحظه خطر میتواند حساس شود، همبستگی نشان دهد و در دفاع از چیزی به میدان بیاید، معنای کمی ندارد. این یعنی هنوز ماده ملی زنده است و پیوندی میان جامعه و امر جمعی باقی مانده است. اما درست از همینجا مسئولیت سنگینتر میشود. شور، بهتنهایی فضیلت کافی نیست. آنچه تعیینکننده است، نحوه هدایت این انرژی اجتماعی و ترجمه آن به اولویت، تصمیم و اصلاح است.
کدام ایران؟
مسئله امروز ایران فقط «دفاع» نیست. مسئله این است که از کدام ایران دفاع میکنیم و این دفاع قرار است به نفع کدام نظم سیاسی و اجتماعی تمام شود. جامعه از یک اسم انتزاعی دفاع نمیکند؛ از موجودیتی زنده دفاع میکند که باید امنیت، کرامت، مشارکت و امکان زندگی را نمایندگی کند. دفاعی که این نسبت را نبیند، شاید در کوتاهمدت شور ایجاد کند، اما در بلندمدت وفاداری پایدار نمیسازد.
نسبت میان ایران و جمهوری اسلامی
در اینجا نسبت میان ایران و جمهوری اسلامی به مسئلهای جدی تبدیل میشود. نه میتوان از ایران سخن گفت و نسبت آن را با ساخت سیاسی موجود نادیده گرفت، و نه میتوان بقای ساخت سیاسی را چنان طرح کرد که گویی کیفیت رابطه آن با جامعه و مسئله اعتماد، اموری فرعیاند. دفاع از کشور، بدون بازاندیشی در کیفیت حکمرانی، ناقص میماند.
سیاست داخلی و سیاست خارجی
همینجا ضرورت توازن میان سیاست داخلی و خارجی برجسته میشود. نه میتوان سیاست داخلی را به نام جنگ و تهدید به حاشیه راند، و نه میتوان مخاطرات بیرونی را چنان نادیده گرفت که گویی کشور صرفاً با نسخههای داخلی اداره میشود. ایران فقط در میدان دیپلماسی یا فقط در صحنه داخلی تعیین تکلیف نمیشود؛ سرنوشتش در نسبت این دو ساخته میشود.
پس از خیابان
از این منظر، «پس از خیابان» اهمیت پیدا میکند. خیابان میتواند نشانه، هشدار یا مظهر همبستگی باشد؛ اما آینده در خیابان متوقف نمیماند. آینده در تبدیل این انرژی به نهاد، سیاست، اصلاح و افق مشترک ساخته میشود. اگر آنچه در جامعه بروز کرده فقط مصرف شود یا به بسیج عاطفی و زبان رسمی فروکاسته شود، این فرصت نیز به یکی دیگر از امکانهای سوخته تاریخ ما تبدیل خواهد شد.
بلوغِ ملی را به رسمیت بشناسید
بلوغ ملی، اگر واقعاً در حال ظهور باشد، باید به رسمیت شناخته شود. به رسمیت شناختن آن یعنی شنیدن جامعه، نه فقط استفاده نمادین از آن. مردم فقط برای تأیید صحنه نمیآیند؛ آنها حامل پیاماند: پیامی درباره امنیت، کرامت، مشارکت، عدالت، شأن ایران و نسبت میان دولت و ملت.
سیاستِ نو
اکنون لحظه حساسی است. هم خطر واقعی است، هم امکان. جامعه نشانههایی از رشد بروز داده؛ اکنون نوبت سیاست است که نشان دهد آیا توان همقد شدن با این بلوغ را دارد یا نه. اگر این لحظه درست فهم شود، «پس از خیابان» میتواند نه پایان یک واکنش، بلکه آغاز یک بازاندیشی ملی باشد.
#سیاست_نو
#رسول_طالبی
آیدی تلگرام، ایتا، بله و روبیکا:
@siasate_no
رَنْجبَرْ
مرا پاکیزه بپذیر... رَنج در رَنج
آقا مهدی این روزها از کجا داری نگاهمون میکنی؟
رنج در رنج
@ranjdarranj