eitaa logo
رَنْج‌بَرْ
54 دنبال‌کننده
681 عکس
184 ویدیو
19 فایل
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در #فَغان و در غوغاست میز کار در ایتا: @ranjbarart میز کار در بله: @ranjart
مشاهده در ایتا
دانلود
تازه بعد از آنکه فهمیدند، میکروفن را جدا کردند درحالی که بعدش وسط صحبت‌ها باز همسر شهید حرف زدند ولی دیگر میکروفنشان وصل نبود و کسی هم حواسش نبود. چرا من این وسط حرص می‌خوردم؟ اه. مغزم دو دقیقه آرام نمی‌گیرد. همسر شهید این بار هم یک قطره اشک نریخت. حرف‌هایش گریه‌دار بود اما. باز هم آن کلیدواژه مشترک، محبت. این انسان‌هایی که شهید شده‌اند چه آدم‌هایی بوده‌اند واقعا؟ چرا انقدر بهتر از بقیه بودند؟ اگر یک دفعه بابا شهید شد من چه باید بگویم آخر؟ ما که آنقدر آدم‌های ابرازی نیستیم... شاید به خاطر همین چیز‌هاست که شهید نمی‌شویم. همسر شهید می‌گفت ۱۴ سال پربرکت را کنار آقا وحید گذراندم. او مرا ۱۴ سال پرورش داد. او به من بال داد. دخترهایش خیلی به او وابسته بودند. همیشه می‌دانستم به خاطر این رفتار و کردار شهید می‌شود ولی دعایم این بود که عقب بیفتد. در پیری شهید شود. فکر می‌کنم همه آرزویشان برای عزیزانشان همین است. یاد یادداشت صبح خودم افتادم، اول همین متن. می‌گفت وقتی خبر رسید افتادم. گفتم قرار من با خدا این نبود. قرار نبود آقا وحید انقدر زود برود. نگاهم به دخترهایم افتاد که ترسیده بودند. فهمیدم نمی‌توانم به این راحتی فرو بریزم. نمی‌توانم حتی راحت برایش گریه کنم. بلند شدم و به پرنیا و پریماه گفتم که نترسید بابا طوریش نشده. فقط سرش زخم شده و بیمارستان است. به دختر بزرگم بعد از چند وقت به سختی گفتم اما دختر کوچکم نمی‌تواند قبول کند. حتی معراج شهدا که بابا را دید بچم گریه کرد اما بعد باز می‌گفت او بابا نبود و حالا منتظر باباست که برگردد. من فقط اینطور توانستم دختر بزرگترم را آرام کنم که به او گفتم بابا با امام زمان برمی‌گردد. ظهور امام هم نزدیک است. برای آمدن آقا دعا کنید. حالا دیگر تمام دعایشان ظهور امام زمان است... مادر شهید هم صحبت می‌کرد. از حسرت خداحافظی می‌گفت و گریه می‌کرد. قلبم دیگر کشش ندارد برای این همه زخم. خدا چه صبری به آن‌ها داده است؟ نتوانستیم بچه‌ها را ببینیم. همسر شهید می‌گفت پریماه بعد از رفتن بابا اضطراب جدایی گرفته است. چون شب قبل مادرش با خاطر سرمای هوا او را خانه گذاشته بود که به تجمع میدان شهدا برسد تب کرده بود. همسر شهید نمی‌توانست غصه‌ دیگری بخورد او دائما نگران دخترهایش بود. دختر مصاحبه کننده سوال‌هایش را با "جسارتا" می‌پرسید. مصاحبه طولانی شده بود و خانه به خاطر جمعیت دم کرده بود. تصویر شهید در آغوش همسر شهید بود وقتی صحبت می‌کرد. بعد مادر هم وقتی در آن جایگاه نشست او را در آغوش کشید. همسر شهید می‌گفت وحید آقا عاشق مهمان بود. از وقتی هم که شهید شده است یک روز این خانه بدون مهمان نبوده. خدا عجب توانی می‌دهد به این خانواده‌ها.ماشاءالله. هر چه می‌گذرد بیشتر می‌فهمم که به خاطر همین چیزها هم که شد احتمالا بابا شهید نمی‌شود. به خاطر ما. هر چند نمی‌شود این را گفت. این چند وقت به قول دوستان در باغ شهادت را کنده‌اند و جایش پرده زده‌اند! آدم‌های بالیاقت یکی یکی دارند مانند نسیم می‌روند. بالاخره دوستان رضایت دادند که نصیحت‌ها و توصیه‌ها کافیست و بهتر است بیش ازین مزاحم خانواده شهید نشوند و در پناه خدا. باز معطل ماندیم تا آن انبوه جمعیت خداحافظی کنند و بروند. ما هم نمک و نبات تبرکی حرم را که هانیه آورده بود دادیم و خداحافظی کردیم. در راه برگشت رفتیم گلزار شهدا سری بزنیم. شهدای آن‌جا یکی یکی دارند برایم آشنا می‌شوند. شهید عزیزی، شهید خاوری، شهید هاشمی، شهید عابدی... کاش روزی بفهمم شهادت چیست. واقعا بفهمم. چطور می‌شود که برخیشان غریبانه گوشه‌ای هستند و روی سنگشان کسی آبی هم نمی‌ریزد؟ چطور برخیشان حاجت می‌دهند و سرشان همیشه شلوغ است؟ چطور برخیشان به خواب دیگران می‌آیند؟ هر کدام چگونه زندگی کرده‌اند؟ شهدای قطعه ۴۲ گلزار شهدای تهران چه؟ آن‌ها هر کدام از کجا آمده‌اند؟ چرا عاقبتشان شهادت شد؟ نمی‌دانم. از شهادت هیچ نمی‌دانم. برگشتیم. یادم نیست آن زمان تا غروب چگونه گذشت بعد از نماز و شام رفتیم به سمت تجمع. وحید یامین پور امشب جزو سخنرانان بود. دعا را زودتر خواندند. فاطمه و خانم معلم را هم دیدیم. موقع برگشت چای خوردیم و کمی از سرمای وجودمان کم کردیم. فردا مراسم شیرخوارگان حسینی است. هنوز محرم نشده اما مجتبای کوچک ششم محرم را برایمان جلو انداخته. خون او و بقیه هم قد و بالاهایش تاریخ‌ را هم جلو خواهند انداخت. 2⃣ @ranjdarranj
هنوز این شور، شور گرمسیری‌ست هنوز این سنج و دمامِ دلیری‌ست حرامی‌های آمریکا بدانند هنوز این تنگه، دست تنگسیری‌ست _میلاد عرفان‌پور | شهید سردار علیرضا تنگسیری خط استاد مسعود نجابتی گرافیک دانیال کهزادیان @ranjdarranj
➕️قالیباف در واکنش به اعتراضات سراسری «نه به پادشاهی» در آمریکا: به جمع ما خوش آمدید! ما ۴۷ سال است که شعار «No kings» سر می‌دهیم 🔖محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در شبکه ایکس نوشت: 📌در دو روز گذشته یکی از بزرگترین اعتراضات در تاریخ آمریکا در واکنش به سیاست‌های زورگویانه و غیرقانونی ترامپ با شعار «نه به شاه‌ها» در سه هزار شهر آمریکا با حضور بیش از ۸ میلیون معترض آمریکایی برگزار شد. @ranjdarranj
هدایت شده از حسینیه ایران
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اشک‌های پسربچه عراقی برای امام شهید که دوچرخه‌اش را برای کمک به مردم ایران آورده بود 🔻 پسربچه عراقی که دوچرخه‌اش را برای هدیه به مردم ایران آورده بود می‌گوید: برای یاری اسلام و مسلمین و جبهه حق در برابر باطل این را هدیه را آورده‌ام و اگر توان داشتیم جان خود را برای جمهوری اسلامی فدا می‌کردیم... 🇮🇷🇮🇶 حسینیه_ایران 👇 ╭┅───────┅╮ 🌺 @arakema
هدایت شده از تَمامِ مَن
شهدا خونه‌ی آخرشونم قشنگه ❤️
➕️عیدالشهدا قسمت ششم دیدار با خانواده شهید محمد بادران و... ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ @ranjdarranj