eitaa logo
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
35هزار دنبال‌کننده
20هزار عکس
4.5هزار ویدیو
16 فایل
حرف ،درد دل و رازهای مگوی زن و شوهری😁🙊 با تجربه ها و رنج کشیده بیان اینجا👥👣💔 ادمین گرامی کپی از پست های کانال حرام و #پیگرد دارد⛔⛔ ♨️- ادمین @Fatemee113 جهت رزرو تبلیغات 👇👇👌 https://eitaa.com/joinchat/1292435835Ca8cb505297
مشاهده در ایتا
دانلود
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 📃 طالع روزانه: 🌕جمعه ۵ آبان ۱۴۰۲ 🌾طالع امروز متولدین #فروردین: دوره جدیدی در زندگیتان آ
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 📃 طالع روزانه: 🌕جمعه ۵ آبان ۱۴۰۲ 🍁طالع امروز متولدین : هفته گذشته حسابی خودتان را تحت فشار گذاشتید و با بار مسئولیت های فراوان خودتان را خسته کردید. امروز وقت استراحت مطلق است. تا هروقت که دلتان می خواهد بخوابید و خستگی این هفته را از تن به در کنید. بعد از یک استراحت کامل وقت رسیدن به خانه و خانواده خواهد بود. شما تمام هفته را مشغول کار هستید، آخر هفته باید برای آنها وقت کافی گذاشته و به آنها رسیدگی کنید. 🍁طالع امروز متولدین : وقت آن رسیده است که کمی به خودتان استراحت بدهید و بگذارید دیگران کارهای سخت را انجام دهند، قرار نیست که همیشه شما دیگران را حمایت کنید، گاهی هم به خودتان استراحت بدهید. هیچ کس شکست را دوست ندارد ، اما این تنفر از شکست در شما بیش از هر کس دیگری است، تا حدی که برای این که مبادا خودتان را به این خطر بیندازید زیادی محتاطانه عمل می کنید و موقعیت هایی که ممکن است زندگیتان را تغییر دهند را از دست می دهید. به خودتان تکانی داده و این زنجیرها را از دست و پای خود باز کنید. 🍁طالع امروز متولدین : مردم شما را به عنوان فردی آگاه قبول دارند و این بدین معنی است که به توصیه هایی که شما می کنید اهمیت می دهند و راهی که می گویید را با خیال راحت انتخاب می کنند، از این قدرت خود درست استفاده کنید. موتور شما آماده و تنظیم شده است و آماده حرکت هستید، فقط فکر می کنید که یک مانع سر راهتان قرار دارد. اما خوب که نگاه کنید خواهید دید این مانع چیزی جز نگرشی ذهنی شما و ناتوانیتان در تصمیم گیری همراه با اعتماد به نفس نیست. رابطه آشنایی شما با یکی از اطرافیانتان می تواند تغییر یافته و به یک رابطه جدی عاطفی تبدیل شود. تنها چیزی که باید رعایت کنید این است که چیزی را به طرف مقابلتان تحمیل نکنید. ❄️طالع امروز متولدین : امروز برنامه تان به اندازه ذهنتان شلوغ و در هم و برهم است. متاسفانه فعلا نمی توانید زمانتان را مدیریت کنید و همین مسئله نظم برنامه هایتان را به هم ریخته است. یکی از دلایل این موضوع این است که از لحاظ روحی خیلی خسته اید و حال و حوصله هیچ کاری را ندارید. در عوض امروز انرژی جسمی فراوانی دارید و احساس می کنید از پس انجام هرنوع کار فیزیکی بر می آیید. چرا حالا که روز تعطیل است فرصت را غنیمت نمی شمارید و فعالیت ورزشی مورد علاقه تان را انجام نمی دهید؟  ❄️طالع امروز متولدین : امروز ممکن است با وجود این که خودتان نیاز به کمک دارید به کمک دیگران بروید و نیازهای آنها را نسبت به خودتان در اولویت قرار دهید. درست است که این کار احساس خیلی خوبی در شما ایجاد می کند، اما یادتان باشد که با این کار از مشکل خودتان فرار نکنید و اگر موقعیت خودتان فوریت بیشتری دارد اول به فکر مشکل خودتان باشید. این که بخواهید دیگران را رهبری کنید بخشی از ذات شما است، اما همه ما گاهی به تغییر نیاز داریم. امروز بگذارید دیگران رهبری را به دست بگیرند و شما هم خودتان را تسلیم آنها کنید. سعی کنید از یک روز تعطیل خوب لذت ببرید و پس از یک هفته خسته کننده وقتتان را همراه با کسی که دوست دارید به انجام دادن کارهای مورد علاقه تان بگذرانید. ❄️طالع امروز متولدین : شما انسانی هستید که قلبی بزرگ، سخاوتمند و بخشنده دارید و با تمام وجود از خودتان برای دوستان و عزیزانتان مایه می کذارید، اما وای به روزی که احساس کنید دارد از شما سوء استفاده می شود، آنگاه هیچ چیز جلوی شما را نخواهد گرفت. اگر این احساس خشم شما را برانگیخته است ممکن است کمی جر و بحث در پیش داشته باشید. روز جمعه خودتان را خراب نکنید و اوقاتتان را به خاطر کسانی که ارزشش را ندارند تلخ نکنید. در روابط عاطفی خود از پذیرفتن اشتباهاتتان هراسی نداشته باشید. اگر خطایی از شما سر زده آن را بپذیرید و سعی در جبران آن داشته باشید. فعلا انعطاف پذیری بزرگترین سلاح شماست، پس از آن به خوبی استفاده کنید. 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 ارزشمند ترین ادمها، کسانی هستند که در مسیر زندگی دیگران،تغییرات مثبت ایجاد میکنند.... 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🔆نفرين بنده صالح 🪴يكى از جنگهاى خانمانسوز كه بين مسلمانان رخ داد، جنگ جمل بود، باعث اين جنگ تحميلى طلحه و زبير (دو نفر از سران اسلام ) و عايشه بودند، و بهانه آنها مطالبه خون عثمان بود، با اينكه خودشان جزء تحريك كنندگان قتل عثمان بودند. 🪴اين جنگ بسال 36 هجرى در بصره واقع شد كه منجر به شهادت پنجهزار نفر از سپاه على (ع ) و سيزده هزار نفر از سپاه عايشه گرديد. طلحه و زبير از كسانى بودند كه پس از قتل عثمان ، در پيشاپيش جمعيت به حضور على (ع ) آمده و با آن حضرت بيعت كردند، ولى هنوز چند ماه نگذشته بود كه ديدند نمى توانند با وجود امارت على (ع ) دنياى خود را آباد سازند، از اين رو بيعت خود را شكستند و جلودار ناكثين (بيعت شكنان ) شدند. 🪴حضرت على (ع ) از اين دو نفر، دلى پر رنج داشت ، چرا كه ضربه اى كه از ناحيه اين دو نفر (كه نفوذ كاذب در ميان مسلمانان داشتند) در آن زمان به اسلام مى خورد جبران ناپذير بود، آن حضرت دست به دعا برداشتند و در مورد اين دو نفر نفرين كرد و عرض كرد: خدايا طلحه را مهلت نده و به عذابت بگير، و شر زبير را آنگونه كه مى خواهى از سر من كوتاه كن . اينك ببينيد چگونه طلحه و زبير كشته شدند؟: در جنگ جمل هنگامى كه سپاه جمل متلاشى شد، مروان كه از سرشناسان آن سپاه بود، 🪴گفت : بعد از امروز ديگر ممكن نيست خون عثمان را از طلحه مطالبه كنيم ، هماندم او را هدف تيرش قرار داد، تير به رگ اكحل (رگ چهار اندام ) ساق پاى طلحه خورد و آن رگ قطع شد، خون مثل فواره از آن بيرون مى آمد، از غلامش كمك خواست ، غلامش او را سوار قاطرى كرد، به غلام گفت : اين خونريزى مرا مى كشد، جاى مناسبى يافتى مرا پياده كن ، سرانجام غلام او را به خانه اى از خانه هاى بصره برد و او هماجا جان سپرد. 🪴به اين ترتيب ، خود كه به عنوان خونخواهى عثمان با سپاه على (ع ) مى جنگيد، توسط مروان كه از سران لشگرش بود، به خاطر همين عنوان ، ترور شد و به هلاكت رسيد. 🪴اما در مورد زبير، نصايح على (ع ) باعث شد كه زبير از صف دشمن خارج گردد، (با اينكه وظيفه او اين بود كه از امام وقت ، حضرت على (ع ) حمايت كند) ولى بطور كلى از جنگ ، خود را كنار كشيد و رفت به سوى بيابانى كه معروف به وادى السباع بود در آنجا مشغول نماز بود كه شخصى بنام عمر و بن جرموز، بطور ناگهانى بر او حمله كرد و او را كشت ، و او نيز كه آتش ‍ افروز جنگ جمل بود در 75 سالگى اين گونه به هلاكت رسيد. 🪴اين جرموز، شمشير و انگشتر زبير را به حضور على (ع ) آورد، وقتى چشم على (ع ) به شمشير زبير افتاد فرمود: سيف طال ما جلى الكرب عن وجه رسول الله : اين شمشير، چه بسيار اندوه را از چهره رسول خدا (ص ) برطرف ساخت ؟!. 🪴تاءسف على (ع ) از اين رو بود كه چنين شخصى با آن سابقه سلحشورى و دفاع از اسلام ، با اينكه پسر عمه پيامبر و على (ع ) بود (زيرا مادرش صفيه ، عمه پيامبر (ص ) و على (ع ) بود) چرا اينگونه منحرف شد و به هلاكت رسيد و با آن آغاز نيك ، عاقبت به شر شد؟! - خدايا ما را عاقبت به خير فرما. 📚داستان دوستان، جلد اول، محمد محمدى اشتهاردى 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 یک ثانیه وقت بگذار و به خاطر چیزهای اندکی که زندگی ارائه می دهد، سپاسگزار باش. این چیزهای کوچک تفاوت بزرگی در زندگی ایجاد می کنند. 👌😍 یک روز فوق العاده داشته باشید! ظهر جمعه همه عزیزان دلم بخیر❤️🌸🌸 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🌸🍃 💰 گران قيمت ترين تختخواب جهان کدام است؟ 🤕 بستر بيماری … ▫️ شما مي توانيد کسی را استخدام کنيد که به جای شما اتومبيلتان را براند، يا برای شما پول در بياورد. ▫️ اما نمی توانيد کسی را استخدام کنيد تا رنج بيماری را به جای شما تحمل کند. ▫️ ماديات را می توان به دست آورد. اما يک چيز هست که اگر از دست برود ديگر نمی توان آن را بدست آورد و آن سلامتی است. 👤 پیری میگفت عمری من و سلامتی دنبال پول بودیم ▪️ ولی الان من و پول دنبال سلامتی هستیم 💠 ابوعلی سینا همچنین میگوید؛ 🌿 سلامتی تاجی است زرین 🌿 بر سر انسانهای سالم که 🌿 فقط افراد بیمار آن را می بینند ... 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 خاطره ازدواج من... 🍃🍃🌸🍃
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🌺❤️ سلام یاس عزیزم.من وشوهر جان دختر خاله پسر خاله هستیم از بچگی داییم برا پسرش عمه ناتنیم برا پسرش شوهر خاله م برا شوهرم نشون کرده بودن که این وسط برد با شوهر خاله ام بود😊😊ولی من اون موقع شدیدا بفکر درس ومدرسه بودم ومتنفر از شوهر جان😁😁چون اصلا به ازدواج فکر نمیکردم با پسر خاله هام مثل غریبه بودیم پسر خاله هام اصلا خونمون نمیومدن حتی موقع عید ولی خاله ام با شوهرش ودختراش مدام خونه ما بودن بگذریم ..کنکور داشتم مامانم داشت رب میپخت خالم با دختراش خونمون بودن دیدم شوهر خاله ام تو حیاط با مامانم پچ پچ میکنه بعد رفتن اونا زنداداشم به بهونه خیاطی منو برد خونشون سر صحبتو باز کرد وگفت خالتینا تو رو برا پسر شون میخوان حالا منو بگی😡😡گفتم اصلا خوشم نمیاد ازش 😒😒درضمن من فقط میخوام درس بخونم اونم ج منو به مامانم داد چشتون روز بد نبینه این مامان من از اون روز به بعد چنان باهام چپ افتاد که از ج منفی خودم پشیمون شدم هفته به هفته باهام حرف نمیزد مثل کوزت ازم کارمیکشید🤪🤪منم از رو نمیرفتم نگو تو این مدت چند تا خواستگار هم پیدا شده مامان جانم بدون اینکه نظر منو بپرسه گفته جواب مثبت دادیم به خواهر زادم خلاصه شوهر جان میره سربازی منم منتظر ج کنکور...کنکور قبول نشدم ازاون طرف سختگیریهای مامان برا ج مثبت بدم به خواهر زادش اعصاب برام نزاشته بود گفتم میخوام باهاش حرف بزنم قرار شد بیاد خونه خواهرم اونجا باهاش بحرفم ولی جور نشد بیاد تلفنی حرفیدم باهاش یکم نظرم عوض شد 😍از طرفی میخواستم از دست مامانم هم راحت بشم چون دیگه درس هم نداشتم مدام تو خونه بودم مادر جان 😡😡من😩😩یه نامه برام نوشت داد دست دختر خالم بیاره بده بهم تو نامه نوشته بود که تو باشگاه ضربه خورده دکترگفته شاید بچه دار نشی وجواب منو منطقی خواسته بود نه به خاطر خانواده ها روز اخر مرخصی اومد خونمون (تو این مدت با داداشم که هم سن بودن مچ شده بود تا راحت خونمون بیاد)تو نامه نوشته بود که قبل اینکه مرخصی تموم شه ج میخواد ماه محرم بود مامان اینا رفته بودن مسجد من وزنداداشم خونه بودیم داداشم با شوهر جان اومدن خونمون به زنداداشم گفتم من ج مثبته چجوری بهش بگم اون فک کنم برا ج اومده خونمون (درضمن ازمحتویات نامه کسی خبر نداشت فقط دختر خالم با زنداداشم میدونستن نامه نوشته)زنداداشم لامپ اشپزخونه رو شل کرد داداشمو صدا کردکه لامپو سفت کنه منم تو اشپزخونه نشستم تا ادامه ماموریتو زنداداشم انجام بده🥴🥴بدو بدو زنداداشم رفت اتاق به شوهر جان گفتن ج من مثبته با خیال راحت برو سربازی 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 فرق بچه های اول و آخر می دانی در چیست؟ در اینکه فرزند اولت را کامل میخواهی دوست داری زودتر بزرگ شود دلت میخواهد مستقل باشد همه آرزوهایت را سرش در میاوری به غایت ،کمال را در او میجویی و در بازی چه کسی فرزندش را بیشتر "لوس میکند، خوشتیپ می کند، لاکچری بار می آورد، کلاس های آموزشی می فرستدو.. "اولش می کنی او جدی جدی سعی می کند در جمع کلمات زبان را خوب ادا کند او جدی جدی سعی می کند لاکچری باشد و او جدی جدی درس می خواند و جدی جدی در جمع همسالانش میخواهد اول باشدو در نهایت آدم کمالگرا و خاصی بار می آید. ولی بچه  آخر را دوست داری فریز کنی که بزرگ نشود چون دیگر فسقلی در خانه نداری که بدوئد اینور آنور و با لحن بچگانه غلط غلوط حرف بزند و فندق صدایش کنی. تازه میفهمی آنقدرها هم نباید سخت بگیری می گذرد و او هرچه لازم باشد از تو می آموزد دلت می خواهد بیشتر لذت ببرد و اصلا برایت مهم هم نیست وقتی بچه اول فلانی ده تا شعر انگلیسی میخواند و بچه تو  دوتا شعر فارسی بلد است اصلا برایت مهم نیست یک ماه دیرتر راه افتاده یا از دو سالش گذشته و هنوز روان حرف نمی زند چون میدانی همه این اتفاقات بالاخره میافتد و اینها نشانه هوشش نیست و این می شود که بچه های آخر خیلی راحت تر از اولیها بزرگ می شوند. شوخی شوخی درس می خوانند، جدی جدی حامی می طلبند و شوخی شوخی به خواسته هایشان می رسند و اتفاقا موفق هم می شوند 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 خاطره ازدواج من...۲ 🍃🍃🌸🍃
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️🌺 قیافه شوهر جان باشنیدن ج مثبت من😍😍☺️☺️بعداون جریان یواش یواش شوهر جان به بهونه هایی میزنگید خونمون ومیحرفیدیم ومهرش تو دلم بیشتر می شد ..حرف زدنامون قایمکی بود بالاخره ۱۹سال پیش بود تا زنگ میزد ابجی کوچیکم ازم رشوه میخواست تا به مامان نگه منم هر چی میخواست میدادم 😉😉بالاخره بعد سربازی اومدن خواستگاری داداشام قهریدن 😏😏با اونی که دوست بود میگفت به خاطر خواهر من باهام صمیمی شده بود یکیش میگفت باید بره دانشگاه تو این وسط مامانم پیروزمندانهاینجوری😊😊😊داداشای من خیلی غیرتی بودن یادمه یکی از خواستگارام دوست جون جونی داداش وسطیم بود تو خیابون موقعی که از مدرسه میومدم خونه به داداشم گفته بود یه دختر نشون کردم میخوام برم خواستگاریش خیلی دختر سنگین رنگین داداشم گفته بود بهم نشون بده اونم منو نشون داده بو😜😜بیچاره نمیدونست خواهر دوستشه بعد ها تو عروسی داداش بزرگم منو اونجا دیده بود فهمیده بود داداشم اون موقع نگفته بود خواهرشم ....بگذریم به هر سختی بود من وشوهرجان ازدواج کردیم شب خواستگاری بهم گفت نگاه نکن این دوتا خواهر الان اینجوری صمیمی هستن یه روز میشه که رابطشون بهم میخوره ولی من وتو بایدمواظب رابطه خودمون باشیم واقعا هم همینطور شد دوتا خانواده بعد عروسی افتادن به جون هم ۱۲سال باهم قهریدن شوهرجان به خاطر اینکه تو این وسط کار ما به خاطر دخالتهای اوتا به طلاق کشیده نشه به بهونه کار منو برد شهر دیگه چند سال اونجا زندگی کردیم دوباره برگشتیم شهر خودمون من وشوهر جان هر روز بیشتراز قبل عاشق هم میشیم هر چند این وسطا خیلی اذیت شدیم خیلی غصه خوردیم خیلی قلبمون شکست خیلی حرفها شنیدیم ولی الان که اینو مینویسم خدا رو شکر میکنم خدا رو همیشه تو زندگیم دیدم خدا دوتا دختر گل بهمون داده واز زندگیم راضی هستم 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🌺❤️ سلام به همه خانمای عزیز منم دخترم سه سال راهنمایی و چهار سال دبیرستان رو تو مدرسه نمونه دولتی تحصیل کرد خیلی از نظر معلم و مدل درس دادن با مدرسه های دیگه فرق داره و رقابت بین بچه ها زیاده و اصلا نمره الکی به بچه ها نمیدن دختر من بعد از دوران تحصیل دانشگاه پزشکی قبول شد الان هم شکر خدا فارغ التحصیل شده و خانم دکتر برا خودش وداره به مردم خدمت میکنه. ممنون 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🌷 🌷 .... 🌷دیدگاه خرناصرخان ( تپه‌ای در نزدیکی مرز خسروی) دومین یا سومین دیدگاهی بود که در زمستان سال ۱۳۶۳ رفتم. مسئول تدارکات نیروهای خط یک برادر صاف و ساده‌ای بود به نام سلمان. این آقا سلمان یک گربه قهوه‌ای داشت که خیلی دوستش داشت و یک جورهایی همدم و مونسش بود. یک روز صبح که می‌خواستم برم سنگر دیدگاه سر راه رفتم سنگر تدارکات و گفتم: آقا سلمان به ما هم کمپوت می‌دی؟ درحالی‌که گربه را بغل کرده بود و نازش را می‌کشید گفت:... 🌷گفت: این سهمیه بچه‌های خودمونه نمی‌تونم به شما بدم. منهم به شوخی گفتم: باشه من هم می‌رم می‌گم این‌جا را با خمپاره بزنند. رفتم دیدگاه و ۴ ، ۵ تا سهمیه گلوله ۱۵۵ میلیمتری را استفاده کرده بودم و با دوربین تپه ذوزنقه‌ای و خط دوم دشمن را زیر نظر داشتم. عراقی‌ها هم تک و توک دور و بر دیدگاه را با خمپاره می‌زدند. نزدیک ظهر توی دیدگاه بودم که شنیدم یکی داد می‌زنه: دیدبان نزن. دیدبان نزن برات کمپوت آوردم و .... 🌷پتوی سیاهی که جلوی در دیدگاه زده بودیم را کنار زدم دیدم سلمان چند تا کمپوت ریخته جلوی پیراهنش با دستش جلوی پیراهنش را گرفته و به سمت دیدگاه می آید. حالا نگو یکی از گلوله‌های خمپاره عراق خورده بود جلوی سنگر تدارکات اون بنده خدای صاف و ساده هم فکر کرده بود من گفتم توپخانه خودمون سنگر تدارکات را بزنه. اون چند روزی که اون‌جا بودم حسابی آقا سلمان ما را تحویل می‌گرفت. یادش بخیر خیلی چسبید خصوصاً کمپوت‌های آلبالو و گیلاس. : رزمنده دلاور حجت ایروانی، دیدبان تیپ ۶۳ خاتم‌الانبیاء (ص) 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df