𝘙𝘢𝘯𝘵𝘪𝘱𝘰𝘭𝘦 𖦹
بذارید برای شمام تعریف کنم
این عکسه رو یبار رفته بودیم رستوران گرفتم
مسافرت جادهایم رفته بودیم اتفاقا با قیافههای خسته و داغون یه رستوران خیلی جالبی نشسته بودیم یهو نمیدونم چیشد یکی از این گلدونایی که روی همه میزا بود افتاد شکست
یه چند ثانیه تو ذهنم خوددرگیری داشتم که برم عکس بندازم یا نه که تهش با جملهی همیشگی "الان نری شاید دیگه هیچوقت همچین فرصتی گیرت نیاد" پا شدم رفتم سر گلدون، یکمم گل و شیشههاشو جابهجا کردم که درست تو قاب بیوفتن تهشم دو سه تا عکس بیشتر ننداختم
اون بنده خداییم که میخواستم اینارو جمع کنه همینجوری وایساده بود سعی میکرد نخنده
𝘙𝘢𝘯𝘵𝘪𝘱𝘰𝘭𝘦 𖦹
الان که دقت میکنم این عکسا همشون واقعا چیزی که بولدشون کرده خاطرهن