هر خبری که در اين دنيا هست
و آنچه از عالم غیب آمده است،
به اميرالمؤمنين حضرت مرتضی #علی بر ميگردد..
مَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
آيَةٌ هِيَ أَكْبَرُ مِنِّي
وَ لَا لِلَّهِ مِنْ نَبَإٍ أَعْظَمُ مِنِّي..
آیهای و خبري بالاتر از
وجود مقدس اميرالمومنين نيست!
اگر خبری از عالم غيب آمده
(که ما بايد بکوشيم تا باخبر بشويم)
آن خبر، اميرالمومنين است.
انسان بايد به نحوي دست به ساحت ايشان برساند
تا از آن اخبار غيبي مطلع بشود.
بخشي از اين نبأ عظيم در دنيا ظاهر ميشود؛
چه قبل از ظهور و رجعت
و چه بعد از آن.
البته عدهاي معدود هستند که
از حجابهاي ظلماني عبور ميکنند
و نور اميرالمؤمنين برای آنها
در قلبشان ظاهر ميشود
ولي مابقي مثل ما
که خورشيد را از پشت ابر در روزهاي ابری میبينيم،
تنها از وراي حجاب میتوانند
اين حقيقت را درک بکنند
و اين نبأ غيبي را مطلع بشوند
و به حقيقت توحيد راه پيدا کنند.
زماني که حجاب کنار ميرود
و حضرت بدون حجاب در عالم ظهور پيدا ميکنند،
آنوقت انشاء الله امکان برخورداري از
ولايت حضرت و معرفت حضرت
و اين نعمت الهي فراهم ميشود.
طلوعي که در شب ميلاد اميرالمومنين اتفاق افتاده،
درواقع آغاز ظهور ايشان در عالم دنياست
که انشاءالله اين ظهور ادامه پيدا ميکند
تا دوره رجعت که دوباره اميرالمومنين برمیگردند...
❞استاد آیتالله میرباقری
فتنه شاید روزگاری اهل ایمان بوده باشد!
آه این ابلیس، شاید روزی انسان بوده باشد!
فتنه شاید در لباس میش، گرگی تیز دندان!
در لباسی تازه شاید، فتنه چوپان بوده باشد!
فتنه شاید کنجِ پستوی کسی لای کتابی؛
فتنه لازم نیست حتماً در خیابان بوده باشد!
فتنه شاید در صفِ صِفین میجنگیده روزی!
فتنه شاید در زمان شاه، زندان بوده باشد!
فتنه شاید با امام از کودکی همسایه بوده!
یا که در طیّاره ی پاریس_تهران بوده باشد!
فتنه شاید تابی از زلفِ پریشان نگاری!
فتنه شاید خوابی از آن چشمِ فتّان بوده باشد!
فتنه شاید اینکه دارد شعر می خواند برایت!
وا مصیبت! فتنه شاید از رفیقان بوده باشد!
ذرّه ای بر دامن اسلام نَنْشیند غباری،
نامسلمانی اگر همنامِ سلمان بوده باشد!
دوره ی فتنهست آری، میشِناسد فتنهها را
آنکه در این کربلا عبّاسِ دوران بوده باشد!
فتنه خشک و تر نمی داند، #خدایا وقت رفتن
کاشکی دستم به دامان شهیدان بوده باشد..
❞مهدی جهاندار
راشِدون
فتنه شاید روزگاری اهل ایمان بوده باشد! آه این ابلیس، شاید روزی انسان بوده باشد! فتنه شاید در لباس م
.
پر از حرف، درد، خوف....
.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا..
#طرحنوشت
بالاخره شب پونزدهِ رجب رسیدو من اینجامو دلم پیشِ دلِ معتکفین..
من از اینجا
#سلاممیدم به بیبی زینب ..
سلام خانوم جان..
سلام اسطورهی صبر من..
سلام دختر مولا..
سلام زینت پدر..
همچین شبی بیبی وضویی ساخت
شبِ آخرِ عمر...
خطاب به خدا عرضه داشت:
یا رَبِّ اِنَّ قَلبی مِن هذِهِ الدُّنیا مُنزَجِرَه!
اَوصِلنی اِلی اَخیِ المَظلوم...
وَ لَیسَ لی صَبر عَلی مُفارَقَتِه... :)
خدایا...
قلبم از این دنیا مُنزجر و روی گردان شده!
من رو به وصالِ برادرِ مظلومَم برسون
که دیگه از فراقش صبری ندارم...
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لوکیشن:
حیاط بیمارستان
قبلِ تحویل شیفت شب
ماهِ شبِ پونزده رجب :)
+بنویس زینب
علی بخون!
www.Aviny.comaviny-13.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
رزق امشب..
در خلوت با توجه و تامل
از سید مرتضی آوینی بشنویم...