eitaa logo
پایگاه‌اطلاع‌رسانی حضرت بقیه‌الله‌اعظم‌عج
423 دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
10.7هزار ویدیو
29 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 امامـ صـادق عليه‌السلامـ از سودى كه در گريه براى كودكان هست، آگاه شو و بدان كه در مغز كودكان، رطوبتى است كه اگر بماند، براى آنان، رخدادهايى سخت و بيمارى‌هايى گران (اعم از نابينايى و جز آن) پديد مى‌آورد. از اين رو، گريه، آن رطوبت را از سرِ آنان روان مى‌سازد و اين خود، تندرستى و سلامتِ چشم را برايشان در پى مى‌آورد. اكنون، آيا اين احتمال وجود ندارد كه كودك، از گريه سود ببرد و پدر و مادرش، اين را ندانند و در تلاش پيگير باشند كه او را ساكت كنند و خواسته‌هاى وى را برآورند تا گريه نكند، در حالى كه نمى‌دانند گريه، برايش كارآمدتر و خوشْ فرجام‌تر است؟ 🌸 📚 بحار الأنوار، ج۳، ص۶۶ 💢 @Hadis_Shia 💢 . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman
🍃 امامـ صـادق عليه‌السلامـ مِن أشَدِّ ما فَرَضَ اللّهُ على خَلقِهِ ذِكرُ اللّهِ كثيرا. لا أعني «سُبحانَ اللّهِ و الحَمدُ للّهِ و لا إلهَ إلاّ اللّهُ و اللّهُ أكبَرُ» و إن كانَ مِنهُ، و لكنْ ذِكرُ اللّهِ عِندَ ما أحَلَّ و حَرَّمَ، فإن كانَ طاعَةً عَمِلَ بها، و إن كانَ مَعصيَةً تَرَكَها. يكى از دشوارترين چيزهايى كه خداوند بر خلق خويش واجب كرده، بسيار به ياد خدا بودن است. مقصودم «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر» نيست. گر چه اين هم ياد خداست؛ اما (مقصودم از ذكر خدا) به ياد خدا بودن هنگام رو به رو شدن با حلال و حرام است، به طورى كه اگر پاى طاعتى در ميان بود، آن را به كار بندد و اگر معصيتى پيش آمد تركش كند. 🌷 📚 الکافی، ج۲، ص۸۰، ح۴ 💢 @Hadis_Shia 💢 . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman
✨ امام زين العابدين عليه‌السلام ارزُقْنِي صِحَّةً في عِبادَةٍ ، و فَراغا في زَهادَةٍ. (خدایا) تندرستى و صحّتى كه با عبادت گذرد و فراغتى كه با پاكدامنى همراه باشد، روزی‌ام فرما. 🤲 📘 صحیفه سجادیه، دعای ۲۰ 💢 @Hadis_Shia 💢 . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman
🍃 ﷽ 🍃 «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. 🌺 📗 سوره زمر، آیه ۵۳ 💢 @Hadis_Shia 💢 . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman
👆 دقت در تعبیرات این آیه نشان می‌دهد که از امید بخش‌ترین آیات قرآن مجید نسبت به همه گنهکاران است، و گستردگی آن به حدی است که طبق روایتی امیر مؤمنان علی علیه السّلام فرمود: «در تمام قرآن آیه‌ای وسیعتر از این آیه نیست». این وعده غفران مشروط بر این است که: بعد از ارتکاب گناه به خود آیند، و تغییر مسیر دهند، رو به سوی درگاه خدا آورند، در برابر فرمانش تسلیم باشند و با عمل، صداقت خود را در این توبه و انابه نشان دهند. 💠 📙 تفسیر نمونه، ذیل آیه شریفه 💢 @Hadis_Shia 💢 . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman
🌱 پيامبر خـدا صلى الله عليه و آله أرجى آيَةٍ في القرآنِ «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أسْرَفُوا على أنفُسِهِم لا تَقْنَطُوا مِن رَحمَةِ اللّهِ» اميد بخش ترين آيه قرآن آيه: «بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید» است. 🌸 📚 کنز العمّال، حدیث ۲۵۳۹ 💢 @Hadis_Shia 💢 . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman .
✨ امامـ صـادق عليه‌السلامـ ثلاثٌ هُنَّ فَخرُ المؤمنِ و زَينُهُ في الدنيا و الآخِرَةِ: الصلاةُ في آخِرِ اللّيلِ، وَ يأسُهُ مِمّا في أيدي الناسِ، و وَلايَتُهُ الإمامَ مِن آلِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله. سه چيز است كه افتخار مؤمن و زيور او در دنيا و آخرت است: نماز آخر شب و چشم نداشتن به آنچه مردم دارند و ولايت و دوستى او نسبت به امام از خاندان محمّد صلى الله عليه و آله. 🌻 📚 الکافی، ج۸، ص۲۳۴ 💢 @Hadis_Shia 💢 . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman
۲. 💠 داستان حضرت صالح عليه السلام: (۲) بعثت حضرت صالح عليه‌السلام: چون قوم ثمود پروردگار خود را از ياد بردند و گمراهى و ستم را از حدّ گذراندند، خداوند صالح پيامبر را به سوى آنان فرستاد. او از خاندانى شريف و پر افتخار بود و به خردمندى و كاردانى شهرت داشت (هود، ۶۲ و نمل، ۴۹). صالح قوم خود را به پرستش خداى يگانه و ترك بت پرستى دعوت كرد و از ايشان خواست كه در جامعه خود به عدالت و احسان رفتار كنند و برترى طلبى را كنار بگذارند و زياده روى نكنند و سركشى نورزند و آنان را از عذاب برحذر داشت و اعلام خطر كرد (هود، شعراء، شمس و سوره هاى ديگر). صالح عليه السلام با حكمت و اندرز نيكو، به دين خدا دعوت مى كرد و براى خدا در برابر آزار و اذيت ها صبر كرد، امّا جز اندكى از مردم مستضعف، كسى ديگر به او ايمان نياورد (اعراف، ۷۵). طغيانگران مستكبر و توده دنباله رو آنها بر كفرشان اصرار ورزيدند و افرادى را كه به صالح عليه السلام ايمان آورده بودند خوار و حقير شمردند و خودش را به نادانى و جادوگرى متهم ساختند (اعراف، ۶۶؛ شعراء، ۱۵۳ و نمل، ۴۷)؛ و از وى خواستند تا براى سخن خود دليلى بياورد و براى اثبات درستى ادعاى رسالتش معجزه اى ارائه دهد و به او پيشنهاد كردند از دل كوه برايشان ماده شترى بيرون آورد. حضرت صالح هم ناقه اى (ماده شترى) را با همان خصوصياتى كه آنان گفته بودند براى آنان آورد و به آنان گفت : خداوند به شما فرمان مى دهد كه يك روز شما از چشمه آبى كه داريد آب برداريد و يك روز هم دست نگه داريد تا ناقه از آن بنوشد به طورى كه يك روز سهم آب از ناقه باشد و يك روز از شما، و همچنين اجازه دهيد ناقه به دلخواه خود روى زمين خدا بچرد و به او آزارى نرسانيد كه اگر گزندى به او رسانيد، به زودى گرفتار عذاب مى شويد (اعراف، ۷۲؛ هود، ۶۴ و شعراء، ۱۵۶). اين موضوع تا مدتى رعايت شد امّا سپس قوم صالح به طغيان و مكر پرداختند و شقى ترين فرد خود را مأمور كشتن ناقه كردند و او ناقه را پى كرد و آنها به صالح گفتند: اگر راست مى گويى آنچه را به ما وعده مى دهى، عملى كن. صالح عليه السلام فرمود : سه روز در خانه هايتان برخوردار شويد. اين و عده اى بى دروغ است (هود، ۶۵). سپس قبيله ها و گروه هاى شهر براى صالح دسيسه چينى كردند و با خود هم قسم شدند كه به صالح و كسانش شبيخون مى زنيم و آن گاه به ولىّ او مى گوييم: ما در محل و هنگام قتل كسان او حاضر نبوديم و ما راست مى گوييم. آنان دست به نيرنگ زدند و خدا نيز نيرنگ زد و آنها خبر نداشتند (نمل، ۵۰) و در حالى كه مى نگريستند صاعقه (الذاريات، ۴۴) و زمين لرزه و صيحه آنان را فرو گرفت و در خانه هايشان از پا در آمدند. پس، صالح از آنان روى برتافت و گفت : اى قوم من! من پيام پروردگارم را به شما رساندم و خير شما را خواستم ولى شما افراد ناصح و خيرخواه را دوست نداريد (اعراف، ۷۹؛ هود، ۶۷) و خدا كسانى را كه ايمان آورده و پرهيزگار بودند نجات داد (فصّلت، ۱۸) و بعد از هلاكت ثمود، منادى الهى ندا داد: هان، ثموديان به پروردگارشان كافر شدند. هان، مرگ بر ثمود! 📔 میزان الحکمة، ج١١، ص٣٠۶ 🔰 @DastanShia . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman
. ♦️ برخورد با جوانان روشن فکرنما روایت شده است که در زمان حضرت علی علیه السلام آب رودخانه فرات طغیان کرد. مردم گفتند که می‌ترسیم غرق شویم. علی علیه السلام حرکت کرد و در کنار فرات نماز به جا آورد. پس از آن، از کنار مجلس برخی جوانان روشن فکرنما که از آن حضرت بدگویی می‌کردند، می‌گذشت. حضرت متوجه آنان شد و فرمود: ای دنباله قوم ثمود، ای انسان‌های زشت رو، آیا شما جز انسان‌هایی سرکش، فرومایه و حقّه باز هستید؟ من را با این غلامان و نوکران چه کار؟ در این موقع، بزرگان ایشان گفتند: به درستی که آنان جوانانی بسیار نادان هستند. پس به سبب آن‌ها از ما روی برنگردانید و ما را ببخشید. حضرت فرمود: شما را نمی بخشم و به نزد شما نمی آیم، مگر این که این مجالس را از میان برداشته باشید، پنجره خانه‌های خود را که به بیرون از خانه گشوده می‌شود، بسته باشید، همه ناودان خانه‌های خود را که آب آن به بیرون از خانه می‌ریزد، کنده باشید و آبریز و منجلاب‌ها را که در راه‌ها ساخته اید، خراب کرده باشید؛ زیرا تمام این‌ها در گذرگاه مسلمانان و موجب اذّیت و آزار ایشان است. آنها گفتند: همه این کارها را انجام می‌دهیم. حضرت رفتند و آن‌ها را به حال خود گذاشتند تا این که آنان به عهد خود عمل کردند. از این رو، حضرت دعا کرد. سپس با ضربه‌ای که به رودخانه فرات زد، آب به اندازه یک ذراع پایین رفت. 📔 بحار الأنوار، ج ۴۱، ص ۲۵۰ 🔰 @DastanShia . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱. 💠 سرگذشت حضرت ابراهيم (ع) (۱): داستان ابراهيم (ع) در قرآن: «ابراهيم عليه السلام در دوران طفوليت خود تا روزگار رسيدن به سنّ تشخيص، در حالت عزلت و به دور از محيط قوم خود زندگى مى كرد. سپس به ميان آنان آمد و نزد پدرش رفت، امّا ملاحظه كرد كه او و قومش بت مى‌پرستند. ابراهيم كه فطرتى پاك و سالم داشت و به سبب شهود حق و ارائه ملكوت اشياء از جانب خداوند به او و به طور كلّى به واسطه سخن حق و كردار شايسته، مؤيّد به تأييد الهى شده بود، اين كار پدر و قوم خود را نپسنديد. لذا، با پدر خود درباره بت پرستی‌اش به بحث پرداخت و از او خواست بت ها را كنار گذارد و خداى يگانه را بپرستد و از او پيروى كند تا خداوند وى را به راه راست رهنمون شود و از حاكميت شيطان دورش گرداند. او پيوسته با پدرش بحث و محاجّه مى كرد و در راه ارشاد او اصرار مى ورزيد، تا جايى كه پدرش بر او تَشَر زد و از خود راندش و تهديد كرد كه اگر از بدگويى خدايانش و بى رغبتى به آنها دست برندارد سنگسارش خواهد كرد. ابراهيم عليه السلام كه از خويى بزرگوارانه و گفتارى نرم و دلپسند برخوردار بود، با ملايمت و مهربانى و دلسوزى، به او درود گفت و قول داد كه برايش آمرزش بطلبد و از او و مردمش و آنچه به جاى خدا مى‌پرستند كناره گيرد (مريم، ۴۱-۴۸). آن حضرت، از طرف ديگر، با مردم درباره بت ها بحث مى كرد (انبياء، ۵۱-۵۶؛ شعراء، ۶۹-۷۷ و صافّات، ۸۳-۸۷) و با عدّه اى ديگر كه خورشيد و ماه و ستاره مى‌ پرستيدند درباره اين پديده ها احتجاج و استدلال مى كرد تا جايى كه بطلان عقايد آنها را اثبات كرد و شايع شد كه او از بت ها و خدايان منحرف شده است. (انعام، ۷۴-۸۲) يك روز كه مردم براى انجام مراسم عبادى همگانى از شهر بيرون رفتند، ابراهيم به بهانه اينكه بيمار است، همراه آنان نرفت و در شهر ماند و به بتخانه رفت و همه بت ها را خُرد كرد مگر بت بزرگ را كه شايد به سراغ آن بروند. وقتى مردم برگشتند و از بلايى كه به سر خدايانشان آمده بود با خبر شدند و از عامل اين كار جستجو و تحقيق كردند، گفتند: شنيده ايم كه جوانى به نام ابراهيم از بت ها به بدى ياد مى كند. لذا، ابراهيم عليه السلام را به انجمن خود احضار كردند و او را به حضور مردم آوردند، تا بلكه مردم شهادت دهند. آن حضرت را بازجويى كردند و گفتند : اى ابراهيم! آيا تو با خدايان ما چنين كرده‌اى؟ حضرت فرمود : آن بزرگترشان اين كار را كرده است، اگر سخن مى گويند، از آنها بپرسيد. ابراهيم بت بزرگ را سالم نگه داشته و آن را نشكسته بود و تبر را بر شانه يا نزديك شانه‌اش قرار داده بود، تا وانمود شود كه اين بت بزرگ بوده كه بقيه بت ها را شكسته است. ابراهيم وقتى فرمود بزرگ آنها اين كار را كرده است، مى دانست كه مردم اين حرفش را باور نمى كنند؛ زيرا مى دانند كه بت ها جمادند و قادر به اين كار نيستند، امّا مى خواست به دنبال آن، اين جمله را بگويد : از خودشان بپرسيد اگر براستى سخن مى گويند، تا بدين وسيله صراحتا اعتراف كنند كه بت ها جمادند و حيات و شعورى ندارند. به همين علّت، وقتى سخن ابراهيم عليه السلام را شنيدند، به وجدانشان مراجعه كردند و با خود گفتند: اين شماييد كه (منحرف و) ستمكاريد و با سرافكندگى گفتند: تو خود مى دانى كه اين بت ها حرف نمى زنند. ابراهيم فرمود: پس آيا شما به جاى خداوند، چيزهايى را مى پرستيد كه سود و زيانى به شما نمى توانند برسانند. اُف بر شما و بر آنچه كه به جاى خدا مى پرستيد. آيا نمى انديشيد؟ آيا چيزى را مى پرستيد كه خودتان مى تراشيد، در حالى كه خداوند، هم شما و هم آنچه را مى‌سازيد آفريده است؟! مردم گفتند: او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد. پس، آتشخانه‌اى ساختند و ... ⭕ این داستان ادامه دارد ... 📔 میزان الحکمة، ج١١، ص٣۱۵ 🔰 @DastanShia . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman
. 🔰 زمانه، دو روز است! برقی از پدرش و او از حسین، پسر امام کاظم علیه السلام نقل کرده است: ما، جوانانی از بنی هاشم، نزد امام رضا علیه السلام رفته بودیم. در این هنگام، جعفربن عُمر علوی با لباسی ژنده از کنار ما گذشت. ما به قیافه و شکل او خندیدیم. امام رضا علیه السلام فرمود: به زودی او را ثروتمند و با پیروان زیادی خواهید دید. تا این که کم تر از یک ماه جعفر فرمانروای مدینه شد. روزی از کنار ما می‌گذشت؛ در حالی که بزرگان و غلامان با او همراه بودند. ⭕ امیرالمؤمنین على عليه‌السلام: زمانه، دو روز است: روزى با توست و ديگر روز بر تو. اگر با تو بود، سرمست مشو و اگر بر تو بود، دلگير نشو. (مطالب السؤول: ص۵۷) 📔 بحار الأنوار، ج ۴۹، ص ۳۳ 🔰 @DastanShia . ♻️ به کانال رسمی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان فومن بپیوندید 🔰 @tablighat_foman