#متن_مداحی
#حاج_محمود
نیلوفر مرداب دنیایم
من تشنه ی باران دریایم
من ساکن بین الطلوعینم
من عاشق خورشید فردایم
ای خورشید بتاب هوا سرده
ای بارون ببار گلا زرده
ای مرهم دلا پر از درده
دنیا شده نامرد ای مرد بیا برگرد
عشق بیابون گرد برگرد بیا برگرد
من محو شکوه سحرکوهم
با شوق مستور شده روحم
آماده ی برگشت به بالایم
پابند به این توبه ی نستوهم
عشقت ما رو ساکن شهر کرد
انوار طلوع شبو غرق کرد
اوضاع فلک دیگه فرق کرد
آلاله توی گلدون گل کرد بیا برگرد
گل ها میشن دل سرد برگرد بیا برکرد
دنیا شده نامرد ای مرد بیا برگرد
عشق بیابون گرد برگرد بیا برگرد
شیدا و پریشان مثل بیدم
از باد نشون تو رو پرسیدم
چون عکس ماه روی رود بود
تا صبح روی برکه رو بوسیدم
شب رفت و دم سحرگاهه
این عطر خوش موی ماهه
موعود خدا توی راهه
ای مرهم روزای پر از درده
برگا همه شد زرد برگرد بیا برگرد
ای خورشید بتاب هوا سرده
ای بارون ببار گلا زرده
ای مرهم دلا پر از درده
دنیا شده نامرد ای مرد بیا برگرد
عشق بیابون گرد برگرد بیا برگرد
@rasmekhademii