برای باز کردن راه زمینی درمنطقه ریف عملیاتی را طراحی کردیم وباتمام توانی که داشتیم ، به مسلحین زدیم.👨🎨
بچه های حزب الله به ما دست داده بودندوکاربه حساس ترین زمان خودش رسیده بود.👌
همان موقع یحیی به من گفت:«ابوادهم که سابقه بیماری قلبی💗 داشت، ازهوش رفته، بیا با آتش تهیه منو حمایت کن تا بتونم این را ببرم عقب».قبول کردم.💣🔥
وسط جاده نشستم و شروع کردم به تیراندازی ،یحیی سریع ماشین را آورد وابوادهم راسوارکرد.🚙
حجم آتش دشمن خیلی سنگین بود؛اما من باید درهمان نقطه کارپوشش را انجام می دادم.🎇
یک لحظه سلاحم قفل کرد،هیچ کاری ازدستم برنمی آمد.🤦♂
دورزدن ماشین یحیی را دیدم، اگرچندثانیه تعلل می کردم، هرسه مان را درجا می زدند.
فقط توانستم به یحیی که مشغول سوارکردن ابو ادهم به داخل ماشین بود ، بگویم که سلاحم خراب شده.
یحیی سلاح خودش را از روی دوشش برداشت وبه سمت من پرتاب کرد.
به محض مسلح شدن ، دوباره شروع کردم به ...
📚کتاب #رفیقمثلرسول
💥کپی با ذکرصلوات ونام شهیدرسول خلیلی و آیدی کانال جایزاست
🆔 @Rasoulkhalili