eitaa logo
رستا
507 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
231 ویدیو
4 فایل
💠رَستــا روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان 🌱 (حسینیه هنر اصفهان) ادمین: @admin_rastaa_eitaa کانال ما در بله: https://ble.ir/rastaa_isfahan کانال ما در تلگرام: https://t.me/rastaa_isfahan پیج ما در اینستاگرام:rastaa_isfahan@
مشاهده در ایتا
دانلود
سه‌شنبه‌های سفید تاریخ شفاهی قسمت اول: زندگی آسِکی _ کُلاش لبه دارِس، موهاش که پیدا نیس. _ وا، چه حرفیه آباجی! گِل و گردنش که پیداس. پارچه‌ای را روی قالیچه‌های ایوان پهن کرده بودند. زن‌های همسایه دورتادورش نشسته بودند. پسته می‌شکستند برای گزهای آقای کرمانی. توی روزهای خانه‌نشینی، شده بود دلمشغولی‌شان. کلاه پوشیدن دختر حسین‌بقال هم شده بود نقل مجلسشان. یکی از خوشگلی‌اش می‌گفت و آن یکی از بی‌حیایی‌اش. دیگری هم به دختر حق می‌داد که چاره‌اش چه بوده وقتی قدغن کردند با چادر چاقچور برود سر کار. خانم‌آغا با سینی چای از مطبخ آمد بیرون. پارچة چادری را که از پارچه‌فروش دوره‌گرد خریده بود، از زیر سینی درآورد و گذاشت وسط. _ دیروز از جودِ، اینا اِستِدم. یکی از زن‌ها پرسید: «آ چی‌چی دادی جاش؟» خانم‌آغا همان‌طور که چای را تعارف می‌کرد، گفت: «سماق‌پالون مسی.» پارچه را دست‌به‌دست کردند و این بار جودهای پارچه‌فروش شد نقل مجلسشان. همان‌هایی که از خانه‌نشینی زن‌ها توی سال‌های بی‌حجابی استفاده می‌کردند و بساطشان را از محله‌ای به محله‌ای می‌بردند. صدای کلون زنانه، خانم‌آغا را کشید طرف در حیاط. در را باز کرد. خواهرش، یکباره خودش را انداخت توی خانه. نفس‌‌نفس‌زنان دوید تا سر حوض. روبنده‌اش را بالا زد و آبی زد به دست و رویش. رنگ و رویش مثل سفیداب شده بود و زبانش بند آمده بود. زن‌ها همه دورش جمع شدند. یکی برایش آب‌قند هم‌می‌زد و آن یکی شانه‌هایش را می‌مالید. نفسش که راست شد تعریف کرد پاسبان‌ها سوار بر اسب افتاده بودند دنبالش. بازاری‌ها سر راهشان را گرفته بودند و او هم توانسته بود فرار کند. زن همسایه دست راستی برای اینکه دلداری‌اش بدهد، گفت: «چند روز پیش مریم، زن مش‌رضا را، دری حموم چادر از سرش کشیدنا. بنده‌خدا از خجالت بِچِشا گذاشتس رو سرشا رفتِس.» زنی که سن و سالش بیشتر از بقیه بود شروع کرد به گریه و نفرین شاه. با گوشة چارقد اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: «الهی شاه خیر نبینِد. اِز اولی محرم داغی یه روضه امام حسین به دلم مونده‌س.» خانم‌آغا از کنار خواهرش بلند شد و رفت طرف پیرزن. _ سحری بیا اینجا بریم خونه بنکدار روضه. _ نصفه شبی روضه گرفته‌س؟ آ اِز دستی اینا چطوری بریم؟ _ ها بی‌بی. قبل از اذون صبح باس بریم. آسِکی اِز رو پشتی‌بوما. برداشتی آزاد از مصاحبه با بتول علاقه‌مندان، ساکن اصفهان، محله دربکوشک ✍ به قلم زهرا عاشوری رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان @rasta_isf_1401
🌱سه‌شنبه‌های سفید تاریخ شفاهی 🎯قسمت دوم: آستین‌به‌دهان کوچه‌مان معروف بود به کوچة داروغه. خانة دو تا از آژان‌ها توی کوچه‌مان بود. زن‌های محل تا قلی‌خان یا بهرامی را می‌دیدند که از خانه آمد بیرون؛ سیخ می‌شدند و می‌چپیدند توی خانه. آن روز ولی به گمانم ننه از سر ناچاری چادرچاقچور کرد و زنبیل به‌دست راه افتاد. پر چادرش را گرفتم و دنبالش رفتم برای خرید، سمت چهارسوق کوچک. با همان سن و سال کم، خبرش را شِنُفته بودم که حجاب را زفت کرده‌اند و روضه‌خوانی هم‌ غدغن شده، ندیده بودم ولی. همین که رسیدیم به دکان بقالی، یک‌هو پاسبانی از لای تخته‌های در مغازه آمد بیرون. تخته‌های در، الوارهایی با ضخامت کم‌ بود که به صورت کرکره‌ای از وسط به کنار مغازه باز و بسته می‌شد. پاسبان، چادر ننه را گرفت و زدش زمین. چند تا لگد هم کوبید توی پک و پهلویش. من هاج‌وواج فقط نگاه می‌کردم. حتی نمی‌توانستم جیغ بکشم. فقط آستین پیراهنم را با دندان گرفته بودم و بهت‌زده نگاه می‌کردم. همین که دست‌های ننه از چادر رها شد، پاسبان چادر را زیر چکمه‌هایش تکه‌پاره کرد. ننه پیراهن بلندش را کشید روی سرش و همان‌جا از حال رفت. اهل محل می‌شناختند که دختر اوس‌اسماعیل آهنگر است. زنی زیر بغلش را گرفت. کمی که به هوش آمد؛ سلانه‌سلانه بردمش خانه. چندین سال مریض بود. تا صدای بلند می‌شنید؛ جیغ می‌زد و غش می‌کرد. 💢بر اساس مصاحبه با مهدی باباگلی، متولد 1315، اصفهان ✍به‌قلم: ملیحه خانی 🌟رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان @rasta_isf_1401
10.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرده‌نشین به روایت صدیقه محمدنظر ☘رستا، روایت سرای تاریخ شفاهی اصفهان ☘انتشارات راه‌یار، ناشر فرهنگ، اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی @rasta_isf_1401 @raheyarpub
پرده نشین اول.mp3
1.28M
🎙 |بشنوید: نمایشنامه صوتی پرده‌نشین 🔸خاطرات مردم محله علیقلی‌آقا از دوران کشف حجاب رضاخانی ☘ برگرفته از کتاب ننگ‌سالی، نوشته فائزه درگزنی ☘ پخش از رادیو اصفهان 📌قسمت اول روایت سیدمحمدرضا علاءالدین به نقل از مادربزرگ 🪄 خیاطی بلد نبود، اما باید نذرش را ادا می‌کرد. دوخت چهل عبا برای روحانیونی که زمان کشف حجاب رضاخانی، آژان‌ها عباهایشان را پاره کرده بودند. ✔️برای تهیه این کتاب در اصفهان میتوانید با شماره 09130307937 تماس بگیرید. 🌱 رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان 🌱 انتشارات راه‌یار، ناشر فرهنگ اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @rasta_isfahan@Rahyarpub
پرده نشین دوم.mp3
1.15M
🎙 |بشنوید نمایشنامه صوتی پرده‌نشین 🔸خاطرات مردم محله علیقلی‌آقا از دوران کشف حجاب رضاخانی ☘ برگرفته از کتاب ننگ‌سالی، نوشته فائزه درگزنی ☘ پخش از رادیو اصفهان 📌قسمت دوم روایت مونس احسنی، متولد ۱۳۱۲ 🪄 شب‌ها کارم شده بود، شمردن ستاره‌ها. خیلی وقت بود، بساط مهمانی و دورهمی جمع شده بود. به لطف قانون کشف حجاب دیر به دیر هم را می‌دیدیم. خیلی وقت بود، خاله‌ام را ندیده بودم.... ✔️برای تهیه این کتاب در اصفهان میتوانید با شماره 09130307937  تماس بگیرید. 🌱 رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان 🌱 انتشارات راه‌یار، ناشر فرهنگ اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @rasta_isfahan@Rahyarpub
پرده نشین سوم.mp3
1.14M
🎙 |بشنوید نمایشنامه صوتی پرده‌نشین 🔸خاطرات مردم محله علیقلی‌آقا از دوران کشف حجاب رضاخانی ☘ برگرفته از کتاب ننگ‌سالی، نوشته فائزه درگزنی ☘ پخش از رادیو اصفهان 📌قسمت سوم روایت بهجت زمانی، متولد ۱۳۱۷ به نقل از مادرش متولد ۱۲۹۳ 🪄 تا توی کوچه پس کوچه‌ها هم آژان گذاشتند. بهترین راه توی این اوضاع، پوشیدن پالتو و روسری بود، بهتر از بی‌چادری توی کوچه و خیابان بود.... ✔️برای تهیه این کتاب در اصفهان میتوانید با شماره 09130307937  تماس بگیرید. 🌱 رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان 🌱 انتشارات راه‌یار، ناشر فرهنگ اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @rasta_isfahan@Rahyarpub
پرده نشین چهارم.mp3
1.24M
🎙 |بشنوید نمایشنامه صوتی پرده‌نشین 🔸خاطرات مردم محله علیقلی‌آقا از دوران کشف حجاب رضاخانی ☘ برگرفته از کتاب ننگ‌سالی، نوشته فائزه درگزنی ☘ پخش از رادیو اصفهان 📌قسمت چهارم روایت اکبر نیلیه، متولد ۱۳۲۹ به نقل از مادرش متولد ۱۳۰۳ 🪄 رخت چرک‌ها را گذاشتم توی بغچه. مجبور بودیم برای شستنشان برویم سر جوی. با دخترعمو قرار گذاشته بودیم با هم برویم. صدای قدم‌های بلند و محکمی را پشت سرمان شنیدیم، با تمام قوا دویدیم..... ✔️برای تهیه این کتاب در اصفهان میتوانید با شماره 09130307937  تماس بگیرید. 🌱 رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان 🌱 انتشارات راه‌یار، ناشر فرهنگ اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @rasta_isfahan@Rahyarpub
پرده نشین پنجم.mp3
1.15M
🎙 |بشنوید نمایشنامه صوتی پرده‌نشین 🔸خاطرات مردم محله علیقلی‌آقا از دوران کشف حجاب رضاخانی ☘ برگرفته از کتاب ننگ‌سالی، نوشته فائزه درگزنی ☘ پخش از رادیو اصفهان 📌قسمت پنجم روایت بهجت زمانی، متولد ۱۳۱۷به نقل از مادرش متولد ۱۲۹۳ 🪄 همین که می‌خواستم از حمام بروم بیرون، خانمی با صدای جیغ آمد توی حمام. نفس نفس می‌زد. رنگش شده بود گچ دیوار که یکدفعه چشمانش دیگر پلک نزد.... ✔️برای تهیه این کتاب در اصفهان میتوانید با شماره 09130307937  تماس بگیرید. 🌱 رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان 🌱 انتشارات راه‌یار، ناشر فرهنگ اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @rasta_isfahan@Rahyarpub
پرده نشین هفتم.mp3
1.2M
🎙 |بشنوید نمایشنامه صوتی پرده‌نشین 🔸خاطرات مردم محله علیقلی‌آقا از دوران کشف حجاب رضاخانی ☘ برگرفته از کتاب ننگ‌سالی، نوشته فائزه درگزنی ☘ پخش از رادیو اصفهان 📌قسمت ششم روایت مصطفی حافظی، متولد ۱۳۳۸به نقل از مادربزرگش متولد ۱۲۸۶ 🪄 خانه همسایه ته کوچه بود، فاصله زیادی نداشت اما تضمینی نداشت آژان توی کوچه نباشد. تنها مسیر رفت و آمد، پشت بام بود.... ✔️برای تهیه این کتاب در اصفهان میتوانید با شماره 09130307937  تماس بگیرید. 🌱 رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان 🌱 انتشارات راه‌یار، ناشر فرهنگ اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @rasta_isfahan@Rahyarpub
پرده نشین هشتم.mp3
1.34M
🎙 |بشنوید نمایشنامه صوتی پرده‌نشین 🔸خاطرات مردم محله علیقلی‌آقا از دوران کشف حجاب رضاخانی ☘ برگرفته از کتاب ننگ‌سالی، نوشته فائزه درگزنی ☘ پخش از رادیو اصفهان 📌قسمت هفتم روایت سیدمحمدرضا علاءالدین، متولد ۱۳۴۶به نقل از مادربزرگش متولد ۱۲۸۳ 🪄 حواسم به چین ابروی پدر بود‌. صدایش از خشم می‌لرزید. همزمان می‌گفت لا اله الا الله. خبر ناگواری بود. پدر همه نوع رفت‌وآمدی را قدغن کرده بود. اما یک روز کالسکه سوار شدیم و رفتیم ... ✔️برای تهیه این کتاب در اصفهان میتوانید با شماره 09130307937  تماس بگیرید. 🌱 رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان 🌱 انتشارات راه‌یار، ناشر فرهنگ اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @rasta_isfahan@Rahyarpub
رستا
🎙 |بشنوید نمایشنامه صوتی پرده‌نشین 🔸خاطرات مردم محله علیقلی‌آقا از دوران کشف حجاب رضاخانی ☘ برگرفت
پرده نشین نهم.mp3
1.12M
🎙 |بشنوید نمایشنامه صوتی پرده‌نشین 🔸خاطرات مردم محله علیقلی‌آقا از دوران کشف حجاب رضاخانی ☘ برگرفته از کتاب ننگ‌سالی، نوشته فائزه درگزنی ☘ پخش از رادیو اصفهان 📌قسمت هشتم روایت مهدی اخوان نیلچی، متولد ۱۳۱۱ 🪄 زن دستش را گرفته بود روی سرش. دوان دوان خودش را رساند سر کوچه. صدای نعل اسب نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد. طولی نکشید که صدای جیغ و فریاد زن بلند شد... ✔️برای تهیه این کتاب در اصفهان میتوانید با شماره 09130307937 تماس بگیرید. 🌱 رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان 🌱 انتشارات راه‌یار، ناشر فرهنگ اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @rasta_isfahan@Rahyarpub
پرده نشین دهم.mp3
1.35M
🎙 |بشنوید نمایشنامه صوتی پرده‌نشین 🔸خاطرات مردم محله علیقلی‌آقا از دوران کشف حجاب رضاخانی ☘ برگرفته از کتاب ننگ‌سالی، نوشته فائزه درگزنی ☘ پخش از رادیو اصفهان 📌قسمت نهم روایت رضا دیانت‌دار، متولد ۱۳۳۶ به نقل از پدرش متولد ۱۲۸۰ 🪄  زن دستش را گرفته بود به دیوار. پاسبان مثل اجل معلق رسید.... ✔️برای تهیه این کتاب در اصفهان میتوانید با شماره 09130307937  تماس بگیرید. 🌱 رستا، روایت‌سرای تاریخ شفاهی اصفهان 🌱 انتشارات راه‌یار، ناشر فرهنگ اندیشه و تجربه انقلاب اسلامی ✅ @rasta_isfahan@Rahyarpub