یه خسته نباشید گنده به همهی کنکوریا
به خصوص بچههای ایتا
و به خصوص مشکی، آسمان، و مرضیهی عزیزم.
https://eitaa.com/111483590/215
دستت و پات توی کنکور و دانشگاه
فعلا تا نتیجه استراحت کن
هدایت شده از اشتباه.
من با این مراسم ختم رفتم
مولودی رفتم
راهپیمایی رفتم
عیددیدنی رفتم
همیشه تو مهمونی میپوشمش
میخوام برم پیش دوستام میپوشم
مشهد و یزد و ارومیه هم باهاش رفتم
خونه دوست ریحانه هم باهاش رفتم
خونه فامیلامون همینو میپوشم
رایةالهدی باهاش رفتم
من حتی با این جشن تولدم رفتم
نئون و سحر و غریبه و ثنا و مشکی و الهه و معصومه هم منو با این دیدن
من از خونه 65 گرفته تاااا خونه محمدحسینی با این رفتم
رواننشناس.
من با این مراسم ختم رفتم مولودی رفتم راهپیمایی رفتم عیددیدنی رفتم همیشه تو مهمونی میپوشمش میخوام برم
من و مشکی خودمون از ایناییم که سه تا کمد لباسم داشته باشیم باز به همون همیشگیا وفاداریم
خیلیم بهت میاد👍🏻👍🏻
دیروز از نظر روحی دیگه نمیتونستم
امروز جسمی دیگه نمیتونم
حس میکنم پاهام مال خودم نیست❤️
در مواقع سختی، تنگنا و فشار یه قدرتی از خودم میبینم که اگه چند روز پیش بهم میگفتن قراره این کارو انجام بدم، یا فکر میکردم محاله، یا فکر میکردم فشارش وحشتناکه. ولی نه محال بود و نه حتی بیشتر از چند ساعت حسش کردم.
مثلا برای مثال حس میکنم کمرم نصف شده. حس میکنم پاهام دوتا خلال دندونن که دارن وزنمو حمل میکنن؛ ولی اینا فشار نیست.