من یه ایل آدم میشناسم که ۷ ۸ سال با خیال راحت کلاس زبان رفتن و مدرک گرفتن تموم شده رفته
نمی دونم چرا بخت منو این وسط سگ ریده توش.
به نظرت این که داداشت از ۹ صبح تا ۲ بعدازظهر یکسره عربده کشیده آزاردهندهاست؟
نرو کلاس زبان.
خیلی مرتبطن اینا آخه.
هر سال روزای آخر تابستون به این نقطه میرسم که خستهام. خیلی خسته. اونها هم خستهان. بدترینا رو گفتم و شنیدم. روابطم بی معنی و خراب شدهان. آدمها ازم عصبانیان که چرا نمیتونم عادی رفتار کنم و من از خودم عصبانیتر که چرا نمیتونم حتی عادی زندگی کنم. که چرا تافتهی جدابافته. که چرا بیجواب برای سوالهاشون. که چرا هنوز زنده؟ واقعا چرا هنوز زنده الهه؟
بچهها من ۱۲ سال لعنتی مدرسه رفتم و دوساله دانشگاه میرم و این بینهایت غیرمنطقیه که باز تپش قلب بگیرم. لعنت خدا بر اضطراب.
رواننشناس.
بچهها من ۱۲ سال لعنتی مدرسه رفتم و دوساله دانشگاه میرم و این بینهایت غیرمنطقیه که باز تپش قلب بگی
یعنی عین به عین این سالا رو من تپش قلب میگرفتم
امروز دوتا دختر قشنگ توی حیاط دانشگاه دیدیم که بهمن پارسال فارغ التحصیل شده بودن ولی به خاطر جنگ الان جشن فارغ التحصیلی گرفته بودن
و به شکل خیلی خیلی ناز داشتن توی چمنا از هم عکس میگرفتن>>>