eitaa logo
روان‌نشناس.
83 دنبال‌کننده
137 عکس
55 ویدیو
1 فایل
عاشق شهرام حقیقت دوست، پزشکیان، عراقچی و به خصوص زن عراقچی. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_yvqn15&btn=ناشناس‌های.یک.روان‌نشناس
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از لیموعمانی‌🍋
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اسپویل فصل ۱۵
روان‌نشناس.
اسپویل فصل ۱۵
می‌دونید که ادیتای مشکی فوق العاده‌ان و نیاز به تعریف ندارن
گاهی واقعا آدما امیدوارم می‌کنن. این پیاما از همون دست پیامایی بودن که تونستن واقعا آروم‌ترم کنن. دختر ۱۸ ساله‌ای که با وزن بالا به صلح درونی رسیده و دختر ۱۹ ساله‌ای که با وزن پایین به صلح رسیده. و مهربونایی که یادم انداختن نیازی نیست خودم رو تغییر بدم. نمی‌خوام بگم چندتا پیام کلا زیر و روم کرد و از ریشه دیدگاه منفیم رو خشک کرد؛ ولی واقعا نور بودین. نور در نهایت به آدم کمک می‌کنه که بتونه ببینه. ممنونم ازتون و کاش میشناختمتون که دونه دونه و جدا جدا ازتون تشکر کنم=).
واقعا دیگه نمی‌خوام اینجا صحبت از وزن بکنم چون کافیه. ولی دیشب رو فراموش نمی‌کنم:)🙏
گوش چپم صدا میده باز کدوم بوزینه‌ای داره پشت سرم غیبت می‌کنه
هدایت شده از خانه‌ی Zed
دقیقا👌👍✨
هدایت شده از اشتباه.
کلاس شیشم که بودم وقتی سوار موتور بودم و بابا سی تا میرفت باید دوتا دستم رو محکم پشت موتور میگرفتم تا نیوفتم. توی دست اندازا سه - چهار باری سکته میکردم. امشب بابا سی و پنج تا رفت. بابا چهل تا رفت. چهل و پنج تا، پنجاه تا، شصت تا، هفتاد تا. دستام رو باز کرده بودم، به این فکر می‌کردم شاید پرواز همینطوره، همین قدر بی‌هیجان. همينقدر نگران بودن اینکه دستت/بالت بخوره به یه‌چیز معلق توی هوا. نکنه پرواز تکراری بشه؟ اصلا حواسم نبود بابا هشتاد تا داره میره. دستام باز بود، نه خیلی. چون می‌ترسیدم آسیب ببینم و یا آسیب بزنم. از روی به دست انداز که رد شدیم، به خودم اومدم. دیدم بابا داره هشتاد و پنج تا میره. دیدم واقعا از روی موتور بلند شدم. دیدم سرعت خیلی زیاده و من به هیچ‌جا وصل نیستم، نمی‌ترسم بیوفتم. نکنه بزرگ شدن اين باشه؟
امروز می‌خوام برای ساوجبلاغی دست‌پخت خودمو ببرم.