eitaa logo
رایاسپهر میبدی
10 دنبال‌کننده
19.1هزار عکس
20.7هزار ویدیو
1.5هزار فایل
فضای مجازی را می بلعیم
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸آنچه در حکمران میبینید: تیزر مناظره موسی غنی نژاد و سید یاسر جبرائیلی برنامه کامل را از لینکهای زیر ببینید: یوتیوب: 📺 youtube.com/watch?v=RJNaImkraQM&t=7229s آپارات: 📺 aparat.com/v/inb0jir
هدایت شده از بیداری ملت
جبرائیلی نشان داد غنی‌نژاد واقعیت‌گریز و ایدئولوژیک است مناظره اخیر میان یاسر جبرائیلی و موسی غنی‌نژاد صحنه برخورد دو جهان‌بینی متفاوت در عرصه اقتصاد بود؛ یکی برآمده از تجربه عینی اقتصاد ایران و دیگری برآمده از تئوری‌های ترجمه‌ای غربی. غنی‌نژاد همچنان بر این باور است که نسخه نجات ایران «کوچک‌سازی دولت» و «رها کردن» همه‌چیز به دست بازار است! جبرائیلی در مقابل نشان داد این نگاه، واقعیت‌گریز و ایدئولوژیک است. او توضیح داد که حتی در اقتصادهای غربی که غنی‌نژاد به آنها استناد می‌کند، دولت بدون نقش نیست: تنظیم‌گری ضدانحصار، سیاست‌های صنعتی و بازتوزیعی بخش جدایی‌ناپذیر ساختار اقتصادی آنهاست و وقتی این نسخه‌ها بدون بومی‌سازی در ایران پیاده می‌شود، به جای رقابت، سرمایه‌داری رفاقتی و غارتی پدید می‌آورد. یکی از نقاط اوج مناظره نقد جبرائیلی بر مفهوم «یارانه پنهان» بود. او نشان داد که این مفهوم بیش از آنکه واقعیت اقتصادی باشد، ابزاری برای توجیه شوک‌درمانی قیمتی است. تجربه ایران هم گواه است که هر بار شوک قیمتی (گران‌سازی) اجرا شده، تورم و نابرابری بیشتر شده و طبقه متوسط تضعیف گردیده است. نتیجه این جدال روشن بود: غنی‌نژاد همچنان در چهارچوب انتزاعی و آرمانی بازار آزاد می‌اندیشد، بی‌آنکه واقعیات اقتصاد ایران را ببیند. جبرائیلی اما توانست نشان دهد راه‌حل ایران، نه تکرار نسخه‌های ترجمه‌ای، بلکه طراحی سیاست‌های هوشمندانه و متناسب با شرایط بومی، همراه با حکمرانی شفاف و ضد رانت است. فیلم کامل مناظره در آپارات 🔴 👇 @bidariymelat
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
438.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‏این تصاویر مربوط به شرق چین است که سکونت و تولید را در یک مکان ممکن کرده است. سرمایه‌داری نئولیبرال در ایران اما مسکن را از یک حق اساسی تبدیل به یک کالای تجاری کرده و نه‌تنها از واگذاری زمین به مردم برای اسکان و اشتغال جلوگیری می‌کند، بلکه می‌خواهد با ایجاد بازار برای فروش متری مسکن، این حق اساسی را بیش از پیش تجاری‌سازی کند. فناوری، فرآیندهای تولید را کوتاه و ابزارآلات را کوچک کرده است. دولت جمهوری اسلامی طبق اصل ۴۳ قانون اساسی، مکلف است در اختیار همه کسانی که توان کار دارند اما ابزار کار ندارند، ابزار کار قرار دهد. بهره‌مندی از ابزار کار -چه کشاورزی و چه صنعتی- در کنار بهره‌مندی از زمین وسیع و مناسب برای ساخت خانه و کارگاه، زندگی مردم ایران را متحول خواهد کرد. بهره‌مندی از زمین و ابزار کار است که به آحاد مردم امکان بهره‌برداری عادلانه از منابع عمومی برای خلق ثروت را می‌دهد. اگر زمین و ابزار کار، در انحصار دولت بماند، دولت تبدیل به یک کارفرمای بزرگ می‌شود که مذموم است؛ اگر زمین و ابزار کار ناعادلانه توزیع شد، سرمایه‌داران بزرگ جای دولت را می‌گیرند که آن هم مذموم است. در مورد اول، دولت در جایگاه ارباب قرار می‌گیرد و در مورد دوم، سرمایه‌دار! در وضع بردگی مردم تغییری ایجاد نمی‌شود. اصل نه شرقی و نه غربی، نه به اقتصاد دولتی و نه به اقتصاد سرمایه‌داری است. قانون اساسی، ثمره انقلاب اسلامی است. مشکلات ما، نتیجه دور شدن از این میثاق مترقی، و آزادی واقعی همه آحاد مردم، در گرو عمل به این میثاق است. @syjebraily
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اولین نکته درباره این سخن دکتر غنی نژاد که فکر کنم دوباره در مناظره بر آن تاکید کردند که روش علمی از تئوری شروع می شود نه فرضیه! این تاکید یعنی ایشان به که یکی از دگم ترین و ایدئولوژیک ترین حالت های ممکن در پژوهش است معتقد هستند. ایشان ابتدا به یک تئوری ایمان می آورند و بعد بر اساس آن داده های آماری را رنج می دهند و الا چطور می شود مدعی اقتصاد علمی مدرن باشیم ولی تئوری را در ورای آزمون در خارج قبول کنیم؟! الا در یک صورت! آن هم اینکه بپذیریم نوبت چیزی دیگری است که به آن می گویند و مکتب، یک تصمیم برای صورت بندی زندگی در جهت یک غایت خاص است و آنگاه آن نظریه راهنمای ما می شود که آنقدر با آمارها و داده ها کلنجار برویم تا برای حفظ هدف و غایت مکتب، راه حلی در عینیت پیدا شود! آن وقت اگر اینطور باشد دیگر غنی نژاد اقتصاددان که از حسابداری شروع کرده و در اقتصاد ارشد و دکتری گرفته چکاره است؟ اینجا جای تصمیم گیری علوم بالادستی است که مشخص می کند این مکتب با واقعیت انسان و قدرت و جغرافیا و دین و فرهنگ و... می خواند یا نه! اینجا جای فیلسوف حکمت عملی است که بگوید بسازیم یا نه، چیز دیگری بسازیم! حتی اگر در آن صورت هم لیبرالیسم پذیرفته شود، اقتصاددان، شأن تاییدکننده نهایی نخواهد داشت و اتفاقا جبرائیلی که فرهنگ و سیاست خوانده است به لحاظ تخصص، برای این قضاوت از غنی نژاد اولی است! 🆔 @social_theory
سید یاسر جبرائیلیتورم دروغین.mp3
زمان: حجم: 3.6M
🎙 | تورم دروغین! 🔻 میدونید علت تورم، نقدینگی یعنی چی؟! 🔸 به بیان : دکتر سید یاسر جبرائیلی 🔹 مرکز مطالعات پیشرفت عماد ایتا 🔅 ویراستی 🔅 آپارات 🔅 بله 🔅 وبسایت 💠 @emaadcenter
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دومین نکته ای که برای من خیلی عجیب بود این کلیپ بود. این کلیپ را موافقین آقای غنی نژاد از مناظره منتشر کردند و چه عجیب که این کار را کردند! در این ویدئو، آقای غنی نژاد زیرساخت طبیعی و تاریخی ایران در اقتصاد را کلا منتفی می داند و آغاز زیرساخت را پهلوی می داند! به تعبیر دیگر، ایشون تاریخ اقتصاد ایران را ایران مدرن می داند و ایران مدرن را بریده از گذشته اش! جالب است که در نقطه مقابل، این جبرائیلی جوان تر که تگ عمومی اسلام گرایی و تندروی و غیرایرانی بودن اندیشه را خورده است، بدون مکث خودش را در ادامه ایران گذشته و بر روی دوش تجربه زیسته ایران می بیند! واقعا رسانه سِحر می کند! چطور غنی نژاد و جریان غربگرا که تارخ ملت چند هزارساله ایران را هم از لحظه ارتباط با مدرنیته شروع می کنند از حزب اللهی ها ایرانی تر شناخته می شوند؟ یک فقره فقط مستند درخشان دوست عزیزم دکتر کمیل سوهانی درباره بحران آب ایران را با نام «مادرکشی» ببینید و بگویید بحران امروز آب با جدا شدن ایران از ایده طبیعی بهره برداری از آب در فلات ایران درسته شده که محصول قطعی دوران پهلوی است و هنوز هم ادامه دارد یا چیز دیگری؟ زیرساخت حیات و زندگی و سیاست و صنعت در ایران، مدیریت آب است و ایران برای آن طرحی 3 هزارساله داشت که توانسته بود بیش از هزار سال از سه هزار سال، رهبر تمدن جهانی باشد و اگر طرحی برای آب نداشت، چطور می شد پایتخت جهان متمدن بود؟ اما زیرساختی که پهلوی برای ما در آب آورد، آب را نابود کرد و خیابان و ریل و بانک برای ما آورد! ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجا! 🆔 @social_theory
اما آنچه مدعای دکتر سید یاسر جبرائیلی است. متاسفانه تکبر و دست پاچکی به آقای غنی نژاد اجازه نداد یافته های میدانی رقیبش را بشنود. من قبلا این یافته ها را شنیده ام و بارها گفته ام که فعلا روایتی جزئی تر از روایت جبرائیلی از چگونگی اسیر شدن ایران امروز در چرخه های خام فروشی ایران، وجود ندارد. جبرائیلی زبان خوبی برای تدریس دارد و عقل جمع بندی و صورت بندی درخوری دارد و به نظرم حیف است که در فضای رسانه نشسته و کلاس درس و بحث ندارد. او اگر فرصت داشته باشد که به تدریس یافته هایش در اقتصاد ایران برسد، حتما می تواند روایت اقتصاد ایران را ارتقاء دهد و حیف است که تاکنون چنین نشده و حلقه ای از شاگردان بین رشته ای حول خود جمع نکرده تا یک پژوهش بزرگ جمعی را برای خدمت به حکمرانی اقتصادی ایران به راه بیندازند. 🔻اما اگر بخواهید یک ارائه آرام و بی حاشیه و تاحدودی کامل و البته موجز از این یافته ها بشنوید که به نظرم همه فهم هم هست، این ارائه را تماشا کنید (https://aparat.com/v/inrq96d👉) و داده های موجود در آن را ثبت کنید و بعد در آنها تامل کنید. 🔻نسخه نئولیبرالها اگر داروی شفابخش هم باشد، با توجه به این روایت، اساسا راجع به بیماری غیر از بیماری اقتصادی ایران است. اقتصاد ایران بین فراموش کردن استعمار و دشمنی فعال آن با ایران و انتخاب داروی اشتباه، در حال تلف شدن است و اگر همه ما چند ساعتی برای آن وقت بزاریم، می توانیم آن را درک کنیم. واقعا بد است که مشکل اصلی انقلاب اسلامی اقتصاد باشد و ما به اندازه یک واحد درسی که حدود 20 ساعت است برای مطالعه آن وقت نمی گذاریم و عقل اقتصادی مان را بارور نمی کنیم. سید یاسر جبرائیلی هم مثل بیشتر ما اقتصاد نخوانده بود و از دیگر حوزه های علوم اجتماعی، به این حوزه سفر کرد و سعی کرد با دقت آن را مشاهده کند و با چرخه های آن آشنا شود. او نتیجه گرفت و امروز دستاوردهایش را به جامعه عرضه می کند و پیرمردهای استخوان ترکانده اقتصاد لیبرال جلوی قدرت فهم و تبیین بین رشته ای او تعظیم می کنند. باقی انقلابی ها هم می توانند! اما چرا به درخواست رهبر انقلاب لبیک نمی گویند؟ نمی دانم! 🆔 @social_theory
🌀ریشه مشکلات اقتصاد ایران کجاست؟ 🔹در مناظره اخیر دکتر جبرائیلی و غنی‌نژاد، دکتر غنی نژاد ریشه مشکلات اقتصادی کشور را در عدول از لیبرالیسم و مداخله دولت در بازار قلمداد کردند؛ در مقابل، دکتر جبرائیلی ریشه مشکل را در حاکمیت زدایی از دولت و عمل به توصیه های مخرب صندوق بین‌المللی پول دانستند. 🔻ادامه 👇 https://farsnews.ir/MJTavakoli/1758865195874778318
هدایت شده از حکمران
جبرائیلی - غنی‌نژادمناظره - جبرائیلی - غنی‌نژاد.mp3
زمان: حجم: 38.8M
صوت مناظره موسی غنی‌نژاد و سیدیاسر جبرائیلی حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | اقتصاد ما مقاوم نیست؛ رهاست! 🔻 به شما دروغ میگن که مشکلات ما ریشه اش جلوی آمریکا وایستادنه. اجرای سیاست های نئولیبرال در داخل با استکبارستیزی در خارج سازگاری ندارد. 🔹 مرکز مطالعات پیشرفت عماد ایتا 🔅 ویراستی 🔅 آپارات 🔅 بله 🔅 وبسایت 💠 @emaadcenter
🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸‌‌بی‌ثباتی پول، بیماری خونی اقتصاد!🔸 پول در جامعه، نقش خون در بدن را دارد. خون در همه نقل و انتقالات بدن حضور دارد، اما چیزی از آن کاسته نمی‌شود. تنفّس با خون، تغذیه با خون، تجزیه با خون، خارج کردن آلودگی‌ها با خون، همهٔ کارها با خون انجام می‌شود، اما خون برمی‌گردد سر جای خودش. پول در جامعه هم همین است؛ تمام معاملات را جوش می‌دهد، خودش سر جایش قرار دارد. حالا چه خونی سالم است؟ خونی که ثبات داشته باشد. فشارش، قندش، اوره‌اش، همه سر جایشان باشند. آقای دکتر ملک‌زاده می‌گفت وقتی مریض می‌شوید، زیاد دارو نخورید. چرا؟ چون اگر زیاد دارو بخورید، این بیماری شما تبدیل می‌شود به بیماری خونی. قابل تحمل است، قابل تحمل نیست. وقتی پول در اقتصاد مملکتی بیمار می‌شود، این بیماری خونی است. حتی وقتی دولت مقروض می‌شود، این بیماری، بیماری خونی نیست؛ بیماری عضوی است. یک کشور می‌تواند بیماری اقتصادی داشته باشد، اما بیماری پولی نداشته باشد! برخی اقتصاددان‌ها اصلاً در ذهنشان نمی‌آید که می‌توان در عین بیماری اقتصاد، پول سالمی داشت! می‌شود کسی سِل داشته باشد اما حداقل قند خون نداشته باشد! می‌شود کسی بیماری مغزی داشته باشد، چشمش معیوب باشد، دستش شکسته باشد، اما چربی خون و فشار خونش تنظیم باشد! بیماری خونی یک حساب دارد؛ بیماری عضوی یک حساب دیگر. چه خونی سالم است؟ خونی که ثبات داشته باشد! @haerishirazi
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
‏وزیر جوان، مومن و انقلابی اقتصاد گفته است: «تورم منحصراً در اختیار بانک مرکزی است.» این گزاره، که به‌سرعت مورد استقبال رسانه‌های وابسته به جریان الیگارشی در ایران نیز قرار گرفت، صرفاً یک موضع فنی یا کارشناسی نیست، بلکه یک موضع ایدئولوژیک است؛ بازتاب مستقیم حکمی است که میلتون فریدمن، پیامبر نئولیبرالیسم، صادر کرده بود: «تورم همیشه و همه جا یک پدیده پولی است.» میلتون فریدمن، در مقام پیامبر نئولیبرالیسم، با تقلیل تورم به «پدیده‌ای پولی»، اقتصاد را از بسترهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی‌اش جدا کرد و آن را به دستگاهی ریاضی فروکاست. این تقلیل‌گرایی، اگرچه ساده و قاطع به‌نظر می‌رسد، اما در عمل، دولت‌ها را به پذیرش یک پارادایم ایدئولوژیک سوق می‌دهد: اینکه کلید مهار تورم در دست بانک مرکزی و در گرو انضباط پولی است. چنین رویکردی، سیاست اقتصادی را از سطح قدرت و حاکمیت به سطح حسابداری تقلیل می‌دهد. در ایران، سرچشمه اصلی تورم را نمی‌توان در چاپ پول جستجو کرد. تجربه سه دهه اخیر نشان می‌دهد که هر جهش نرخ ارز، همچون امواجی ویرانگر، تمام کالاها و خدمات را ــ حتی آن‌هایی که هیچ نسبتی با تجارت خارجی ندارند ــ در بر می‌گیرد. این بدان معناست که تورم ایران بیش از آن‌که «پولی» باشد، «ارزی–ساختاری» است. وابستگی شدید به دلار و دلاریزه شدن نظام قیمتی، اقتصاد ایران را به‌شدت آسیب‌پذیر کرده و استقلال اقتصادی را تهدید می‌کند. تکرار فتوای میلتون فریدمن توسط وزیر اقتصاد جمهوری اسلامی ایران که دانش آموخته مکتب فریدمن است، یک خطای تحلیلی صرف نیست، بلکه نشان‌دهنده پذیرش خواسته یا ناخواسته هژمونی نئولیبرالیسم است. این هژمونی، با القای این‌که مهار تورم تنها از رهگذر سیاست‌های پولی امکان‌پذیر است، چشم دولت را بر مسئله بنیادین ارز و مناسبات پیچیده قدرت و ثروت نهفته در آن می‌بندد. جالب اینکه همین شخص در جلسه هیئت عالی بانک مرکزی اصرار داشته که نرخ ارز باید آزاد باشد و دولت در آن دخالت نکند. راهبرد حقیقی مهار تورم در ایران، نه تکرار فرمول‌های فریدمنی، بلکه بازاندیشی در جایگاه اقتصاد ملی در ساختار جهانی است. این بازاندیشی بر سه محور استوار است: 1- بازگرداندن ارزش پول ملی به جایگاه حقیقی‌اش، به‌مثابه نماد استقلال و اقتدار اقتصادی. 2- رهایی تدریجی از دلاریزه شدن قیمت‌ها و کاستن از سلطه دلار بر مبادلات داخلی. 3- بازتعریف تورم به‌عنوان پدیده‌ای سیاسی–ساختاری که ریشه در روابط قدرت جهانی دارد، نه صرفاً یک پدیده پولی. مسئله اصلی، فراتر از تورم و پرسشی فلسفی است: آیا اقتصاد را باید همچون یک سامانه بسته ریاضی تصور کرد که صرفاً با پارامتر پول اداره می‌شود، یا آن را باید به مثابه یک زیست‌بوم سیاسی-اجتماعی فهم کرد که در تار و پود آن، قدرت، فرهنگ و مناسبات جهانی تنیده است؟ انتخاب هرکدام از این دو افق، مسیر آینده اقتصاد ایران را رقم می‌زند. تا امروز، سیاستگذاری اقتصادی در ایران بیشتر اسیر نگاه ریاضی–فنی منبعث از «علم اقتصاد متعارف»، و به همین دلیل از حل مسائل اقتصادی ناتوان بوده است. موریس داب به درستی می‌گوید علم اقتصاد به هنجارها و اهداف کاری ندارد و تنها به ساخت الگوهایی برای انطباق مناسب منابع کمیاب با اهداف معین توجه دارد. ایزابلا وبر اضافه می‌کند که از منظر این تعریف، علم اقتصاد ارزش چندانی برای حل مشکلات در حوزه سیاست اقتصادی ندارد. دکتر سید علی مدنی زاده مقصر نیست. اتفاقا جوانی مومن و انقلابی هم هست و می‌خواهد درسی که در مکتب شیکاگو آموخته را پیاده‌سازی کرده و به زعم خویش به کشورش خدمت کند. ریشه مشکل، در نظم سیاسی معیوب کشور است که یک تحصیل‌کرده «علم اقتصاد» شیکاگویی را بر کرسی «سیاستگذاری اقتصادی» کشور می‌نشاند. مشکل اینجاست که صحنه‌گردانان سیاست در ایران از درک تفاوت علم اقتصاد و سیاست اقتصادی عاجزند... @syjebraily