🌸🌹🥀🍂🍁🌺☘🌿🍃🍂🍁🌺
#چالش_مزاحم
سلام به همه.
یهبار با خواهرم بیرون بودیم، نزدیکای ساعت ۷ هوا تاریک شده بود و منو اجیم هم گفتیم زود بریم خونه.
خلاصه توی راه داشتیم میومدیم که یه ماشینی جلومون وایساد و گفت:
برسونمتون...
منم داد زدم: برو ننتو برسون.😬😬🤣🤣
وای نگم براتون حالا خیابون خلوت😱😱😱 هیچ کسیم نبود.
یکم اینا دنبالمون اومدن. اجیم انقدر بهم فوش داد که نگم🤣🤣🤣
ولی خب خداروشکر اونا کاریمون نداشتند و رفتن🥲
درس عبرتی شد برام که دیگه جواب این مزاحمارو ندم😂💔
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•
🌸🌹🥀🍂🍁🌺☘🌿🍃🍂🍁🌺
#چالش_مزاحم
سلام به همه
۱۹سالمه ✋
یه خاطره یادم اومد
بابای من مربی باشگاهه
من اون موقع کلاس ۷بودم دوتایی رفته بودیم خونه مادربزرگم
بابام رفت پشت خونه که یکم باغ رو سروسامون بده
قبلشم به من گفت گوشیش زنگ زد بهشون چی بگم
خلاصه هر کی زنگ میزد جواب میدادم 🤓
تا این که یکی زنگ زد
تا الو می گفتم قطع می کرد تا ۵یا۶ بار این کارو میرد
بعد شروع کرد به اس ام اس دادن که عشقم . قلبم . زندگیم و....
داشتم سکته میکردم که این کیه ؟؟
با کلی استرس اول به عمم که اون جا بود گفتم
بهم آب قند داد 😅
بعد گوشی رو بردم دادم به بابام بهش گفتم چی شده
بعد اون موقع طرح شارژ اومده بود برای همراه اولی ها فقطم میتونستی به همراه اول زنگ بزنی . ایرانسل رو نمیگرفت
پسره همچنان اس ام اس میداد منم هی از خجالت و ترس آب میشدم (حکایت آش نخورده و دهن سوختس)
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•