#سوال
سلام،من یه پسر خواهر دارم که زبانزد فامیل بود توی همه چیز بهترین دانشگاه با بهترین رتبه قبول شد وخیلی احترام خانواده رو داشت ولی از ترم دوم سوم دانشگاه اخلاقش عوض شده وکلا تبدیل شده به یک آدم بسیار عصبی که بامادرش و خانواده مادری بد شده بدون اینکه هیچ اتفاقی افتاده باشه فوحش میده و حتی میزنه مادرش رو الان دوساله هر روزم داره بدتر میشه هیچ دوستی نداره و دائم با گوشی آهنگ گوش میده میگه صدا میشنوم سایه میبینم چیکار کنیم کمک کنید خواهرم میخاد ترک کنه خونش رو بخاطر پسرش😔
👈ارسال مشکلات و راز دل شما و تجربیات شما👇🥀
@mahya_26
@raz_del💞
#سوال
سلام من ۲۲سالمه ویه پسردارم نزدیک ۷ساله ازدواج کردیم باشوهرم ومن یه مشکلی دارم خواهش میکنم کمکم کنیدمن یه دختراحساسی هستم شوهرمن ۴ ۵ ماهه که یکم اخلاقش عوض شده همش سرش توی گوشی ومدام پیام هاشوحذف میکنه خونه میادشوهرمن کارش یه جوری صبح میره شب میادعصری میادمشخص نمیکنه یه سری حرف هامیزنه که خیلی نگرانم میکنه مدام دعوامون میشه من میگم خب به کی اس میدی نمیگه مااولش خیلی زندگی خوبی داشتم بااحترام ولی چندوقتی بدجوری داغونم زیادم نمیخوام بهش بگم اگه چیزی ام نباشه روش به روم بازبشه بگه آره هرکاری دلم بخوادمیکنه یه دفعه من تواسی که داده بودخوندم که به عروس عموش اس داده بودوچیزی نبودبعدمن میگفتم بهم نشون بده میرفتم سمت گوشیش ازمن پنهون میکردمیگفت برواونورزشته میگفت اون به من یه رازی گفته بخاطره اون من نمیگم تاوقتی من نفهمیده بودم به کی اس میده به من نمیگفت من به کی اس میدم بعدش من باهش یه دعوایی خیلی بزرگ کردم وگفتم من میرم واقعادیگه طاقت ندارم اونم قسم مزخوردمیگفت به پیرپیغمربین منواون چیزی نیست امامن باورنمیکردم ولی بعداون گوشیش چک میکنم اس نمیده ولی بازم خیلی نگرانم خواهش میکنم راهنماییم کنیدخیلی نگران زندگیمم مرسی ازاردبیل هستم
👈ارسال مشکلات و راز دل شما و تجربیات شما👇🥀
@mahya_26
@raz_del💞
#وابستگی_به_همسر
یکی از ویژگی هایی که باعث میشه بین همسرها سردی ایجاد بشه وابستگی بیش از حد و دایمیه!
• اینکه برای هر کاری فارغ از نظر خودتون فقط دنبال نظر و تایید همسرتون باشین.
• اینکه هر وقت حالتون بده راه رهایی اش رو فقط همسرتون بدونید و ازش انتظار داشته باشین درمان همه دردهای روحی و جسمی شما باشه.
• اینکه دایما نق نق کنید همه اینها از شما یه همسر وابسته و غیر جذاب میسازه با این رفتارها خدای نکرده منتظر روزی باشین کا همسرتون برای دور شدن ازتون لحظه شماری کنه !!!
حواسمون باشه یاد بگیریم رو پای خودمون واستیم، اعتماد به نفس داشته باشیم
در عین محبت استقلال هر فرد توی زندگی باید حفظ بشه
هر چی آقامون بگه و هر چی خانومم بگه مال دوران شیرین نامزدیست!!!!
این طور زندگی کردن به مرور خسته و دلزدتون میکنه ؛ با واقعیت و قاطعیت زندگی کنیم.
@raz_del💞
🎀سیاست های زنانه🎀👠
#سیاست_های_دوران_نامزدی
❌ انقدر #بی_توقع نباش ...
توي دوران #عقد یا #نامزدی پایه و بنای خیلی از رفتارها توی زندگی مشترکتون بنا میشه
پس خیلی مهمه که چه جوری رفتار کنین و این #اهمیت در همه ی زمینه ها وجود داره
👈🏻 یکی از این زمینه هايی که خیلی اهمیت داره اینه که در حد وسع #نامزدتون ( تاکید ميکنم در حد وسعش) بذارین براتون #خرج کنه
🔵زیادی کم #توقع نباشین لطفا. مثلا اگر میگه بیا بریم فلان رستوران #جوجه کباب بخوریم صد دفعه تو ذهنتون دو دو تا چهار تا نکنین که اونجا گرونه و فلان و بهمان. اجازه بدین که فعلا که #عقدین یا نامزدین براتون #خرج کنه تا یاد بگیره که زن و زندگی خرج دارن و یاد بگیره که براتون خرج کنه
⚠️ اگر دائما بگین نميخوام ناخودآگاه توی زندگی هم ھمش #انتظار دارہ که ازش چيزی نخواین و اگه یه روزی ازش بخواین از تون #طلبکار میشه که چرا انقدر پرتوقعی؟!!!! پس حواستون باشه.
@raz_del💞
#ارسالی_اعضا
☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃
سلام خوشگلهای زخم خورده از آرایشگرهای پر ادعا
منم با شما همدردم سال ۸۸ برای عروسیم رفته بودم و آرایشگاه رزرو کرده بودم که بعدش برادرشوهر بزرگم دستورداد که باید بری پیش جاری جونت آرایشگاه منم جاری آخر و ششمین عروس خانواده بودم و به اجبار قبول کردم ورفتم زیر دستش رسیدم آرایشگاه با شنلگ های نازک موهاموبست منم نمیدونستم چکارمیکنه وچیزی نگفتم وبعدش خوابیدم آرایشم کرد وبعد پاشدم شلنگ ها رو باز کرد و گفت اماده ای من دیدم گفتم موهام همینجور میمونه گفت اره گفتم من موی فر دوست ندارم آخه خودم درشت هستم باعث شده بود درشت تر جلوه کنم وخلاصه خیلی داغون بودم آخرش هم همونجور امدم خونه آخه شوهرم پشت در منتظرم بود از آرایشگره قبلی هم خیلی بیشتر هزینه گرفت و شیرینی عروسی هم گرفت از شوهرم ومن هم بعداز گذشت خیلی سال هنوز حرص میخورم از اینکه عروس اولش بودم
منم دختر بهار
#ارسالی_اعضا
☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃☀️🍃
سلام دوستان چالش آرایش...من برا عروسیم رفتم دم یه آرایشگاهی گریم تخصصی بشم رفتم و خانومه کلی تعریف کرد و فلان فلان کلی هم پول ازم گرفت الکی گفت یه عروس دیگه ام دارم همزمان با تو...منم فکر کردم کارش خوبه...وقتی شروع کرد حتی کرم نداشت ته قلماش میکرد تو جلد تا کرم تا دربیاره ...بعدم افتضاح سیاهم کرد وخلاصه زشت...بعد موهامو داشت یه مدل من درآوردی میزد گفت نمیخام اینو یه چند تا بوکله ساده بزن همونم درست انجام داد ...پول گرفت ولی وجدان کاری نداشت ...دروغگو کلاهبردار...ظاهر آرایشگاهش خوب بود فقط...خودش کلاش وزبان باز...سال ۹۱...۵۰۰ تومن از من گرفت هیچ وقت حلالش نکردم
#ارسالی_اعضا
سلام اگر میشه مشکل منم بزارید
(لطفا کامل بخونید🙏🏻🙏🏻🙏🏻)
من 15 سالمه و از بچگی یادم میاد ک پدرمادرم باهم مشکل داشتن ینی مثلا 3.4 روز خوب بودن دوباره دعوا. در حدی که من ازهمون سه سالگیم چون بچه عاقلی بودم و همه چی رو متوجه میشدم یادمه که وقتی مامان بابام میرفتن تو اتاقشون و درو میبستن استرس میگرفتم که نکنه دعواشون بشه چون اکثر مواقع اینطوری بود و اگه میومدن بیرون و عادی بودن انقد خوشحال میشدم.
اما همیشه یه احساس نا آرومی داشتم درصورتی مامان بابام خیلی بامن مهربون بودن و الانم دیگه کارشون داره ب جدایی میکشه و الان نزدیک دوماهه ما خونه مامانِ مامانم هستیم و من اصلا بابامو ندیدم چون اون باهام سرد شده! خیلی دلم میگیره قبلا حداقل رابطه پدرودختری خوبی داشتیم و مامانمم همش اعصابش خرابه و بامن بدرفتاری می کنه
این اتفاقات تو روحیه ام خیلی تاثیر گذاشته و منی ک همیشه شاگرد اول بودم درسام افتضاح شده و از زندگی ناامیدم لطفا بگید چیکار کنم یکم آروم شم درضمن قران و ذکر و اینا هم خیلی میگم ولی تاثیر نداسته
#ارسالی_اعضا
سلام خیلی ممنون ازکانال خوبتون🌹
من عید قرار خواستگاریم و نامزدیم هست.ولی خیلی لاغر شدم خواهشی ک دارم لطف میکنید اگر بگید راه حلی دارین تا توپر بشه بدنم حد نسبی بدنم باید ۶۰ کیلو بشم ولی من ۴۰ هستم😢بیست کیلو تو این زمان کم ممکن نیست میدونم ولی اگر راه حلی دارین ب مرور و بدون عوارض باشه خیلی ممنون میشم بگین .❤️🌹
#ارسالی_اعضا
سلام من هم زخم خورده ارایشگر هستم ۱۴ سال پیش تصمیم گرفتم برای عروسی داییم موهامو رنگ و مش بزنم از ساعت ۱۰ صبح تا ۹ شب ارایشگر هی میخواست موهامو بی رنگ کنه و نمیشه و کل پوست سرم ریخت درحدی که نمیتونستم بخوابم سرم زخم بود و خون میومد جالب رنگش هم نکرد چون پوست سرم داغون شده بود و موهام و تا یک ماه اصلا شونه نمیتونستم بزنم و حتی عروسی هم نشد رنساژ بزنم چون دو روز بعد عروسی بود و پوست سرم داغون فقط گریه میکردم حمام زیر دوش فقط جیغ میکشیدم و مجبور شدم تو عروسی یه کلاه گیس بخرم بزارم که همه مسخرم میکردن چون موهام بلندو لخته اما بعد اون جریان موهامو کامل پورد شد مجبور شدمو موهامو پسرونه کوتاه کنم و جالبتر از همه شوهرم وقتی موهامو اینجور دید رفت دم در سالنش اینقدر دادو بیداد کرد بهش گفته بود شوهرت راضی میشه کسی با موهات این کارو بکنه 😒و بعد این جریان دیگه رنگ رو سرم نزاشتم😂😂
#سوال
سلام من 18سالمه با پسری دررابطه هستم ک داخل اینستا بطور متفاوت اشناشدیم که پسر خوبیه دوستم داره اما تنها مشکل من اینه ک گذشته ای ک داشتمو میدونه ترسم از اینه ک در اینده بروم بیارش وگرنه خودش میگه مشکلی ندارمو گذشته هر ادمی بخودش مربوطه و اینکه واقعا نمیدونم چیکار کنم خودش ک میگه میتونیم شرایط اشناییمونو دیدن همدیگه تو خیابون به خونوادمون بگیم یا چیزایه دیگه خونواده پسره از رابطمون خبردارن اما خونواده من نه لطفا اگه میشه کمکم کنید
🌸🌹🥀🍂🍁🌺☘🌿🍃🍂🍁🌺
#چالش_مزاحم
سلام به همه.
یهبار با خواهرم بیرون بودیم، نزدیکای ساعت ۷ هوا تاریک شده بود و منو اجیم هم گفتیم زود بریم خونه.
خلاصه توی راه داشتیم میومدیم که یه ماشینی جلومون وایساد و گفت:
برسونمتون...
منم داد زدم: برو ننتو برسون.😬😬🤣🤣
وای نگم براتون حالا خیابون خلوت😱😱😱 هیچ کسیم نبود.
یکم اینا دنبالمون اومدن. اجیم انقدر بهم فوش داد که نگم🤣🤣🤣
ولی خب خداروشکر اونا کاریمون نداشتند و رفتن🥲
درس عبرتی شد برام که دیگه جواب این مزاحمارو ندم😂💔
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•
🌸🌹🥀🍂🍁🌺☘🌿🍃🍂🍁🌺
#چالش_مزاحم
سلام به همه
۱۹سالمه ✋
یه خاطره یادم اومد
بابای من مربی باشگاهه
من اون موقع کلاس ۷بودم دوتایی رفته بودیم خونه مادربزرگم
بابام رفت پشت خونه که یکم باغ رو سروسامون بده
قبلشم به من گفت گوشیش زنگ زد بهشون چی بگم
خلاصه هر کی زنگ میزد جواب میدادم 🤓
تا این که یکی زنگ زد
تا الو می گفتم قطع می کرد تا ۵یا۶ بار این کارو میرد
بعد شروع کرد به اس ام اس دادن که عشقم . قلبم . زندگیم و....
داشتم سکته میکردم که این کیه ؟؟
با کلی استرس اول به عمم که اون جا بود گفتم
بهم آب قند داد 😅
بعد گوشی رو بردم دادم به بابام بهش گفتم چی شده
بعد اون موقع طرح شارژ اومده بود برای همراه اولی ها فقطم میتونستی به همراه اول زنگ بزنی . ایرانسل رو نمیگرفت
پسره همچنان اس ام اس میداد منم هی از خجالت و ترس آب میشدم (حکایت آش نخورده و دهن سوختس)
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•