رازِدِل 🫂
#ارسالی_اعضا 💐 سلام وقتتون به خیر لطفا پیام منو هم بزارید در کانال دخترِمن از اول چادری بود و ب
ادامه...
خواهش میکنم ازتون مثه من اشتباه نکنید و بچه هاتونو از دین و ایمان و حجاب زده نکنید چون بعدن هیچ جوره درست نمیشه
با این کار ها فقط برای بچه ها حسرت و عُقده درست میکنید و اون ها وقتی چشم شما رو دور ببینن هرررکاری ممکنه انجام بدن فقط به خاطر اون محدودیت های بیش از حدی که ما واسشون درست کردیم
چونکه ما همیشه و در هرجا کنارشون نیستیم که مواظب شون باشیم
حتی ممکنه اون ها از ما فراری بشن و آرامشی که قراره کنار والدین حسش کنن رو با یک غریبه حسکنن
اون وقت هر اتفاقی هم که بیفته مقصرش خودمون هستیم .....😔😔😔😔😔
حتی با این کار ها اَزمون متنفر میشن
چون هیچ کس دوست نداره که مجبور به انجام کاریش کنن و قدرت اختیار رو ازش بگیرن ....
من همیشه نگران حرف مردم بودم
اما نباید توجه میکردم و الان که فکر میکنم میبینم خیلی کار اشتباهی کردم و سلامتی دخترم و خوشحالیش از هرچیز دیگه ای باید برام مهمتر می بود ....
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
رازِدِل 🫂
. چند قدم عقب رفتم... رامین جلو اومد و دستش و سمتم دراز کرد و گفت من دوستت دارم.❤️ با صدایی که وحشت
.
با چشمهایی که خیس از اشک بود با صدایی که به زور شنیده میشد گفتم خواهش میکنم..🙏🥺
اینبار محکم با لگد زد تو پهلوم از درد ناله ام درومد، جلو اومد و گفت یه بار دیگه بیشتر نمیگم لباسات و درار!!
در حالیکه مثل ابر بهار اشک میریختم شروع کردم، رامین لبخند چندش آوری زد و گفت چقد دیدنی هستی، خوش قیافه عالی هستی.😈
جلو اومد و در حالیکه من عقب عقب میرفتم نگاه هوس انگیزش و روی بدنم انداخت و با هر قدمش چند قدم عقب میرفتم..!
دستش و سمتم دراز کرد و همینکه خواست بغلم بگیره یه دفعه از پشت به ضرب خوردم به چیزی..
صدای سامان تو گوشم پیچید : حرومزاده بی همههه چیز.!!
با چشمهای گشاد شده برگشتم و دیدم تو بغل سامانم باورم نمیشد سامان اینجا بود چیزی که به ضرب خورده بودم بهش آغوش سامان بود.!🤦♀
سامان تو یه حرکت منو زد کنار و حمله کرد سمت رامین، شوکه شده بودم سامان و رامین با هم درگیر شده بودن و داشتن همدیگه رو به قصد کشت میزدن !!
تو یه لحظه رامین افتاد روی سامان و دستاش و گذاشته بود روی گلوی سامان و داشت خفه اش میکرد 😱🥶
سامان هر لحظه داشت کبود و کبود تر میشد جلوی چشمام سامان و داشت میکشت.
چشمم افتاد به چاقویی که تا چند دقیقه پیش گذاشته بود زیر گلوی من.🔪
تو یه لحظه چاقو رو از رو میز برداشتم و با تمام قدرت از پشت سر کوبیدم تو کمرش صدای فریاد رامین بلند شد و افتاد روی زمین.😰🤧
سریع رفتم کمک سامان و کمکش کردم تا از روی زمین بلند شه ،
به سختی نفس میکشید !!
دستش و گرفتم و گفتم پاشو باید بریم.،
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پنج شنبه است و ياد درگذشتگان😔
پنجشنبه ها
دل تنگ تَرَم😔
غصه ام سنگین تر است😔
و بغضم شکننده تر
حرفای کمتری برای گفتن دارم
و اشک های بیشتری برای ریختن😢
شادی روح درگذشتگان، فاتحه و صلوات🙏🌼
🌸❤️🌸❤️🌸❤️
🔴 "دیدی گفتــم" ممـــنوع!
💠 وقتی همسرتان اشتباه میکند بلافاصله به او نگویید: دیدی گفتم؟ اگر از اشتباه كردن در حضور شما هراس داشته باشد شک نكنيد به تدريج از شما دورتر می شود و به مرور، احساس آرامش و لذتِ با شما بودن برایش کمرنگ میشود.
💠 این هراس، زمینهی از بین رفتن اقتدار و اعتماد بهنفس همسر، مخفیکاری، دروغگویی و کم شدن ارتباط کلامی او با شما شده و به مرور باعث اختلاف و ســرد شدن رابطهتان خواهـــد شـــد.
💠 تغافل و یا توجیه خطای همسر در نزد دیگران، هم زمینهی اصلاح همسرتان را فراهم میکند و هم شما را در نزد او محبوب میسازد.
💠 درخطاهای بزرگ و ریشهدار که از همسرتان سر میزند اگر استمرار پیدا کرد حتماً با مشاور در میان بگذارید.
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوتی 😁
ما مشهد زندگی میکنیم بعد امروز صبح جاتون خالی با اجی جون رفتم حرم❤️❤️😊
از اون جایی که بنده خیلی کشاف هستم دلم میخواد همه جا رو ببینم 😜😜😜
تو زیر زمین حرم داشتم میگشتم یه دفه یه جایی رو دیدم
با خودم گفتم من این همه اومدم چرا این ندیدم
پاشدم رفتم 😒😒😂😂😂😂😂
همون اول یه خادمه رسید بهم گفت اینجا مراسم دارین گفتم نه
گفت پس واسه چی اینجایین؟
گفتم اومدم کشف کنم 😳
خندید گفت اینجا سالن جووناست واسه عقد 🤣🤣🤣🤣اخه منم جوونم اینو گفت خجالت کشیدم
یکی نیست به من بگه اخه بتوچه که اونجا چی داره مگه فضولی 😅😅😅😅
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
رازِدِل 🫂
. با چشمهایی که خیس از اشک بود با صدایی که به زور شنیده میشد گفتم خواهش میکنم..🙏🥺 اینبار محکم با ل
.
سامان اشاره ای به بدنم که نیمه برهنه بودم کرد و گفت لباسات و اول بپوش.!!
تند تند لباسام و پوشیدم و گفتم پاشو بریم.!
نگاه رامین کردم که غرق خون افتاده بود کف زمین و داشت جون میداد.😰🥶
خیلی ترسیده بودم با وحشت رو به سامان گفتم بیا بریم دیگه.!
سامان گفت : این و ول کنیم میمیره.،
_خب بمیره همین الان داشت تو رو میکشت.!
دست سامان و گرفتم و با عجله از خونه زدیم بیرون، سوار ماشین شدیم و به سرعت دور شدیم.،
تمام بدنم میلرزید همه چیز مثل یه کابوس بود یک لحظه رامین از جلوی چشمام کنار نمیرفت ، باورم نمیشد این من بودم که رامین و با چاقو زده بودم حتما میمرد.🤦♀
ولی چاره ای نداشتم داشت سامان و خفه میکرد اگه من رامین و نزده بودم الان سامان مرده بود.!
جفتمون شوکه شده بودیم و کلمه ای حرف
نمیزدیم.😣🤭
سامان یه کم جلوتر نگه داشت و با عصبانیت گفت تو اونجا که غلطی میکردی؟؟!
سکوت کرده بودم نمیدونستم چه جوابی باید بدم.
دوباره داد زد : با توام میگم خونه اون بیشرف چه غلطی میکردی؟؟اون کی بود؟؟قبلا باهاش دوست بودی آره؟!😠😤
با بغض گفتم : نه اینطوری نیست من آدم عوضی نیستم.!
یه دفعه یه سیلی زد تو صورتم که برق از سرم پرید..
با چشمهای گشاد شده در حالیکه اصلا انتظار همچین عکس العملی و از سامان نداشتم نگاهش کردم.!!
سامان با عصبانیت گفت جلوی چشمای خودم دیدم لخت شده بودی و میخواستی..
خیلی بیشرفی آیدا خیلییییی چرا اینکار و کردی با من؟؟🤨☹️
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوال 🤔
#درخواست_راهنمایی 🍀🌹
سلام خسته نباشید من پسر خواهر شوهرم نمیتونه کامل حرف بزنه امسال میره پیش دبستانی، ولی اونجا خیلی ساکته اصلن با کسی حرفی نمیزنه یا دست دوستاش رو نمیگیره که با هم بازی کنن با پسر همسایمون میرن ولی بیرون خیلی کم حرف و ساکته اصلن صداش در نمیاد
ولی خونه پوستمون رو میکنه انقد که شلوغ میکنه خواهر شوهرم دکتر هم میبرتش تا حدودی خوب شده شما دوستان راهکاری سراغ دارین خیلی ممنون میشم کمکم کنید ❤️🌺
جهت ارسال پاسخ و کمک کردن به دوستمون و هر سوالی که داشتین به آیدی ادمین محترم پیام بدید🌹❤️✨👌@kosar_98_z
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
برای اینکه عصبانیت تان را بدون سرزنش و توهین به طرف مقابل به زبان بیاورید از کلمه «من» استفاده کنید.
به جای اینکه بگویید:
«تو اعصاب من رو داغون می کنی! تو عذابم میدهی! درکم نمی کنی! تو نمی فهمی! تو همه چیز را تحمیل می کنی و…»
بگویید: «من عصبانی هستم! حال من خوب نیست! من نمی توانم این تصمیم را قبول کنم! برای من سخت است با این مساله کنار بیایم.»
در این صورت آتش جنگ را شعله ور نکرده اید و بدون تخریب و سرزنش طرف مقابل حرف خودتان و حتی حرف آخر را زده اید
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوتی 😁
من همیشه زنگ میزدم ۱۱۸ البته شبا زنگ میزدم ک فقط آقایون باشن
همیشه زنگ میزدمو کلی هم مسخره بازی درمیاورمم چون شمارم نمینداخت
بعد یه مدت مثل اینکه یه دستگاهی وصل کردن شماره آدما هم میوفتاد براشون
یه شب زنگ زدم گفتم شماره میرزا کوچک خان جنگلیو میخوام گفت باشه الان بهت میدم بعد یهو شماره خودمو گفت😐😐 من تو اون لحظه😓😓 اینجوری شدمم و ب غلط کردن افتادم اونم بهم گفت دیگه حواست باشه مزاحمت ایجاد نکنی منم گفتم چشمم😣😣😣 و اون آخرین مزاحمت من بود
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
🔴 #به_مردان_اندرز_ندهید
💠مردان دوست دارند که #مشکلات را به تنهایی حل کنند.
💠 اگر مشکلی را #مخفی میکنند یعنی #مایل هستند به تنهایی موضوع را حل کنند و خود را برای حل آن #قادر میدانند.
💠 پس کتمان برخی مشکلات یا مسائل توسط آنها نشانه #بیاعتمادی به شما نیست.
💠 آنها در صورت لزوم با شما در میان میگذارند. وظیفه شما خانمها این است که بعد از مطلع شدن، مرد را #نصیحت نکنید و حتی احساس درونی او را #تایید نمایید. مثلا بگویید: من مطمئنم که قادر هستی این مشکل را حل کنی!
💠 با #روانشناسی یکدیگر و آگاهی از تفاوتهای روحی و شخصیتی یکدیگر، مانع ایجاد بگو مگو و #مشاجرات لفظی شویم!
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
رازِدِل 🫂
#سوال 🤔 #درخواست_راهنمایی 🍀🌹 سلام مهربونا واقعا ممنونم ازتون❤️ سوال من اینه من دخترم پنج سالشه ا
#پاسخ_اعضا
سلام خدمت همه عزیزای گروه😘😘
خانومی که گفتن بچشون، غش میکنه و دکتر هم بردن چیزی نگفته. پسر برادر شوهر منم دقیقا همینجور بود موقع بازی هم تا داداش بزرگه بهش دست میزد یا دعواشون میشد از حال میرفت بردنش پیش یه دعا نویس براش دعا نوشت و گفت که بسم الله رو شکسته بنویس ب س م ا ل ل ه ا ر ح م ا ن ا ل ر ح ی م و بزار زیر بالشش، خیلی تاثیر داره نتیجه گرفتین حتما حتما برام دعا کن!
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛