(هر روز یک داستان زندگی پیامبران علیه السلام از آدم تا خاتم)
#قصه_دویست_و_بیست_و_نهم
💢 خشم یهود و آتش زدن مردم نجران
هنوز مرد نجرانی سخن خود را تمام نکرده بود که غضب وجود ذونواس را فرا گرفت و سپس
سوگند یاد کرد که شمشیر خود را غلاف نسازد و غضب خود را فرو ننشاند، تا اینکه مردم نجران
را به آتش قهر خود بسوزاند، مگر آنکه دوباره به دین یهود باز گردند.
ذونواس با گروهی از هواداران خود و با لشگری عظیم صنعا را به قصد نجران ترک کرد و چون به
نجران رسید شهر را به محاصره در آورد. اما او قبل از حمله، بزرگان و صاحب نظران نجران را فراخواند و گفت؛ قبل از آنکه شما را مورد حمله قرار دهم از روی لطف و کرم خود، فرصتی به شما
می دهم تا دوباره به آیین یهود برگردید، در غیر این صورت شما را به تیغ عذاب و آتش انتقام
گرفتار می سازم پس یا یهودیت را انتخاب کنید یا سوختن در آتش را.
مردم نجران گفتند؛ نصرانیت دینی است که با جان ما آمیخته و در تار و پود وجود ما نفوذ کرده
است. ما دست از آن برنداشته و از آن سرپیچی نمی کنیم و هرچه می خواهی انجام بده و در
نهایت مسیحیان آتش را برگزیدند.
آنگاه به فرمان ذونواس حفره هایی در زمین ایجاد کردند و دور تا دورش را هیزم های بسیار
گذاشتند و مسیحیان را داخل آن گودال ها سوزاندند.
او حتی از پیرمردان زمین گیر و پیرزنان خمیده و اطفال شیرخوار نیز چشم نپوشید و همه را در
کام آتش افکند. تعداد کشته شدگان در آن روز بیست هزار نفر بود.(۱)
[مرگ بر آدم سوزان خندق، همان آتش مایه دار و انبوه، آنگاه که آنان بالای آن خندق به تماشا
نشسته بودند و خود بر آنچه بر سر مؤمنان می آوردند، گواه بودند و بر آنان عیبی نگرفته بودند.
جز اینکه به خدای ارجمند ستوده ایمان آورده بودند].(۲)
(۱)تفسیر نورالثقلین، ج 5 ،ص 544؛ سیرة ابن هشام، ج 1 ،ص .37
(۲)سوره بروج، 8 - 4.
💢جرجیس پیامبر مأمور هدایت مردم
بعد این اتفاق خداوند پیامبری از مردم حبشه را برای راهنمایی مجوسیان مبعوث گردانید، اما باز
هم او را تکذیب کردند و میان گودالی از آتش شعله ور سوزاندند و هرکس را از او پیروی می
کرد. او را هم در آتش می سوزاندند.
در زمان مجوسیان پیامبران زیادی برای راهنمایی آنان آمد، اما هر بار او را به دلیلی به قتل می
رساندند.
تا اینکه خداوند جرجیس را که اصالتا از مردم روم بود و در فلسطین زندگی می کرد، برای
هدایت مجوسیان مأمور ساخت تا حکمرانان را به یکتا پرستی دعوت کند. اما پادشاه ستمگر
دستور داد تا بر بدنش با تیغه ای دندانه دار بکوبند. آنگاه جسم غرق به خون او را داخل ظرفی از
سرکه بیاندازند. بعد از آن پارچه ای زبر بر زخم های او کشیدند و در آخر او را با تکه آهن های
داغ شده سوزاندند.
با این حال خداوند جرجیس را در برابر مرگ مقاوم کرد و بار دیگر حکمران دستور داد تا میخ هایی
را بر رانها و زانوان او بکوبند.
( داستان پیامبران، اکبری، ص 268.)
🎁انتشار مطالب جهت نشر معارف و شادی روح امام حسین ع و شهدا برای اعضای کانال مجاز میباشد!
@raz_quran
•┈••✾🍃🦋🍃✾••┈•