eitaa logo
شعر مذهبی رضیع الحسین
9.8هزار دنبال‌کننده
744 عکس
7 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
از نور جمال توست نور مهدی میلاد تو عید پر سرور مهدی بردار تو دست بر دعا یازهرا تعجیل شود روز ظهور مهدی @raziolhossein
دردا که سوخت آتش دل، جسم و جان من برخاست دود غم، دگر از دودمان من شد آشیانه‌ام قفس تنگ این جهان جغدی در این قفس شده هم‌آشیان من کامم که خود ز غصّهٔ ایام تلخ بود شد تلخ‌تر ز همسر نامهربان من هرکس به آب رفع عطش می‌کند، ولی یک جرعه آب، ریخته آتش به جان من... زهر جفا ز لالهٔ رویم ربوده رنگ با خطِّ سبز آمده حکم خزان من بس ناروا شنیده‌ام و صبر کرده‌ام دردا که سخت بوده بسی امتحان من آری یتیم می‌شود امروز قاسمم گرید به نور دیدهٔ من دیدگان من در کربلا به جای من او را قبول کن مشکن حسین من، دل این نوجوان من زهرا کجاست تا که در آغوش گرم او آسان بر آید از تن مجروح، جان من :: تا بر زبان برد مگر از لطف، نام ما یک عمر «یا حسن» شده ورد زبان من صد ره مرا ز عشرت فردوس خوشتر است یک‌بار اگر که یار بگوید «حسان» من @raziolhossein
عرش برين است ، آستان محمّد  حضرت جبريل ، پاسبان محمّد تاج شرافت ، ز فرق اوست مزّين تخت جلال است ، آستان محمّد  انس و ملك ، پاسدار و گوش به فرمان  تا چه شود صادر از لبان محمّد در دو جهان ، رحمت خدای ، رسول است خلق جهان ، ميهمان ، به خوان محمّد از رَهِ تكريم اوست ، در شب معراج گشته « يَدُالله » ميزبان محمّد نيّر اعظم ، علی ، كه نيست نظيرش نفس نبّی است و جسم و جان محمّد زهره‌ی زهرا ، كه هست عصمت كبری ماه فروزان آسمان محمّد تا كه نيازاردش اشعّه‌ی خورشيد  پرده‌ی ابر است ، سايبان محمّد رونق حُسنش ، جمال ماه شكسته  گل خجل از عطر بوستان محمّد  گرمی عشق است و آشتی به كلامش مهر كجا ، قلب مهربان محمّد ناز نبی را كشد خدای ، كه طاها  رنجه مبادا شود روان محمّد سوره‌ی « وَاْلعَصْرْ » و شرح آيت خسران  رمز نهانی است از زمان محمّد  درك نكردند چونكه اوج كمالش  اكثر اصحاب و پيروان محمّد هر چه ورق مي زنيم دفتر عمرش حسرت و رنج است ، داستان محمّد سوختن و ساختن به مكر « ابوبكر »  سخت ترين بخش امتحان محمّد همچون « عمر » داشتن مصاحب جاهل رنج و عذاب و غم نهان محمّد « عايشه » يا رب چه ها بحقّ نبي كرد  آنكه نمك خورده بود و نان محمّد « هيچ نبي مثل من نديده اذيّت »  آه ، ازين آتشين بيان محمّد  ناله‌ی زهرا ، ميان آن در و ديوار  بوده همآهنگ با فغان محمّد كي شود آن دم ( حسان ) كه حضرت احمد خوانَدَم از لطف خود ، ( حسانِ ) محمّد @raziolhossein
. از نور جمال توست نور مهدی میلاد تو عید پر سرور مهدی بردار تو دست بر دعا یازهرا تعجیل شود روز ظهور مهدی @raziolhossein
دردا که سوخت آتش دل، جسم و جان من برخاست دود غم، دگر از دودمان من شد آشیانه‌ام قفس تنگ این جهان جغدی در این قفس شده هم‌آشیان من کامم که خود ز غصّهٔ ایام تلخ بود شد تلخ‌تر ز همسر نامهربان من هرکس به آب رفع عطش می‌کند، ولی یک جرعه آب، ریخته آتش به جان من... زهر جفا ز لالهٔ رویم ربوده رنگ با خطِّ سبز آمده حکم خزان من بس ناروا شنیده‌ام و صبر کرده‌ام دردا که سخت بوده بسی امتحان من آری یتیم می‌شود امروز قاسمم گرید به نور دیدهٔ من دیدگان من در کربلا به جای من او را قبول کن مشکن حسین من، دل این نوجوان من زهرا کجاست تا که در آغوش گرم او آسان بر آید از تن مجروح، جان من :: تا بر زبان برد مگر از لطف، نام ما یک عمر «یا حسن» شده ورد زبان من صد ره مرا ز عشرت فردوس خوشتر است یک‌بار اگر که یار بگوید «حسان» من @raziolhossein