آره خب، من به همهچی بیش از حَد فکرمیکنم. چشمهام چیزایی رو میبینن که بیشتر آدما خیلی راحت از کنارشون رد میشن. همیشه تمام تلاشمو میکنم که کسی ازم ناراحت نشه. و خیلی بیشتر از اون چیزی که باید، به آدما اهمیت میدم.
دیالوگهای ماندگار از ۰۵/۳/۲۷:
بریمآشپزخونه/وایاداهاشدارهمیادجلوچشمَم😂/چقدگرمههه/لوبیایسروتَهزده/فقطدورهیخودمون/نکبتِشماره۲/استامبولیولوبیاپلودچاربحرانِهویتشدن/چشمامدارننابودمیشن/جانم؟/بریمپایینخوراکیبخوریم/بزاراَدتکنمتوچنل/آفرینکارِخوبیکردی/سینهزنیامونخیلیبینظمشده/بهحاجعلیگفتنبرگردیدبهتنظیماتِکارخونه/شماحسِشمالتونمیاد؟/باراولمهپیازخوردمیکنم/اینااینجاموندگارن/میشهانرژیزاتونوبخورم؟/چونخیلیمنودوستداریداجازهمیدیدبمونم./اگهخوبشدمچیی/منمازاینوضعیتراضینیستم/چشمِشیطونکور،گوشِجنکَر😂/ببینیدددمابهدرددمیخوریم/واقعنمذوقداره/بهمننگانکندیگه/ممنونازامامحسین.
از من فاصله بگیر! هربار که به من نزدیک میشی باورمیکنم که هنوزهم میشه زندگی رو دوستداشت.
از من فاصله بگیر.. من خستهم از این امیدهای کوتاه، از این سرابهای رویایی..