دوستم ندارد؟
سرم را که به سینهاش فشرد، قلبش آنچنان تُند میتپید که انتظار داشتم بهجای لبهایش، قلبش سینه را چاک دهد و سخت مرا ببوسد. آنقدر سخت که برای زنده ماندن، من نفس کمبیاورم و او نبض!
من الکی نمیرم رو سکوت. الکی نیست وقتی جواب پیاماتو کوتاه میدم. بیخودی لحنم سرد نمیشه. بیدلیل نیست اگه یواش بغلت میکنم/ دستتو میگیرم.. من با همین رفتارهای ریز نشون میدم که ناراحتم. و تو باید خیلی بلدَم باشی تا متوجهِ این بشی.
ریحام.
کی میدونه..؟ شاید ضریحتو دیگه ندیدم..
"در لجبازی میانِ دیدن و ندیدن، تماشا پیروز شد و من باز دیدمش.."