eitaa logo
ری‌حام.
52 دنبال‌کننده
195 عکس
2 ویدیو
0 فایل
☆/سکوتِ بلندِ باران؛ هم‌صحبتِ ستاره‌ها. پناهگاهِ راز های گُم‌شده: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_85vrskn&btn=.ری‌حام
مشاهده در ایتا
دانلود
ای وطن، خونِ تو از اَروَند می‌آید مگر..؟
_
تا مرا می‌نگرد قافیه را می‌بازم..*
مدرسه‌ی مُزخرف، برات متأسفم.. تو مانع برانگیخته‌شدنِ ذوق و خوشحالیِ من از بابتِ قرار داشتن در آستانه‌ی رسیدن پاییزِ‌عزیزم می‌شی.
بیمارِ کُهنه‌ ام.. به علاجم چو راه نیست؛ امشب به‌جای نسخه برایم کفن بپیچ.
متنفرم از دخالتِ دیگران توی کار و زندگیم. متنفر.
خیلی آدمِ "من چیزی نمی‌گم؛ خودت باید بفهمی ناراحتم" ای هستم.
هی شعرت می‌کنم، حفظت می‌کنم.
حالم را می‌پُرسی.. چیزی ندارم بگویم. منم و این کُنجِ‌رَنجی که برای خودم ساخته‌ام. تنهایی و این اُتاقِ تاریکی که در آن نفس‌هایم تنگ است. اصلاً گاهی حس می‌کنم در و دیوار می‌خواهند خفه‌ام کنند. اخیراً؛ چایی هایم هم حتی سرد می‌شوند. چندی‌ست که اصلاً حال و رَمَقی برای ادامه دادن ندارم.. کاری اگر می‌کنم صرفاً از سرِتکلیف است. حوصله‌ی سروکله زدن با آدم‌ها را ندارم. اما باریکهٔ‌ نوری که آرام و مُلایم به تاریکی های درونم می‌تابد را حس می‌کنم. شاید نامش اُمید است و آمده تا روشنی‌بخشِ زندگی ام باشد. به خاطرِ او هم که شده کمتر اشک می‌ریزم، بیشتر قهقهه می‌زنم، مُحکم‌تر لبخند می‌زنم..، سعی می‌کنم که زندگی کنم. محضِ خاطرِ او؛ که زندگی ام را روشن کرده. کوچک‌اُمیدی میانِ زندگیِ تاریکِ من.
آدمی، بنده‌ی مُحبّت است؛ ولاغیر.
-